عضویت
x

ورود

نام کاربری:

رمز عبور:
 

یا عضو شوید

  گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟



 
امتیاز موضوع:
  • 5 رأی - میانگین امیتازات: 4.2
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
نویسنده پیام
admin
مدیر کل انجمن
*******

مدیران کل
ارسال‌ها: 374
کتاب مورد علاقه: بشوی اوراق اگر همدرس مایی...
تاریخ عضویت: ۴ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 1837
سپاس شده 1421 بار در 302 ارسال
ارسال: #1
Star ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
دوستان، کتابی که برای نیمه ی دوم آذرماه برای نقد و گفتگو در نظر گرفته شده، کتاب «ذهن نا آرام» اثر هادی بیگدلی، نویسنده ارزنده ی کشورمان می باشد. این کتاب، یکی از کتاب های صوتی قدیمی و بسیار پرطرفدار دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
هست و جزو معدود کتاب هایست که مسائل مختلف روانشناسی را از نگاه ناب عرفانی بررسی می کند. در ضمن با هماهنگی هایی که با نویسنده ی محترم کتاب صورت گرفته، احتمالا ایشان به صورت مجازی در جمع کاربران دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
حضور خواهند داشت و در بحث و گفتگو هایی که پیرامون این کتاب شکل خواهد گرفت، شرکت خواهند کرد. همه ی دوستان را به شنیدن یا خواندن این کتاب انسان ساز و شرکت در بحث و گفتگو های پیرامون آن دعوت می کنم:

[تصویر:  7202Zehne-Na-Aram.jpg]


این کتاب حاوی فصولی با عناوینی از جمله “نزاع و کشمکش ذهنی، ذهن بیمار، فکر-توجه-مراقبه، زندگی چند لایه، پندار نیک – گفتار نیک، بی قراری، نیت، شکست دل و …” است. قسمتی از پیشگفتار این کتاب:

در مقطعی از این هستی بیکران فرصتی شصت هفتاد ساله مهیا شده تا بتوانیم در کنار هم از نغمه های دلنشین پرندگان سبک بال بر شاخسار سادگی و بی ریایی ، در کنار چشمه رحمت و پاکی ، زیر چتر مهر ورزانه حقیقت هستی ، جرعه ای از شراب ناب عشق بر گیریم و هم نوا با نو شدن لحظه به لحظه هستی ، در هر روزی تولدی دوباره را جشن بگیریم. با حضور در کلاس درس پیر عاشق بلخ در می یابیم ، تنها راه رسیدن به آرامش و بینش چیزی نیست جز توقف ذهن از اندیشه گری کاذب و خیالی که این سکوت تنها در کسب آگاهی و دانش حاصل می گردد.

احتما(پرهیز) کن، احتما ز اندیشه ها                  فکر شیر و گور و دلها بیشه ها
احتما بر دواها سرور است                              زان که خاریدن فزونی گر است
احتما اصل دوا آمد یقین                                  احتما کن قوت جان را ببین

 در این مجال سعی بر آن بوده که با مدد جستن از ارباب معرفت ، پیر بینای بلخ ، سیری در داخل ذهنمان داشته باشیم و زوایای نادیده اعماق گرد گرفته ذهنمان را – مختصرا ، بطوریکه از حوصله خوانندگان گرامی خارج نباشد – مورد کاوش قرار دهیم و به پله ای بالاتر از وجودمان وارد شویم و جزو کسانی باشیم که ازآب گرم حمام این حیات چند روزه بهره می برند ، نه کسانی که هیزم کشان حمام هستند و به خیال خودشان در حال پیشرفت و ترقی اند ، غافل از اینکه آرامش و راحتی لحظه های جاری و واقعی زندگیشان را فدای آینده ذهنیشان می کنند.




دانلود نسخه صوتی با اجرای خود نویسنده:

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
     دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
      دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دانلود نسخه ی PDF:



در ضمن، از همه ی کاربران محترم دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
تقاضا می کنم در این بخش صرفا به بیان دیدگاه ها و نظرات در مورد کتاب مشخص شده و یا نقد و بررسی دیدگاه ها و نظرات سایر دوستان بپردازند و  مسائلی همچون کیفیت اجرا ها، روش های دانلود، انتخاب کتاب هفته و... را در بخش های دیگر انجمن یا سایت های مرتبط با انجمن پیگری کنند. با تشکر.

گر جلوه می نمایی و گر طعنه می زنی / ما نیستیم معتقد شیخ خود پسند!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳-۱۱-۱۳۹۲ ۱۲:۳۷ عصر، توسط admin.)
۱۶-۹-۱۳۹۲ ۱۲:۴۴ صبح
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط arveensport ، f_hamed ، hmsokhan1 ، sam1983 ، Rasoul ، m_reza ، قیصری ، ruhe-khoda ، مصطفی صدر ، فریماه ، sayeh ، tayebe-gh ، Nastooh ، EOS ، Atefeh Aqaee ، سالك ، fanobody
sam1983
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 1
کتاب مورد علاقه: قلعه حیوانات
تاریخ عضویت: ۲۱ مرداد ۱۳۹۲
سپاس ها 9
سپاس شده 5 بار در 1 ارسال
ارسال: #2
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
با درود و تشکر
به نظر من کتاب فوق العاده متفاوتیه که خیلی از مسائلی رو که به خاطرش کتب روانشناسی رو زیر و رو میکنیم یکجا و از دید عرفانی مطرح کرده به نظرم چون دید نویسنده فرق میکنه برقرار کردن ارتباط با کتاب برای کسایی که کتاب های روانشناسی آقای رابینز و ترسی رو مطالعه کردند سخت ترخواهد بود.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۶-۹-۱۳۹۲ ۱۰:۱۸ صبح، توسط sam1983.)
۱۶-۹-۱۳۹۲ ۱۰:۱۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mehrdad110 ، admin ، Rasoul ، tayebe-gh ، fanobody
hadibigdeli
کاربر ویژه
***

کاربر ویژه
ارسال‌ها: 96
کتاب مورد علاقه: قرآن کریم
تاریخ عضویت: ۱۶ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 102
سپاس شده 416 بار در 92 ارسال
ارسال: #3
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
سلام و درود خداوند بر تک تک جوانان فهیم ایران زمین - دستتان را می بوسم
آقای دامون عزیز چنان انرژی را در وجود این برادرتان جاری کرده است که بر خود دیدم تا جرعه ای از شربت گرمی بخش آن تشکل و گردهمایی سودمندتان در فضای مجازی برگیرم و خود را در میان جوانان پاک سیرت و دوراندیش ایران زمین بازبپرورم تا بلکه نفسهای امید بخش و انگیزه ساز شما عزیزان محرکی دوچندان در پیمودن این راه شکل گرفته شده بر طریق عنایات حق تعالی در راستای سربلندی ایران عزیزمان ، برای این بنده فراهم آورد.
به مناسبت این روز عزیز (16 آذر) خاطره ای را بیان می کنم: چندین سال پیش در چنین روزیی در دانشگاه خواجه نصر پای سخنان دکتر سروش نشسته بودم که در بخشی از سخنانش با تاکید بسیار می گفت: قدرت نه در ارتش است ، نه در دولت و نه در نهادها و یا سازمانها بلکه قدرت در دست شما دانشجویان و مردم است. آن زمان من گفته ایشان را درک نکردم ولی اکنون با تمام وجود اعلام میکنم که آینده کشور ما به دست شما جوانانی است که شاید خیلی هم به شما توجه نکنند. برادران و خواهران گرامی ، شما نورچشمان از همه چیز و همه کس جلوتر هستید ، آینده مهره تاییدی خواهد زد بر سرآمدی شما. حال که این مسئولیت سنگین بر دوش شما قرار گرفته است باید گامها را علمی ، عقلی و منطبق بر داشته هایمان برداریم.
و اما کتاب ذهن ناارام ؛ آنچه از دل برآید بر دل نشیند. روزگاران پرتلاطم ، لحظه های تلخ و شیرین ، دریافتهای نیک و رنگین ، کشمکشهای شاد و غمگین و هر آنچه که شما بزرگواران برداشت می کنید. خدایا شکر.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۶-۹-۱۳۹۲ ۱۱:۰۱ صبح، توسط hadibigdeli.)
۱۶-۹-۱۳۹۲ ۱۰:۵۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط aramaccess1 ، f_hamed ، Rasoul ، emili ، mehrdad110 ، admin ، قیصری ، مرضیه ، sam1983 ، فریماه ، مجید ، tayebe-gh ، zahra-af ، putin ، hossein123a ، Atefeh Aqaee
aramaccess1
آزاده میرشکار ( آزاد )
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 54
کتاب مورد علاقه: غرور و تعصب جین آستین
تاریخ عضویت: ۱ مهر ۱۳۹۲
سپاس ها 379
سپاس شده 196 بار در 51 ارسال
ارسال: #4
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
سلام ، متاسفانه فرصت نشده این کتاب رو مطالعه کنم اما از کتاب مورد علاقه ی آقای بیگدلی خیلی خوشم اومد ، بیش از پیش تشویقم کرد که هر دو رو توی برنامه مطالعاتم جای بدم.
تا یادم نرفته ، این روز رو هم به همه ی دانشجویان عزیز تبریک میگم ، به امید اینکه دوباره به اون محیط برگردم.

زندگی کردن من
            مردن تدریجی بود

آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم ...


[تصویر:  azi_st.JPG]

۱۶-۹-۱۳۹۲ ۱۱:۰۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mehrdad110 ، admin ، m_reza ، Rasoul ، fanobody
mehrdad110
قلندر
***

کاربر ویژه
ارسال‌ها: 56
کتاب مورد علاقه: نوشته های کارلوس کاستاندا
تاریخ عضویت: ۱۶ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 599
سپاس شده 352 بار در 57 ارسال
ارسال: #5
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
استن(پايه)اين عالم اي جان غفلت است
. هوشياري اين جهان را آفت است
با سلام خدمت دوستان عزیز. مطلبی در باره این شعر که در بخش بازیگر و تماشا آمده دارم. معنی که از این شعر به نظر نویسنده آمده غفلت انسانها از روشن بینی است و برای همین در دام افتادن به کارهای بیهوده. ولی من این طور فکر نمیکنم. این سوال در اینجا مطرح میشود که آیا اصلا اساس این دنیا و تشکیل آن به خاطر غفلت و فراموشی بنیان گذاشته شده یا غفلت صفت عارضی بعد از تشکیل این دنیا است. یعنی دنیا محلی آزمایشی است که در آن میزان غفلت ما سنجیده می شود؟ یا نه غفلت ما این دنیا را بوجود آورده است؟ جواب به این سوال بزرگترین مطلبی است که هویت ما، غفلت ما و علت وجودی این دنیا را معنی میکند.
دوست دارم نظر شما را در این باره بدانم.
با تشکر

کسی که در تقدس لحظه زندگی میکند، همیشه به دنبال نیروی پنهان در هر چیزی است که هر لحظه برای او به ارمغان می آورد، همیشه.
۱۶-۹-۱۳۹۲ ۱۲:۴۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط admin ، Rasoul ، arveensport
hadibigdeli
کاربر ویژه
***

کاربر ویژه
ارسال‌ها: 96
کتاب مورد علاقه: قرآن کریم
تاریخ عضویت: ۱۶ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 102
سپاس شده 416 بار در 92 ارسال
ارسال: #6
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
از نظر بنده آیه 116 سوره انعام به یک بی سواد و امی چنین القا می کند: اگر از بیشتر کسانی که در زمین می باشند پیروی کنی تو را از راه خدا (کامل ترین مسیر) گمراه می کنند، آنان از گمان پیروی می کنند و جز به حدس و تخمین نمی پردازند.
روانشناختی اجتماعی نیز بر این موضوع تاکید می کند که همه انسانها و حتی آگاهان بر مسائل ذهنی و فکری نیز مبرا از خطاهای اسناد بنیادی و انواع سوگیریها و راه اندازیهای سریع و قابل دسترسی ،  فعل و انفعالات ذهنی نیستند.
و از سوی دیگر قرآن می فرماید "از دانش به شما اندکی داده شده است"(اسرا85). به بیانی ساده تر نسبت ندانسته های ما به دانسته هایمان بی نهایت است. شاید بتوان به این نتیجه رسید که دانشهای ما بیشتر از آنکه پیش برنده باشند غفلت آور و فریب دهند هستند. ساختار وجودی آدمی در حاکمیت اندیشه خیالی بر غفلت بنا شده است.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸-۹-۱۳۹۲ ۰۹:۱۰ صبح، توسط hadibigdeli.)
۱۶-۹-۱۳۹۲ ۰۱:۲۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mehrdad110 ، admin ، m_reza ، قیصری ، ruhe-khoda ، مرضیه ، goleyakh ، Rasoul ، tayebe-gh ، Nastooh
مهرايين
كتاب دوست
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 9
کتاب مورد علاقه: شازده كوچولو/دختر كشيش
تاریخ عضویت: ۲۵ آبان ۱۳۹۲
سپاس ها 37
سپاس شده 62 بار در 18 ارسال
ارسال: #7
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
اميدوارم از اين كتابهايي نباشه كه همه چيز رو گل و بلبل توصيف ميكنن و از آدم ميخوان كه زوركي همه چيز رو قشنگ ببينه و عاشق و باشه و الخ

آدمها دو دسته اند؛ دسته اول من، دسته دوم بقيه آدمها.
۱۶-۹-۱۳۹۲ ۰۱:۴۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mehrdad110 ، ruhe-khoda
f_hamed
مدیر بازنشسته
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 1,291
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی کلیدر تاریخچه زمان
تاریخ عضویت: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 4036
سپاس شده 6847 بار در 1271 ارسال
ارسال: #8
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
با سپاس فراوان از استاد گرامی جناب آقای بیگدلی به خاطر حضورشان در انجمن کتاب ایران و عرض سلام به تمامی عزیزان
مدتی پیش وقتی که کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین به عنوان موضوع بحث کتاب هفته در انجمن مطرح شد، در چند مورد از ارسال هایم به نکاتی اشاره کردم که :
عرفان و ادبیات کهن ایران، گنجینه ای گرانبها از پند ها و آموزه های است که انسان را به سمت موفقیت و به روزی سوق می دهند و آنچه امروز توسط چندین و چند نویسنده غربی در قالب روانشناسی موفقیت ، کلید پیروزی و ... مطرح می شود با غنای بیشتر در آثار حضرت مولانا یا شیج اجل سعدی شیراز و یا لسان الغیب حافظ وجود دارد. افسوس که ما قبل از آشنایی با اندیشه های این بزرگان، این آموزه ها را از زبان و قلم چند نویسنده خارجی شنیدیم و گاه با چنان حیرت و تحسینی به جملات نگاه کردیم که انگار همه اینها کشفیات غربی ها بوده و ما از این علم و دانش بی بهره بوده ایم.
کتاب ذهن نا آرام به زیبایی به بیان همان موارد ولی اینبار با استناد به کلام روح بخش حضرت مولانا پرداخته است. امیدوارم نه فقط در این دو هفته که پس از آن هم بحث و تبادل نظر در خصوص این کتاب ادامه یابد (که البته این راه و رسم همیشگی انجمن است که موضوع را خاتمه یافته تلقی نمی کند).
با بهترین آرزوها

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
۱۶-۹-۱۳۹۲ ۰۲:۴۲ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mehrdad110 ، m_reza ، admin ، قیصری ، ruhe-khoda ، مرضیه ، Rasoul ، sam1983 ، tayebe-gh ، DRaiush
m_reza
قیصر
******

مدیران ارشد
ارسال‌ها: 222
کتاب مورد علاقه: قصه های مجید اتاق - اما داناهیو مداد نجار - مانوئل ریباس
تاریخ عضویت: ۶ مرداد ۱۳۹۲
سپاس ها 959
سپاس شده 1506 بار در 223 ارسال
ارسال: #9
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
در بحث هایی که میان دوستان و اعضای فعال انجمن برای کتابهای دنیای سوفی و چهار اثر از فلورانس اسکاول شین رخ میداد. بیشتر بین من و دوستانی دلسوز مثل f_hamed و Rasoul عزیز سر این موضوع بحث رخ میداد که چرا کسی نیست که فلسفه ی مشرق زمین بخصوص ایران را بنگارد و به ایرانیان نشان دهد فلسفه فقط مختص غرب نیست. و در اینباره از دوست عزیزمون آقای هادی بیگدلی تشکر میکنم که چنین کار مهمی رو انجام دادند.
و نکته ی دیگه ای که قبلا بحث شده بود و بحث خیلی طولانی هم داشت. نقد کتاب بود.
البته من هنوز بر این عقیده ام که ما کتاب را از دید خودمان تحلیل میکنیم اما به هر حال اسم نقد بر آن گذاشته میشود. اعضای انجمن با اینکه سعی در بیان نقد هایشان در نهایت احترام دارند اما از دوست عزیزمون هادی بیگدلی خواهشمندم کتاب هفته را به گونه ای دیگر اجرا کنند و در برابر نقد ها گفت و گویی زیبا با منتقد خود داشته باشند تا موضوع روشن و نقاط قوت کتاب معلوم شود.
امیدوارم این کتاب هفته با حضور نویسنده در یاد تمامی اعضای انجمن به یادگار بماند.

[تصویر:  71914804527940686378.jpg]
۱۶-۹-۱۳۹۲ ۰۴:۳۱ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط قیصری ، ruhe-khoda ، مرضیه ، arveensport
mehrdad110
قلندر
***

کاربر ویژه
ارسال‌ها: 56
کتاب مورد علاقه: نوشته های کارلوس کاستاندا
تاریخ عضویت: ۱۶ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 599
سپاس شده 352 بار در 57 ارسال
ارسال: #10
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
با سلام خدمت همه دوستان عزیز
درباره اینکه معرفت و فلسفه از کجا آمده و چه قوم شرقی یا غربی وارث آن بوده بحث های فراوانی شده و می شود. ولی بهتر از آن این است که به خود معرفت پرداخته شود چه به زبان شرقی چه غربی. کلا کسی که اهل معرفت و دانایی است در اولین قدم این را می فهمد که کنکاش برای فهم حقیقت هستی در وجود تمامی بشر وجود دارد. و این خط سیر در همه جای این زمین گاهی بمناسبت ضرورت های زمان آشکار یا نهان شده. خوب این است که هست و درباره آن گفتگو وجود دارد. این نکته مهم است. تلاش استاد عزیز جناب آقای هادی بیگدلی که به زبان خاص خود در باره حقایق آگاهی بابی را گشوده اند درخور تقدیر است و برگی است از تلاش آگاهی انسانی برای فهم حقیقت وجود.
با تشکر

کسی که در تقدس لحظه زندگی میکند، همیشه به دنبال نیروی پنهان در هر چیزی است که هر لحظه برای او به ارمغان می آورد، همیشه.
۱۶-۹-۱۳۹۲ ۰۵:۴۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط admin ، m_reza ، ruhe-khoda ، f_hamed ، Rasoul
قیصری
کاربر ارشد
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 34
کتاب مورد علاقه: بلندی های بادگیر، آثار بزرگ علوی، کتابخانه ی بابل
تاریخ عضویت: ۱۹ مرداد ۱۳۹۲
سپاس ها 477
سپاس شده 136 بار در 34 ارسال
ارسال: #11
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
(۱۶-۹-۱۳۹۲ ۰۴:۳۱ عصر)m_reza نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
در بحث هایی که میان دوستان و اعضای فعال انجمن برای کتابهای دنیای سوفی و چهار اثر از فلورانس اسکاول شین رخ میداد. بیشتر بین من و دوستانی دلسوز مثل f_hamed و Rasoul عزیز سر این موضوع بحث رخ میداد که چرا کسی نیست که فلسفه ی مشرق زمین بخصوص ایران را بنگارد و به ایرانیان نشان دهد فلسفه فقط مختص غرب نیست. و در اینباره از دوست عزیزمون آقای هادی بیگدلی تشکر میکنم که چنین کار مهمی رو انجام دادند.
و نکته ی دیگه ای که قبلا بحث شده بود و بحث خیلی طولانی هم داشت. نقد کتاب بود.
البته من هنوز بر این عقیده ام که ما کتاب را از دید خودمان تحلیل میکنیم اما به هر حال اسم نقد بر آن گذاشته میشود. اعضای انجمن با اینکه سعی در بیان نقد هایشان در نهایت احترام دارند اما از دوست عزیزمون هادی بیگدلی خواهشمندم کتاب هفته را به گونه ای دیگر اجرا کنند و در برابر نقد ها گفت و گویی زیبا با منتقد خود داشته باشند تا موضوع روشن و نقاط قوت کتاب معلوم شود.
امیدوارم این کتاب هفته با حضور نویسنده در یاد تمامی اعضای انجمن به یادگار بماند.
البته با اجازه ی دوستان یک نکته ی دیگر رو هم متذکر بشم.
دوستان هرچند سعی در نقد محترمانه دارند اما به دلیل اینکه شما مدت ها روی این کتاب زحمت کشیدید ممکنه از بعضی از حرف ها ناراحت بشید.
چه بهتر است که در کنار سخنان دوستان شما نیز نقاط قوت کتابتان را بیان کنید و به پاسخ به نقد ها بپردازید

مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتاده ای بگیری مردی
۱۶-۹-۱۳۹۲ ۰۷:۲۷ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط ruhe-khoda ، m_reza ، مرضیه
محمد پارسائیان
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 1
کتاب مورد علاقه: قدرت
تاریخ عضویت: ۱۳ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 0
سپاس شده 3 بار در 1 ارسال
ارسال: #12
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
باسلام و عرض ادب و احترام
خدمت استاد گرانقدر آقای هادی بیگدلی و همه اعضای گرامی . کتاب مذکور کتاب بسیار زیبا و کاربردی ست که انسان خسته از این هیاهوی زندگی ماشینی را کمی آروم میکنه
وعلت اثر بخشی این کتاب سرچشمه ذلال آن و کتاب عرفان، قرآن کریم و مثنوی معنوی هست.
امیدواریم آثار فرخنده ای همچون کتاب مذکور از نویسنده عالیقدر در آینده ببینیم.
انشاالله
۱۷-۹-۱۳۹۲ ۰۹:۳۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط hadibigdeli ، admin ، Rasoul
hadibigdeli
کاربر ویژه
***

کاربر ویژه
ارسال‌ها: 96
کتاب مورد علاقه: قرآن کریم
تاریخ عضویت: ۱۶ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 102
سپاس شده 416 بار در 92 ارسال
ارسال: #13
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
سلام
نکاتی از کتاب ذهن ناآرام در 19 آیتم  از منظر روانشناسی، منبع  دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
 
مولانا بحث از عقل جزیی و عقل کلی به میان می آورد که در حاکمیت عقل کلی است که فعل و انفعلات ذهن صحیح و یا کم اشتباه پیش می رود. یکی از نقاط قوت این کتاب این است که سعی شده همه چیز را در بر گیرد و این نگرش حاکم بر کتاب برگرفته شده از مثنوی مولانا و قرآن می باشد. اگر کسی علاقه مند به روانشناسی باشد از این کتاب مفاهیم قابل قبول روانشناسی را دریافت می کند. اگر کسی با مثنوی مولانا قرابتی داشته باشد از آن منظر بهره میبرد. و اگر کسی به مفاهیم قرآنی علاقه مند باشد از آن منظر میبیند. و در انتها بزرگواران علاقه مند به داستان که آنها نیز بهره خود را می برند.
یکی از نقاط ضعف این کتاب : بدلیل کلی نگری ارتباط با چنین کتابی به سهولت امکان پذیر نیست ولی اگر ارتباط برقرار شود ارتباطی ماندگار است.
و اما انتقاد سازنده: بنده مسرور می شوم که بزرگواری نمایید و مرا بر اشتباهاتم واقف نمایید.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸-۹-۱۳۹۲ ۰۵:۴۷ عصر، توسط hadibigdeli.)
۱۷-۹-۱۳۹۲ ۰۹:۴۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، مرضیه ، mehrdad110 ، admin ، Rasoul ، قیصری ، Nastooh ، DRaiush
hmsokhan1
حمید مقبل
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 53
کتاب مورد علاقه: ?
تاریخ عضویت: ۲۷ آبان ۱۳۹۲
سپاس ها 281
سپاس شده 402 بار در 59 ارسال
ارسال: #14
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
سلام
از من و از هیچ کس دیگر پیروی مکنید و بدانید که عقل تنها ملاک است... (سهروردی)
۱۷-۹-۱۳۹۲ ۱۲:۴۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mehrdad110 ، arveensport ، DRaiush
پیمانt
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 4
کتاب مورد علاقه: قران تمهیدات مثنوی ذهن ناارام عوارف المعارف
تاریخ عضویت: ۱۷ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 0
سپاس شده 12 بار در 4 ارسال
ارسال: #15
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
با سلام خدمت شما عزیزان و نویسنده محترم اقای بیگدلی
مطالعه این کتاب برای اینجانب بسیار راهگشا بوده و هست و باعث اشنایی اینجانب با مثنوی شد و متوجه بسیاری از اشتباهات خود در بینش و جهان بینی شدم به قول نویسنده محترم این کتاب ارتباط با این کتاب کمی مشگل است ولی به محض ارتباط که بعد از تفکر در مطالب بدست میاید  دل کندن از ان سخت است به امید توفیق روز افزون برای ایشان




افت راهت سر است ان را به تیغ تیز ده                       بعد از ان باخسم خود در کشتن خود یارشو
چون ز خود فارغ شدی زیبای شاهی امدی                  کوس قلاشی فرو کوب و  سپهسالار   شو
ملک میران بی سپاه  شاد میزی بی درم                     در دو عالم از خدای خویش برخوردار    شو
۱۷-۹-۱۳۹۲ ۰۳:۰۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، admin ، Rasoul ، قیصری
hadibigdeli
کاربر ویژه
***

کاربر ویژه
ارسال‌ها: 96
کتاب مورد علاقه: قرآن کریم
تاریخ عضویت: ۱۶ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 102
سپاس شده 416 بار در 92 ارسال
ارسال: #16
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
ضمن تشکر از جناب آقای پیمان بخاطر حضورشان در این جمع به اطلاع می رسانم:
1- کتاب ذهن ناآرام ظاهری ساده دارد ولی باطنی نابود کننده.
2- بر عکس نظر دوست گرامی "مهرآیین" ، کتاب ذهن ناآرام  ، ناهنجاریهای حاکم بر روابط انسان را چنان می شکافد که پدری روی به فرزندش می کند و با فریاد می گوید: من آدم نیستم و هیچ چیز نمی فهمم.
3- توصیه بنده به جوانان زیر 30 سال این است که خیلی در این گونه مطالب فرو نروند و درک مفاهیم عمیق را منوط به زمان بکنند. حداقل دوره پنج ساله.
4- ضمن کسب آگاهی واقعی ، باید و حتما مراقب زندگی عادیمان باشیم.
5- جوانان گرامی اگر استعدادی در خود می بینند آن را در طول زمان پخته کنند و از زندگی عادی غافل نشوند. زندگی عادی چیست؟ تحصیل با امید ، شغل در خور شان ، ازدواج و تشکیل خانواده.
6- منی وجود ندارد. تنها ارگانیسمی است که بنا به قابلیتهایش و طرح ریزی کلی ، خروجیهایی را بروز می هد. مثل درخت.
7- در حال حاضر ما بازیگریم. اگر اتفاقی رخ دهد و تماشاگر شویم ، بازی کردن خیلی سخت خواهد بود و معلوم نیست بتوانیم به بازی برگردیم.
8- الکی دلمان را خوش نکنیم ، هیچ کس بدرد آدم نمی خورد مگر خداوند. و اصلا معلوم نیست او برای ما چه چیزی در نظر گرفته است.
9- پس از کش و قوسهای فراوان و تجربیات واقعی در طول زمان به یک ثبات قابل قبول رو به جلو می رسیم. (زمان حداقل پنج سال)
10- برنده در این دنیا کسی است که خداوند او را هدایت کند و هدایتهای خداوند در شکل داستان یوسف است. دوری و بدیختی و زندان و دربدری و در نهایت عاقبت بخیری.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸-۹-۱۳۹۲ ۰۹:۰۶ صبح، توسط hadibigdeli.)
۱۷-۹-۱۳۹۲ ۰۵:۱۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط admin ، Rasoul ، ruhe-khoda ، f_hamed ، مصطفی صدر ، m_reza ، hossein123a ، DRaiush
Rasoul
سرپرست انجمن
******

مدیران ارشد
ارسال‌ها: 273
کتاب مورد علاقه: شاهنامه/جنایت و مکافات/شازده کوچولو
تاریخ عضویت: ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۲
سپاس ها 3980
سپاس شده 1871 بار در 281 ارسال
ارسال: #17
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
(۱۷-۹-۱۳۹۲ ۰۵:۱۸ عصر)hadibigdeli نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
1- کتاب ذهن ناآرام ظاهری ساده دارد ولی باطنی نابود کننده.
3- توصیه بنده به جوانان زیر 30 سال این است که خیلی در این کتاب فرو نروند و درک مفاهیم عمیق آن را منوط به زمان بکنند. حداقل دوره پنج ساله.
4- ضمن کسب آگاهی واقعی ، باید و حتما مراقب زندگی عادیمان باشیم.
5- جوانان گرامی اگر استعدادی در خود می بینند آن را در طول زمان پخته کنند و از زندگی عادی غافل نشوند.
7- در حال حاضر ما بازیگریم. اگر اتفاقی رخ دهد و تماشاگر شویم ، بازی کردن خیلی سخت خواهد بود و معلوم نیست بتوانیم به بازی برگردیم.

گاهی چنان در برخی از مفاهیم  فرو میرفتم و می روم که نتیجه اش چیزی جز دست شستن از تلاش و ممارست ، تکاپویی و خلاقیت و هفته ای پر از اندوه برایم باقی نمی ماند.
مثل :
من که هستم؟  اندازه من در هستی  ؟ به کجا می روم؟ چرا بایست از ناملایمات ناراحت و از موفقیتها شاد شوم؟  من حال حاضر حاصل انتخابهای ریز و درشت یا درست و غلط بوده است و یا حاصل یک مکتوب (به قول ماکز)  ؟  و............
فکر کردن به برخی مفاهیم ،  زندگی عادی کردن را سخت می کند .

مطلب بند 7 را جالب یافتم ، برای خود تعبیراتی داشتم ، لطفا در صورت امکان بسط بفرمایید.
۱۷-۹-۱۳۹۲ ۰۸:۱۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط قیصری ، مصطفی صدر ، مرضیه ، m_reza
hadibigdeli
کاربر ویژه
***

کاربر ویژه
ارسال‌ها: 96
کتاب مورد علاقه: قرآن کریم
تاریخ عضویت: ۱۶ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 102
سپاس شده 416 بار در 92 ارسال
ارسال: #18
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
(۱۷-۹-۱۳۹۲ ۰۸:۱۷ عصر)Rasoul نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(۱۷-۹-۱۳۹۲ ۰۵:۱۸ عصر)hadibigdeli نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
1- کتاب ذهن ناآرام ظاهری ساده دارد ولی باطنی نابود کننده.
3- توصیه بنده به جوانان زیر 30 سال این است که خیلی در این کتاب فرو نروند و درک مفاهیم عمیق آن را منوط به زمان بکنند. حداقل دوره پنج ساله.
4- ضمن کسب آگاهی واقعی ، باید و حتما مراقب زندگی عادیمان باشیم.
5- جوانان گرامی اگر استعدادی در خود می بینند آن را در طول زمان پخته کنند و از زندگی عادی غافل نشوند.
7- در حال حاضر ما بازیگریم. اگر اتفاقی رخ دهد و تماشاگر شویم ، بازی کردن خیلی سخت خواهد بود و معلوم نیست بتوانیم به بازی برگردیم.

گاهی چنان در برخی از مفاهیم  فرو میرفتم و می روم که نتیجه اش چیزی جز دست شستن از تلاش و ممارست ، تکاپویی و خلاقیت و هفته ای پر از اندوه برایم باقی نمی ماند.
مثل :
من که هستم؟  اندازه من در هستی  ؟ به کجا می روم؟ چرا بایست از ناملایمات ناراحت و از موفقیتها شاد شوم؟  من حال حاضر حاصل انتخابهای ریز و درشت یا درست و غلط بوده است و یا حاصل یک مکتوب (به قول ماکز)  ؟  و............
فکر کردن به برخی مفاهیم ،  زندگی عادی کردن را سخت می کند .

مطلب بند 7 را جالب یافتم ، برای خود تعبیراتی داشتم ، لطفا در صورت امکان بسط بفرمایید.

نمونه واقعی انسانی که بین زمین و آسمان گیر کرده است جناب آقای پیمان می باشد. در ابتدای سخن که بحث از نفس گرم شما شد اینجا مصادق پیدا می کند. حضور جناب آقای پیمان در این جمع نعمت خداوندی است. حتی نگاه انسانی در حالت و وضعیت حیرانی برکت است چه برسد به اینکه لطفی نماید و رحمتی جاری سازد. و اما بسط بازیگر و تماشاگر؛ از نگاه قرآن زندگی انسانها بر روی کره زمین بازی ای بیش نیست. پس آن چیز غیر بازی چیست؟ بنظر بنده آن چیز غیر بازی دیدن همین بازی از کل است. یعنی اینکه فهمیدن هیچ و پوچی کارهایمان. آنجا چه اتفاقی می افتد؟ سعی می کنیم بازی نکنیم. بازی نکردن مساوی است با مرگ. خدایا این چه داستانی است؟ این طرف گیجیم و منگ ، آنطرف منفعل و حیرت زده. باید چاره ای اندیشید و به بازی برگشت. پس از گذشت مدت زمانی با هدایتهای حضرت حق به بازی بر می گردیم ولی متفاوت. جایگاه آدم ها در این بازی جدید با جایگاه خداوند جابجا می شود. آدم ها اهمیت خودشان را از دست می دهند و خداوند پر رنگ می شود. انسان در بازی جدید از آدم ها نمی ترسد ولی از خداوند می ترسد. نه بخاطر ثواب ، بلکه چاره ای جز این ندارد.
بنده در راستای تجربیات و عنایات حق تعالی و تفکر در سخنان مولا علی (ع) به این نتیجه رسیده ام که: ترس بالاتر از عشق است. عشق چیزی است که اعطا می شود در حالیکه ترس انتخابی است. عشق در مقطعی از حیات می آید و میرود. پس از آن که عشق حقایق را برایمان روشن کرد این ماییم که در حالت بی عشقی از روی عقل حاکمیت مطلق حضرت حق را قبول می کنیم. 
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸-۹-۱۳۹۲ ۰۵:۴۰ عصر، توسط hadibigdeli.)
۱۸-۹-۱۳۹۲ ۰۹:۰۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mehrdad110 ، Rasoul ، hossein123a ، DRaiush
mehrdad110
قلندر
***

کاربر ویژه
ارسال‌ها: 56
کتاب مورد علاقه: نوشته های کارلوس کاستاندا
تاریخ عضویت: ۱۶ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 599
سپاس شده 352 بار در 57 ارسال
ارسال: #19
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
(۱۸-۹-۱۳۹۲ ۰۹:۰۴ صبح)hadibigdeli نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(۱۷-۹-۱۳۹۲ ۰۸:۱۷ عصر)Rasoul نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(۱۷-۹-۱۳۹۲ ۰۵:۱۸ عصر)hadibigdeli نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
1- کتاب ذهن ناآرام ظاهری ساده دارد ولی باطنی نابود کننده.
3- توصیه بنده به جوانان زیر 30 سال این است که خیلی در این کتاب فرو نروند و درک مفاهیم عمیق آن را منوط به زمان بکنند. حداقل دوره پنج ساله.
4- ضمن کسب آگاهی واقعی ، باید و حتما مراقب زندگی عادیمان باشیم.
5- جوانان گرامی اگر استعدادی در خود می بینند آن را در طول زمان پخته کنند و از زندگی عادی غافل نشوند.
7- در حال حاضر ما بازیگریم. اگر اتفاقی رخ دهد و تماشاگر شویم ، بازی کردن خیلی سخت خواهد بود و معلوم نیست بتوانیم به بازی برگردیم.

گاهی چنان در برخی از مفاهیم  فرو میرفتم و می روم که نتیجه اش چیزی جز دست شستن از تلاش و ممارست ، تکاپویی و خلاقیت و هفته ای پر از اندوه برایم باقی نمی ماند.
مثل :
من که هستم؟  اندازه من در هستی  ؟ به کجا می روم؟ چرا بایست از ناملایمات ناراحت و از موفقیتها شاد شوم؟  من حال حاضر حاصل انتخابهای ریز و درشت یا درست و غلط بوده است و یا حاصل یک مکتوب (به قول ماکز)  ؟  و............
فکر کردن به برخی مفاهیم ،  زندگی عادی کردن را سخت می کند .

مطلب بند 7 را جالب یافتم ، برای خود تعبیراتی داشتم ، لطفا در صورت امکان بسط بفرمایید.

نمونه واقعی انسانی که بین زمین و آسمان گیر کرده است جناب آقای پیمان می باشد. در ابتدای سخن که بحث از نفس گرم شما شد اینجا مصادق پیدا می کند. حضور جناب آقای پیمان در این جمع نعمت خداوندی است. حتی نگاه انسانی در حالت و وضعیت حیرانی برکت است چه برسد به اینکه لطفی نماید و رحمتی جاری سازد. و اما بسط بازیگر و تماشاگر؛ از نگاه قرآن زندگی انسانها بر روی کره زمین بازی ای بیش نیست. پس آن چیز غیر بازی چیست؟ بنظر بنده آن چیز غیر بازی دیدن همین بازی از کل است. یعنی اینکه فهمیدن هیچ و پوچی کارهایمان. آنجا چه اتفاقی می افتد؟ سعی می کنیم بازی نکنیم. بازی نکردن مساوی است با مرگ. خدایا این چه داستانی است؟ این طرف گیجیم و منگ ، آنطرف منفعل و حیرت زده. باید چاره ای اندیشید و به بازی برگشت. پس از گذشت مدت زمانی با هدایتهای حضرت حق به بازی بر می گردیم ولی متفاوت. جایگاه آدم ها در این بازی جدید با جایگاه خداوند جابجا می شود. آدم ها اهمیت خودشان را از دست می دهند و خداوند پر رنگ می شود. انسان در بازی جدید از آدم ها نمی ترسد ولی از خداوند مثل سگ می ترسد. نه بخاطر ثواب ، بلکه چاره ای جز این ندارد.
بنده در راستای تجربیات و عنایات حق تعالی و تفکر در سخنان مولا علی (ع) به این نتیجه رسیده ام که: ترس بالاتر از عشق است. عشق چیزی است که اعطا می شود در حالیکه ترس انتخابی است. عشق در مقطعی از حیات می آید و میرود. پس از آن که عشق حقایق را برایمان روشن کرد این ماییم که در حالت بی عشقی از روی عقل حاکمیت مطلق حضرت حق را قبول می کنیم. 
با سلام خدمت دوستان عزیزم. درباره این که رابطه ما در این دنیا و با این جریانات زندگی چیه. آیا بهش ترس حاکمه یا عشق. فقط از جایگاهی که ما الان درش حضور داریم می شود سخن گفت. وگرنه نگاه کلی همه چیز رو بیان کرده. خدا یا آن موجود ذی وجود دارای دوبخش بنام (بود و نبوده).(مطلبی که همه ما اول قصه ها برایمان گفته میشد رو بهش توجه کردید؟ یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود!!!) همه موجودات که ساختار وجه بیرونی اون رو تشکیل میدهند، بعد از بوجود آمدن در دنیای بود، باید به دنیای نبود سفر کنند تا از هویت خود خبردار شوند و آن وجود ذی وجود را به تجلی بکشند. ما الان در دنیای نبود در حال سفری شگفت انگیز هستیم. کیفیت تمامی روابطی که در آن به سر می بریم از ماهیت نبود برخوردارند. نبود عشق، نبود مروت، نبود انسانیت، نبود همه صفاتی بودی که او برخورداره. برای همین بیشتر اوقات زندگی ما به زعم ما در بطالت میگذره. ولی این بطالت نیست، بازی هست که برای آن کارگردان انجام میدهیم ولی برای حیات بسیار ضروری است. میوه و بهره این بازی در نهایت آگاهیه. و این آگاهی در تمامی لحظات زندگی ما در جریانه و داره به ما اضافه میشه. حتی لحظاتی که ما فکر میکنیم در بیهودگی میگذره. مفاهیمی که الان در کنکاشها و کتابها و جزواتی که ما می خوانیم یا خود گردآوری میکنیم، یاد داشتهاییه که ما از این سفر شگفت انگیز بر میداریم، و مبتنی بر جاییه که در اون قرار داریم، برای همین تمامی برداشتهای ما نسبیه، ما هشتادو چهار واحد درسی را در دنیای نبود باید بگذرانیم تا به حقیقت وجود خودمان واقف شویم. بستگی به اینکه کجای این واحد ها باشی، برداشتت از کل متفاوت میشه و خلق و خو و حالاته متفاوتی هم به ما دست میده. حیرانی، سرگشتگی، و تمامی وادی هایی که تمامی فلاسفه و عرفا و دانشمندان از اون خبر داده اند، در یکی از این واحد ها اتفاق افتاده. الان هم ما در یکی از این وادیها بسر می بریم. گاهی وقتا حیرانیم، گاهی وقتا عاشق، گاهی وقتا در پائین ترین قسمت های زندگی مشغول پاس کردن درسهایی هستیم که توی اون عقب افتادیم. مثل مسائل کوچیک زندگی (رابطه با دیگران، زناشویی، ثروت، اراده ...). ولی شکر که هیچوقت مصاحبت روشن ضمیرانی مانند شما اهل کتاب رو از دستمان کوتاه نمی شود. تلاشهایتان بسیار باشکوه و زیباست. بسیار از مصاحبت شما مشعوفم.

کسی که در تقدس لحظه زندگی میکند، همیشه به دنبال نیروی پنهان در هر چیزی است که هر لحظه برای او به ارمغان می آورد، همیشه.
۱۸-۹-۱۳۹۲ ۰۹:۳۱ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط مرضیه ، admin ، Rasoul
پیمانt
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 4
کتاب مورد علاقه: قران تمهیدات مثنوی ذهن ناارام عوارف المعارف
تاریخ عضویت: ۱۷ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 0
سپاس شده 12 بار در 4 ارسال
ارسال: #20
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
با سلام خدمت عزیزان




با تشکر از شما عزیز گرامی به نظر حکما عشق مرتبه بالاتر از عقل است و این حیرانی به خاطر نبود عقل در فضای عشق است یا شاید عقلی بالاتر از این عقل و به خاطر این که ما در فضای عشق این پوسته ساخته خودمون را ترک میکنیم در حیرت از ندانسته ها فرو میرویم.  لاابالی عشق باشد نی خرد       عقل ان جوید که از ان سودی برد . 
 منتها به گفته جناب بیگدلی باید از ان حالت به حالت عقل برگشت و این جا سختی کار مشخص میشود وکمتر شخصی است که این شان به شان شدن را بتواند تحمل کند البته تا لطف خداوندی نباشد این لطف نصیب کسی نمیشود  




گربه صد جان ذره ای از بیخودی یابی بخر            ور نیابی صد چو خود یابی از ان بیزار شو
                                                                                                                          (  سهروردی)
۱۸-۹-۱۳۹۲ ۱۰:۴۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط admin ، Rasoul ، DRaiush
babakbab
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 1
کتاب مورد علاقه: تمرین نیروی حال
تاریخ عضویت: ۱۸ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 0
سپاس شده 2 بار در 1 ارسال
ارسال: #21
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
با تشکر از مدیرسایت و نویسنده محترم آقای بیگدلی
 از کتاب ذهن ناآرام مطالب جدیدی یاد گرفتم در آخر جناب خیام می فرماید
 
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من
۱۸-۹-۱۳۹۲ ۱۱:۱۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط admin ، Rasoul
مرضیه
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 185
کتاب مورد علاقه: -
تاریخ عضویت: ۲۶ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 2037
سپاس شده 1138 بار در 189 ارسال
ارسال: #22
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
در کتاب بیان شده برای اینکه اسیر دوگانگی نشویم باید به اصل خصائل منفی توجه کنیم مثلا اینکه کینه نمیکنم چون نفرت قلب را میمیراند ، حسادت نمیکنم چون مثل چون خوره به جانم میافتد  و .... اماواقعا به همین سادگیست ؟ ذهن انسان حکمفرمایی گسترده ای دارد و حکمش نافذ است و درعین حال ناشناخته ست تنها با کمک ذهن است که میتوانیم بشناسیمش و اگر بخواهد میتواند راحت گولمان بزند طوریکه خودمان هم نفهمیم فریب خوردیم. خوب و بد زیبا و نازیبا  و صفات دیگر تنها اسامی ای هستندکه یا برایمان تعریف کرده اند و یا ذهن ما آنطور که دوست داشتیم برایمان مشخص کرده اگر شاه ذهن یا همان "چراغ هدایتگر ذهن " بخواهد فریبمان دهد و صواب را ناصواب جلوه دهد می تواند یکی را جای دیگری بگذارد. خدا در قران در موردگناهکاران میفرماید : "شیطان عمل زشتشان را در نظرشان زیبا جلوه داد "  پس ذهن خودفریبی دارد و سوال اینجاست که برای درک و فهم واقعی خوب و بد چه باید کرد؟

یکی از کاربران ،اقای مهرداد 110 در مورد دلیل خلقت پرسیده بودند من اینطور جواب میدهم که همانطور که میدانیم اگر ادم غفلت اولیه را نمیکرد همه چیز در نهایت خوبی و خوشی ادامه میداشت اما خدا میفرماید بار امانت را تنها انسان قبول کرد چون جاهلست ؛ و شاید همین جهالت امتیاز اوست و اصولا به قول یکی اگر همه مان ادمهای بی عیب و نقصی میبودیم چیزمزخرفی از اب درمیامدیم. در جای دیگر خدا میفرماید این دنیا را برای امتحان و آزمایش انسان آفریدیم و حالا دیگر چه فرقی میکند که اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟! مهم اینست که لازم و ملزوم یکدیگرندو فکر میکنم خدا انسان را نیافرید که گناه نکند به قول کارامازوف پدر : همه به آن (گناه) بد میگویند اما همه دوستش دارند.  "انالله و انا الیه راجعون "مهم اینست که در میانه راه گم نشویم.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸-۹-۱۳۹۲ ۱۲:۴۱ عصر، توسط مرضیه.)
۱۸-۹-۱۳۹۲ ۱۲:۰۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط admin ، Rasoul ، m_reza ، arveensport ، hmsokhan1 ، Nastooh
hadibigdeli
کاربر ویژه
***

کاربر ویژه
ارسال‌ها: 96
کتاب مورد علاقه: قرآن کریم
تاریخ عضویت: ۱۶ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 102
سپاس شده 416 بار در 92 ارسال
ارسال: #23
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
درود بر شما بزرگواران ، به به چه روز خوبی 
داد حق عمری که هر روزی از آن                   کس نداند قیمت آن در جهان (مثنوی حضرت مولانا)
ضمن تشکر از نگرش زیبا و سخنان دلنشین آقای مهرداد یاد آور شوم که؛
از ذهن و بازیهای فکری و فریبهای آن غافل نشویم. اگر بنده از فکر و ذهن سخن نمی گویم دلیل بر بی اهمیتی آن نیست. این اقتضای سن و سیر تحولات معرفتی است که چنین سخنانی را جاری می سازد.
بی محتوایی اندیشه و مخرب بودن آن برای خودم من ، مسجل شده است. پیش فرض وجودیم بر خطا و اشتباه است. 
سوال : شما که پیش فرض وجودیتان را بر خطا و اشتباه می دانید چرا وارد این فضا شدید؟ که اگر گافی بدهید هر چیزی که رشته بودید پنبه می شود.
پاسخ : اگر خداوند یاری کند تجربه ای نو و مفید خواهد بود.

با تشکر ویژه از آقای دامون آذری بخاطر راهنمایی هوشمندانه اش.

(۱۸-۹-۱۳۹۲ ۱۲:۰۰ عصر)مرضیه نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
در کتاب بیان شده برای اینکه اسیر دوگانگی نشویم باید به اصل خصائل منفیتوجه کنیم مثلا اینکه کینه نمیکنم چون نفرت قلب را میمیراند ، حسادت نمیکنم چون مثل چون خوره به جانم میافتد  و .... اماواقعا به همین سادگیست ؟ ذهن انسان حکمفرمایی گسترده ای دارد و حکمش نافذ است و درعین حال ناشناخته ست تنها با کمک ذهن است که میتوانیم بشناسیمش و اگر بخواهد میتواند راحت گولمان بزند طوریکه خودمان هم نفهمیم فریب خوردیم. خوب و بد زیبا و نازیبا  و صفات دیگر تنها اسامی ای هستندکه یا برایمان تعریف کرده اند و یا ذهن ما آنطور که دوست داشتیم برایمان مشخص کرده اگر شاه ذهن یا همان "چراغ هدایتگر ذهن " بخواهد فریبمان دهد و صواب را ناصواب جلوه دهد می تواند یکی را جای دیگری بگذارد. خدا در قران در موردگناهکاران میفرماید : "شیطان عمل زشتشان را در نظرشان زیبا جلوه داد "  پس ذهن خودفریبی دارد و سوال اینجاست که برایدرک و فهم واقعی خوب و بد چه باید کرد؟

یکی از کاربران ،اقای مهرداد 110 در مورد دلیل خلقت پرسیده بودند مناینطور جواب میدهم که همانطور که میدانیم اگر ادم غفلت اولیه را نمیکرد همه چیز در نهایت خوبی و خوشی ادامه میداشت اما خدا میفرماید بار امانت را تنها انسان قبول کرد چون جاهلست ؛ و شاید همین جهالت امتیاز اوست و اصولا به قول یکی اگر همه مان ادمهای بی عیب و نقصی میبودیم چیزمزخرفی از اب درمیامدیم. در جای دیگر خدا میفرماید این دنیا را برای امتحان و آزمایش انسان آفریدیم و حالا دیگر چه فرقی میکند که اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟! مهم اینست که لازم و ملزوم یکدیگرندو فکر میکنم خدا انسان را نیافرید که گناه نکند به قول کارامازوف پدر : همه به آن (گناه) بد میگویند اما همه دوستش دارند.  "اناللهو انا الیه راجعون "مهم اینست که در میانه راه گم نشویم.
پاسخ: ما در مسیر شناخت ذهنمان بر فریبهای آن نیز آگاه می شویم بطوریکه پس از گذشت مدت زمانی تلاش و خودشناسی با کنار رفتن خواسته های وجودی بدلیل دستیابی به آنها و درک گم رنگی خواسته های دیگر آنهم بدلیل بلوغ عقلی ، با درک وخامت حاکمیت اندیشه های بیخودی ، آماده می شویم تا وارد یک جنگ تمام عیار شویم. اتفاقا در این فضاست که فریبها شدت و حدت پیدا می کنند. در این حالت ، مفید ترین کار پرهیز از هر نوع فعلی است. 
- این از اون حرفهای باور نکردنی است. مگر میشود مبازره در پرهیز از مبارزه صورت گیرد؟
برای اینکه انسان بتواند درست عمل کند چنین حالتی را قبلا باید تجربه کرده باشد.
- اینکه شد مرغ و تخم مرغ !!!!!!!!!!!!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸-۹-۱۳۹۲ ۰۵:۳۲ عصر، توسط hadibigdeli.)
۱۸-۹-۱۳۹۲ ۱۲:۱۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، مرضیه ، admin ، Rasoul ، m_reza ، Nastooh ، DRaiush
admin
مدیر کل انجمن
*******

مدیران کل
ارسال‌ها: 374
کتاب مورد علاقه: بشوی اوراق اگر همدرس مایی...
تاریخ عضویت: ۴ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 1837
سپاس شده 1421 بار در 302 ارسال
ارسال: #24
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
ممنون آقای بیگدلی عزیز، لطفا منو اینقدر شرمنده نکنید، حضور شما در انجمن کتاب علاوه بر این که باعث افتخار تمام فعالان این سایت هست، قطعا پر از خیر و برکت و رشد هرچه بیشتر اندیشه ها خواهد بود، باز هم به خاطر حضورتون در انجمن ازتون سپاسگذارم اما یک سوال خدمتتون دارم:

دکتر سروش در کتاب ها و مقالات متعددی که در مورد سیر و تاریخ عرفان اسلامی نوشتن، دو نوع عرفان و تصوف رو به عنوان پایه های تاریخی عرفان اسلامی مطرح می کنن، یکی تصوف عاشقانه که افرادی چون مولانا و حافظ  رو در این دسته قرار میدن و دیگری تصوف زاهدانه یا تصوف خائفانه که بزرگانی چون امام محمد غزالی و مولا علی (ع) رو به عنوان افراد شاخص این دسته ی دوم معرفی می کنن. دکتر سروش مباحث مفصلی در مقایسه ی این دو روش دارن و نهایتا به این نتیجه میرسن به خاطر قدرت عشقی که در تصوف عاشقانه وجود داره، تمام وجود سالک رو پر از عشق و غرق در زیبایی های معشوق میشه و چنان نیرویی به سالک میده که با همه ی وجود به سمت معشوق پرواز می کنه اما در تصوف زاهدانه تمام وجود سالک پر از ترس و تقواست (تجلی این ترس و تقوا رو میشه در کتاب «کیمیای سعادت» غزالی به وضوح دید) و باعث میشه سالک گام به گام به سمت معشوق حرکت کنه و بیشتر از این که صفات جمالی معشوق رو ببینه و عاشقانه و پر از شور و اشتیاق پرواز کنه در حیرت و ترس صفات جلالی معشوق باشه و آرام آرام و با نوعی تلخکامی گام برداره. در گفته ها و نوشته های شما اون طور که من متوجه شدم شما هم بیشتر به سمت تصوف زاهدانه و خائفانه تمایل دارین اما فکر نمی کنید اگر بتونیم آینه ی وجودمون رو پاک کنیم و جلوه های معشوق رو در اون ببینیم و با تماشای این زیبایی وصف ناپذیر عاشقانه پرواز کنیم بهتر باشه تا این که همیشه و همیشه در ترس باشیم و در حالی تقوا پیشه کنیم که تلخ کامیم و اون طور که باید بهره ای از تماشای زیبایی های معشوق نبریم؟ فکر نمی کنید اگر به جای اینکه به تعبیر شما «مثل سگ از خدا بترسیم» و تمام این دنیا رو زندانی وحشتناک ببینیم، غرق در ناز و  راز معشوق باشیم و همه چیز رو جلوه ای از زیبایی های او ببینیم؟

پیشاپیش از پاسختون تشکر می کنم.

گر جلوه می نمایی و گر طعنه می زنی / ما نیستیم معتقد شیخ خود پسند!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸-۹-۱۳۹۲ ۰۳:۰۳ عصر، توسط admin.)
۱۸-۹-۱۳۹۲ ۰۱:۴۲ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، Rasoul ، m_reza ، Nastooh ، DRaiush
hadibigdeli
کاربر ویژه
***

کاربر ویژه
ارسال‌ها: 96
کتاب مورد علاقه: قرآن کریم
تاریخ عضویت: ۱۶ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 102
سپاس شده 416 بار در 92 ارسال
ارسال: #25
RE: نیمه دوم آذر 92 - کتاب ذهن ناآرام - هادی بیگدلی
(۱۸-۹-۱۳۹۲ ۰۱:۴۲ عصر)admin نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
ممنون آقای بیگدلی عزیز، لطفا منو اینقدر شرمنده نکنید، حضور شما در انجمن کتاب علاوه بر این که باعث افتخار تمام فعالان این سایت هست، قطعا پر از خیر و برکت و رشد هرچه بیشتر اندیشه ها خواهد بود، باز هم به خاطر حضورتون در انجمن ازتون سپاسگذارم اما یک سوال خدمتتون دارم:

دکتر سروش در کتاب ها و مقالات متعددی که در مورد سیر و تاریخ عرفان اسلامی نوشتن، دو نوع عرفان و تصوف رو به عنوان پایه های تاریخی عرفان اسلامی مطرح می کنن، یکی تصوف عاشقانه که افرادی چون مولانا و حافظ  رو در این دسته قرار میدن و دیگری تصوف زاهدانه یا تصوف خائفانه که بزرگانی چون امام محمد غزالی و مولا علی (ع) رو به عنوان افراد شاخص این دسته ی دوم معرفی می کنن. دکتر سروش مباحث مفصلی در مقایسه ی این دو روش دارن و نهایتا به این نتیجه میرسن به خاطر قدرت عشقی که در تصوف عاشقانه وجود داره، تمام وجود سالک رو پر از عشق و غرق در زیبایی های معشوق میشه و چنان نیرویی به سالک میده که با همه ی وجود به سمت معشوق پرواز می کنه اما در تصوف زاهدانه تمام وجود سالک پر از ترس و تقواست (تجلی این ترس و تقوا رو میشه در کتاب «کیمیای سعادت» غزالی به وضوح دید) و باعث میشه سالک گام به گام به سمت معشوق حرکت کنه و بیشتر از این که صفات جمالی معشوق رو ببینه و عاشقانه و پر از شور و اشتیاق پرواز کنه در حیرت و ترس صفات جلالی معشوق باشه و آرام آرام و با نوعی تلخکامی گام برداره. در گفته ها و نوشته های شما اون طور که من متوجه شدم شما هم بیشتر به سمت تصوف زاهدانه و خائفانه تمایل دارین اما فکر نمی کنید اگر بتونیم آینه ی وجودمون رو پاک کنیم و جلوه های معشوق رو در اون ببینیم و با تماشای این زیبایی وصف ناپذیر عاشقانه پرواز کنیم بهتر باشه تا این که همیشه و همیشه در ترس باشیم و در حالی تقوا پیشه کنیم که تلخ کامیم و اون طور که باید بهره ای از تماشای زیبایی های معشوق نبردیم؟ فکر نمی کنید اگر به جای اینکه به تعبیر شما «مثل سگ از خدا بترسیم» و تمام این دنیا رو زندانی وحشتناک ببینیم، غرق در ناز و  راز معشوق باشیم و همه چیز رو جلوه ای از زیبایی های او ببینیم؟

پیشاپیش از پاسختون تشکر می کنم.

بنام خداوند بخشنده مهربان
من هم مثل اکثر جوانان امروزی علاقه وافر به ارتباط عاشقانه را داشتم و از تیپ انسانهایی مثل مولانا بیشتر خوشم می آمد تا انسانهایی مثل غزالی. ولی وقیکه در سخنان حضرت علی (ع) تفکر کردم دیدم اصلی ترین چیزی را که او برای فرزندش تاکید می کند ترس از خداوند است. ما بچه مسلمانها میدانیم که اگر عشق حضرت علی (ع) به خدا بیشتر از مولانا نباشد کمتر هم نیست. به جرات می توان گفت که هر کسی به نگاه حضرت علی (ع) برسد به قرآن رسیده است. خود خداوند نیز بیشتر بر ترس از خودش ما را هشدار می دهد تا اینکه عشق بورزیم.
من نمی دانم آقای مولانا چه حالی داشته است و آیا بعد از انقلابات درونیش آن عشق تا آخر زندگیش با او بوده است یا نه. اگر عشق چیز همیشگی باشد صد البته بهتر است. ولی بنظر بنده عشق می آید و سلامی می کند و می رود. بعد از آن ما می مانیم و درون ناپاکمان.
بنظر بنده حضرت علی (ع) یا بهتر بگویم خود خدا ، واقعی تر و کاربردی تر هدایت و راهنمایی می کند.
در کتاب سرگذشت بشر که با اشعار حضرت مولانا مزین شده است سعی شده است تا دریابیم که مولانا نیز از این کتاب در نگاه خویش و اندیشه هایش بهره برده است در حالیکه شاید برای مخاطب چنین تداعی شود که این تلاش در راستای تایید مولاناست.

و نکته دیگر اینکه در حال حاضر که عشقی در وجود من وجود ندارد. هر زمان عشق آمد قدمش روی چشم ، خودش کارش را انجام می دهد. حرف زدن از عشق هم دردی را دوا نمی کند. پس باید چکار کرد؟
با اطلاع نسبی از سنت حاکم بر این جهان می دانم که اگر کار اشتباهی کنم و حتی اشتباه فکر کنم عواقبش گریبانگیر خودم خواهد شد. منم که دائم در حال خطا و اشتباهم. پس پناه می آورم به خداوند و جایگاه والایش را با سخنان خودش دائم بر خودم یادآور می شوم و با توکل بر او پیش می روم. ترس از خدا به معنای ندیدن زیباییها نیست. بلکه درک این واقعیت است که همه چیز بدست اوست. و این حاکمیت مطلق به منزله گل و بلبل بودن نیست بلکه شناخت کامل نحوه حکومت او بر جهان است تا بتوانیم همسو با خواست او گام برداریم. ترس از خداوند زاینده عشق است زیرا که رفته رفته انسان در ارتباطاتش با خدا درمی یابد که چقدر او خوب است و چقدر به انسان کمک می کند. اگر ترسی وجود نداشته باشد انسان همینطور پیش می رود به خیال اینکه همه چیز خوب پیش رود. در حالیکه خوبیها از سوی خداست و بدیها از خود ماست.
بنظرم از تجربیات بزرگانی همچون مولانا باید استفاده کنیم برای رسیدن به اصل جنس. نه اینکه بخواهیم مثل آنها بشویم.
با تشکر ویژه از آقای دامون آذزی بخاطر نکته ظریف و هدایت گرش ، تلاش خواهم کرد تا راه اعتدال را در پیش بگیرم. 
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸-۹-۱۳۹۲ ۰۵:۲۷ عصر، توسط hadibigdeli.)
۱۸-۹-۱۳۹۲ ۰۲:۵۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، m_reza ، admin ، DRaiush


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 2 مهمان

تماس با ما   انجمن کتاب ایران   بازگشت به بالا   بازگشت به محتوا   بایگانی   پیوند سایتی RSS