عضویت
x

ورود

نام کاربری:

رمز عبور:
 

یا عضو شوید

  گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟



 
امتیاز موضوع:
  • 9 رأی - میانگین امیتازات: 3.78
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بوف کور اثر صادق هدایت
نویسنده پیام
Niki
سرپرست انجمن
******

مدیران ارشد
ارسال‌ها: 670
کتاب مورد علاقه: شازده کوچولو، مردی در تبعید ابدی، سمفونی مردگان، ارواح، زوال کلنل After Twenty Years
تاریخ عضویت: ۷ اسفند ۱۳۹۱
سپاس ها 2692
سپاس شده 2674 بار در 570 ارسال
ارسال: #1
Star بوف کور اثر صادق هدایت
دوستان خوبم ، به دلیل ایام امتحانات و درخواست برخی دوستان ، هفته دوم بهمن کتابی معرفی نشد تا دوستان مشتاق ، زمان بیشتری برای مطالعه و شرکت در مباحث داشته باشند. ضمن تشکر از همگی ، کتاب هفته سوم را زودتر معرفی می کنیم تا پیشاپیش شما دوستان علاقمند بتونید مطالعه و مباحثه داشته باشید .
بوف کور شناخته شده ترین اثر صادق هدایت در ادبیات این مرزوبوم است. داستانی که  چاپ و انتشار آن در آنزمان برای زنده یاد هدایت ، همچون گذر ازهفت خوان رستم بود. تقدیم به همه ی دوستداران هدایت :


بوف کور - صادق هدایت

[تصویر:  Boofe-Koor-207x300.jpg]



بوف کور مشهورترین اثر صادق هدایت نویسنده معاصر ایرانی، رمانی کوتاه و از شاهکارهای ادبیات سدهٔ ۲۰ است. این رمان به سبک فراواقع‌ نوشته شده و تک‌گویی یک راوی است که دچار توهم و پندارهای روانی است. این کتاب تاکنون از فارسی به چندین زبان از جمله انگلیسی و فرانسه ترجمه شده‌است.  بخشی از داستان کتاب به طور خلاصه :

دختر درست در مقابل من واقع شده بود، ولی بنظر می آمد که هیچ متوجه اطراف خودش نمی شد. نگاه می کرد، بی آنکه نگاه کرده باشد؛ لبخند مدهوشانه و بی اراده ای کنار لبش خشک شده بود، مثل اینکه بفکر شخص غایبی بوده باشد – از آنجا بود که چشمهای مهیب افسونگر، چشمهایی که مثل این بود که بانسان سرزنش تلخی می زند، چشمهای مضطرب، متعجب، تهدیدکننده و وعده دهندهء او را دیدم و پرتو زندگی من روی این گویهای براق پرمعنی ممزوج و در ته آن جذب شد – این آینهء جذاب همهء هستی مرا تا آنجاییکه فکر بشر عاجز است بخودش می کشید – چشمهای مورب رکمنی که یک فروغ ماوراء طبیعی و مست کننده داشت، در عین حال یترسانید و جذب می کرد، مثل اینکه با چشمهایش مناظر ترسناک و ماوراء بیعی دیده بود که هر کسی نمی توانست ببیند؛ گونه های برجسته، پیشانی بلند، ابروهای باریک به هم پیوسته، لبهای گوشتالوی نیمه باز، لبهاییکه ثل این بود تازه از یک بوسهء گرم طولانی جدا شده ولی هنوز سیر نشده ود. موهای ژولیدهء سیاه و نامرتب دور صورت مهتابی او را گرفته بود و یک رشته از آن روی شقیقه اش چسبیده بود – لطافت اعضا و بی اعتنایی اثیری حرکاتش از سستی و موقتی بودن او حکایت می کرد، فقط یک دختر رقاص بتکدهء هند ممکن بود حرکات موزون او را داشته باشد.



دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(رمز فایل پی دی اف : دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
)

دانلود نسخه گویا :
(با اجرای زیبای همکار گرانقدر و همراه همیشگی انجمن :دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
)
زمان کل: ۳ ساعت و ۳۱ دقیقه

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

چون به دریا می توانی راه یافت
سوی یک شبنم چرا باید شتافت؟!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳-۱۱-۱۳۹۲ ۱۲:۴۰ عصر، توسط admin.)
۹-۱۱-۱۳۹۲ ۱۱:۳۴ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، admin ، aramaccess1 ، مجید ، arveensport ، hmsokhan1 ، Rasoul ، MACh ، Nastooh ، Ermia ، mahya ، parya ، فریماه ، الف میم ، مرضیه ، آوای سکوت ، arshia051 ، علی خانی ، ali asaei ، Atefeh Aqaee ، nitiX ، DRaiush ، navazesh ، ALI.M.R ، Vivani ، احسان آشنا ، nazanin1999 ، رسانه مدرن شهر- آقابابایی
f_hamed
مدیر بازنشسته
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 1,291
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی کلیدر تاریخچه زمان
تاریخ عضویت: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 4036
سپاس شده 6855 بار در 1271 ارسال
ارسال: #2
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
سلامی گرم به همه عزیزان
با تشکر از نیکی عزیز به خاطر انتخاب این شاهکار ادبی.
امروز وقتی در سایت های مختلف به دنبال نقدها و نظراتی که در خصوص این کتاب منتشر شده می گشتم به مطلبی برخوردم که از دیدگاه های مختلف این کتاب رو مورد بررسی قرار داده بود. بهتر دیدم به جای نقل قول و خلاصه کردن آن مقاله لینک وبلاگ رو در اختیار دوستانم قرار بدم.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


یکی از نکات جالب و درخور توجه در مورد بوف کور در بحث نقد تطبیقی است. یعنی بررسی اثر با سایر آثار هم عصر یا ماقبل و میزان تاثیر متقابل. بوف کور تماما از اندیشه ها و نوشته های صادق هدایت تاثیر گرفته و به عبارتی مانند یا تحت تاثیر هیچ اثر ادبی داخلی یا خارجی دیگر نبوده است.
از دیدگاه روان شناسی نیز در مورد آن بحث های زیادی شده است و حتی کتاب هایی در مورد آن به رشته تحریر درآمده است.
در خاتمه لازم می دانم از دوستی که مشوق من در ضبط این کتاب بود تشکر ویژه داشته باشم.

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
۱۰-۱۱-۱۳۹۲ ۰۹:۰۹ صبح
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط admin ، Niki ، MACh ، Nastooh ، Ermia ، mahya ، arveensport ، parya ، hmsokhan1 ، Rasoul ، افتاب گردان ، samsara ، مجید ، فریماه ، Atefeh Aqaee ، DRaiush ، ALI.M.R ، nazanin1999 ، fanobody
arveensport
امیر رحیم زاده
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 164
کتاب مورد علاقه: کلیدر-طوطی-دو قرن سکوت
تاریخ عضویت: ۲ آبان ۱۳۹۲
سپاس ها 853
سپاس شده 1417 بار در 179 ارسال
ارسال: #3
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
با سلام بتمامی دوستان
کتاب با این جملات مشهور آغاز می‌شود «در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد؛ چون عموماً عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزء اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سَبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند. زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی به‌وسیله افیون و مواد مخدره است. ولی افسوس که تأثیر این‌گونه داروها موقت است و به جای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می‌افزاید».
تمامی رمان از زاویه دید اول شخص روایت می‌شود و از دو بخش نسبتاً جدا از هم ساخته شده‌ است. این دو بخش گاه با استفاده از شباهت توصیف‌ها و اشاره‌ها به هم مربوط می‌شود.

1-در بخش اول پس طی مقداری از داستان راوی تصمیم می‌گیرد برای مرتب کردن افکارش نقاشی خود و نقاشی گلدان را جلوی منقل تریاک روبروی خود بگذارد و تریاک بکشد. راوی براثر استعمال تریاک به حالت خلسه می‌رود و در عالم رویا به سده‌های قبل بازمی‌گردد و خود را در محیطی جدید می‌یابد که علی‌رغم جدید بودن برایش کاملاً آشناست

2-بخش دوم ماجرای راوی در این دنیای تازه (در چندین سده قبل) است. از اینجا به بعد راوی مشغول نوشتن و شرح ماجرا برای سایه‌اش می‌شود که شکل جغد است و با ولع هرچه تمام تر هرآنچه را راوی می‌نویسد می‌بلعد. راوی در اینجا شخص جوان ولی بیمار و رنجوری است که .......

بعقیده بسیاری از منتقدین سبک نوشتاری کتاب شاید برای خواننده عادی قابل فهم نباشد و یا حداقل متوجه خیلی از نکات کتاب نشود و ممکن است خیلی ها بار اول کتابرا بخوانند و از آن سر درنیارورند ولی سبک منحصر بفرد کتاب مطمئنآ هر کسی را برای بارها خواندن و گوش دادنش ترغیب میکندو مطمئناً نقد یه فرد عادی با نظر  منتقد و صاحب نظر تفاوت دارد ولی هر کسی میتواند نظر بدهد و هر جای کتابرا که قابل درک نباشد مطرح کند و درباره اش بحث بشود.
در خاتمه با سپاس فراوان از نیکی گرامی نه تنها امیدوار که مطمئنم این هفته مباحث پربار و ارزشمندی را در انجمن شاهد خواهیم بود.

چه دروغ و فریب بزرگی که میگویند ،هیچکس با خود چیزی بآن دنیا نمیبرد ؟؟؟
چه بسیار آرزوهاییکه آدمی با خود بگور میبرد!!!!!!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱-۱۱-۱۳۹۲ ۰۴:۵۳ صبح، توسط arveensport.)
۱۱-۱۱-۱۳۹۲ ۰۴:۵۲ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Niki ، parya ، f_hamed ، admin ، mahya ، فریماه ، hmsokhan1 ، Rasoul ، Nastooh ، samsara ، MACh ، Ermia ، آوای سکوت ، عادل سینگری ، arshia051 ، Atefeh Aqaee ، ALI.M.R ، Tapesh ، nazanin1999
mahya
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 74
کتاب مورد علاقه: ناتور دشت خانم دلوی و صبح بود و شام بود تماما مخصوص ببر سفید تیر های سقف را بالا بگذارید نجاران
تاریخ عضویت: ۱۶ مهر ۱۳۹۲
سپاس ها 195
سپاس شده 416 بار در 75 ارسال
ارسال: #4
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
از نظر من دلیل عمده ی اینکه آثار هدایت خصوصا بوف کور که روانشناسانه و پر از نمادهای اساطیری و روانشناختیه اونطور که باید در سطح جهان منتشر نشده و کشورها و فرهنگ های دیگه اکثرا هنوز حتی نام هدایت رو نشنیدن ، اینه که آثارش کمتر به زبان های دیگه ترجمه شدن وگرنه نسبت به خیلی از نویسنده ها که چون یا خود اثر رو به انگلیسی نوشتن یا ترجمه های متعددی داشتند و در جهان مطرح شدند ، قلم قوی تر و بار مفهومی و نمادین بهتری داره. البته من خودم به شخصه با گزینش محدود دامنه ی لغات بوف کور رابطه ی خوبی برقرار نکردم .

وای بر شما اگر همه از شما خوب بگویند !

آلبر کامو _ سقوط
۱۱-۱۱-۱۳۹۲ ۰۸:۴۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط arveensport ، f_hamed ، افتاب گردان ، Niki ، فریماه ، hmsokhan1 ، Rasoul ، مرضیه ، admin ، MACh ، Atefeh Aqaee ، DRaiush ، ALI.M.R ، zakiye ، fanobody
f_hamed
مدیر بازنشسته
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 1,291
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی کلیدر تاریخچه زمان
تاریخ عضویت: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 4036
سپاس شده 6855 بار در 1271 ارسال
ارسال: #5
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
(۱۱-۱۱-۱۳۹۲ ۰۸:۴۰ عصر)mahya نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
از نظر من دلیل عمده ی اینکه آثار هدایت خصوصا بوف کور که روانشناسانه و پر از نمادهای اساطیری و روانشناختیه اونطور که باید در سطح جهان منتشر نشده و کشورها و فرهنگ های دیگه اکثرا هنوز حتی نام هدایت رو نشنیدن ، اینه که آثارش کمتر به زبان های دیگه ترجمه شدن وگرنه نسبت به خیلی از نویسنده ها که چون یا خود اثر رو به انگلیسی نوشتن یا ترجمه های متعددی داشتند و در جهان مطرح شدند ، قلم قوی تر و بار مفهومی و نمادین بهتری داره. البته من خودم به شخصه با گزینش محدود دامنه ی لغات بوف کور رابطه ی خوبی برقرار نکردم .
محیای عزیز
آثار هدایت خصوصا بوف کور ترجمه های متعددی به زبان های انگلیسی ، فرانسه و ... داشته و در مقایسه با آثار سایر نویسندگان برجسته ایرانی از اقبال و معروفیت بیشتری برخوردار بوده.
متاسفانه در هیچ یک از حکومت های گذشته به ادبیات و نویسندگان توجه زیادی نشده و همواره به نوعی مغضوب بوده اند و به همین دلیل تلاشی برای معرفی آنها در سطح بین المللی صورت نگرفته. اگر گه گاه بزگانی چون استاد دولت آبادی موفق به دریافت جوایز بین المللی هم می شن مردم ما خبرش رو از سایت ها غیر رسمی دریافت می کنن تا ...
شاید دلیلش این باشه که به قول زنده یاد اخوان ثالث :  نویسنده و اصولا هنرمند ایرانی بر سلطه ها بوده نه با سلطه ها. 

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
۱۱-۱۱-۱۳۹۲ ۱۱:۱۳ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mahya ، Niki ، hmsokhan1 ، Rasoul ، Nastooh ، مرضیه ، arveensport ، samsara ، admin ، MACh ، parya ، arshia051 ، Atefeh Aqaee ، ALI.M.R ، fanobody
mahya
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 74
کتاب مورد علاقه: ناتور دشت خانم دلوی و صبح بود و شام بود تماما مخصوص ببر سفید تیر های سقف را بالا بگذارید نجاران
تاریخ عضویت: ۱۶ مهر ۱۳۹۲
سپاس ها 195
سپاس شده 416 بار در 75 ارسال
ارسال: #6
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
(۱۱-۱۱-۱۳۹۲ ۱۱:۱۳ عصر)f_hamed نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(۱۱-۱۱-۱۳۹۲ ۰۸:۴۰ عصر)mahya نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
از نظر من دلیل عمده ی اینکه آثار هدایت خصوصا بوف کور که روانشناسانه و پر از نمادهای اساطیری و روانشناختیه اونطور که باید در سطح جهان منتشر نشده و کشورها و فرهنگ های دیگه اکثرا هنوز حتی نام هدایت رو نشنیدن ، اینه که آثارش کمتر به زبان های دیگه ترجمه شدن وگرنه نسبت به خیلی از نویسنده ها که چون یا خود اثر رو به انگلیسی نوشتن یا ترجمه های متعددی داشتند و در جهان مطرح شدند ، قلم قوی تر و بار مفهومی و نمادین بهتری داره. البته من خودم به شخصه با گزینش محدود دامنه ی لغات بوف کور رابطه ی خوبی برقرار نکردم .
محیای عزیز
آثار هدایت خصوصا بوف کور ترجمه های متعددی به زبان های انگلیسی ، فرانسه و ... داشته و در مقایسه با آثار سایر نویسندگان برجسته ایرانی از اقبال و معروفیت بیشتری برخوردار بوده.
متاسفانه در هیچ یک از حکومت های گذشته به ادبیات و نویسندگان توجه زیادی نشده و همواره به نوعی مغضوب بوده اند و به همین دلیل تلاشی برای معرفی آنها در سطح بین المللی صورت نگرفته. اگر گه گاه بزگانی چون استاد دولت آبادی موفق به دریافت جوایز بین المللی هم می شن مردم ما خبرش رو از سایت ها غیر رسمی دریافت می کنن تا ...
شاید دلیلش این باشه که به قول زنده یاد اخوان ثالث :  نویسنده و اصولا هنرمند ایرانی بر سلطه ها بوده نه با سلطه ها. 

بله ترجمه شدن . اما مطرح نشدن . مثلا کتاب های خالد حسینی چطور تونسته تو کل جهان مطرح بشه و حتی از روی کتابش فیلم هم بسازن ؟ چون به انگلیسی نوشته شده . البته من مخالف اینم که نویسنده ها به زبانی غیر از مادری بنویسن اما خب اگه با همکاری و نظارت خودشون از همون ابتدا حداقل دو زبانه منتشر بشه کتاب هاشون خیلی بهتره .

وای بر شما اگر همه از شما خوب بگویند !

آلبر کامو _ سقوط
۱۱-۱۱-۱۳۹۲ ۱۱:۲۷ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Niki ، فریماه ، f_hamed ، Rasoul ، arveensport ، admin ، MACh ، parya ، ALI.M.R ، zakiye ، fanobody
الف میم
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 1
کتاب مورد علاقه: حافظ
تاریخ عضویت: ۵ بهمن ۱۳۹۲
سپاس ها 1
سپاس شده 10 بار در 1 ارسال
ارسال: #7
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
با سلام؛ دیدنِ یک فرشته‌ی آسمانی از سوراخِ یک دیوار همانا و زمام دل از کف دادن همانا! «عشق در نگاه اول» به زیبایی درین کتاب به تصویر کشیده شده بود. به طوری که منُ یاد این بیت جناب حافظ انداخت: «برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر / وه که با خرمن مجنون دل‌افگار چه کرد» ولی توصیفاتی که از اون دختر ارائه می‌داد قدری آزاردهنده بود. یه طوری که آدم احساس می‌کرد که فریفته‌ی ظاهرش شده بود. حالا بی‌ربط یا باربط، ذکر از لیلی و مجنون شد. قطعاً همگی در جریان هستند که این لیلیِ مادرمرده نه چشمان درشتی داشت، نه ابروان کمانی، نه روی سفیدی همچون ماه، نه لب‌های سرخ گوشتالویی و نه قامت رعنایی! ولی یک چیز خیلی خاص داشت که هیچ‌کدوم از من و شما نمی‌تونیم ببینمش به جز مجنون! ولی درین کتاب، نگاه صادق‌خان، بی‌شباهت به نگاه اون عیب‌جو نبود که فقط خال و خط و زلف و چشم و لب و قامت می‌دید.

البته باید قید کنم که هنوز کتاب رو به اتمام نرسوندم و حتی نصفش هم نکردم. ولی این‌ها چیزی بود که در صفحات آغازین کتاب می‌شد برداشت کرد. وقتی کتاب رو به اتمام رسوندم شاید نظرم تغییر کرد.
۱۲-۱۱-۱۳۹۲ ۰۵:۲۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، Niki ، مرضیه ، arveensport ، admin ، MACh ، فریماه ، parya ، ALI.M.R ، fanobody
hmsokhan1
حمید مقبل
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 53
کتاب مورد علاقه: ?
تاریخ عضویت: ۲۷ آبان ۱۳۹۲
سپاس ها 281
سپاس شده 404 بار در 59 ارسال
ارسال: #8
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
(۱۰-۱۱-۱۳۹۲ ۰۹:۰۹ صبح)f_hamed نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلامی گرم به همه عزیزان
با تشکر از نیکی عزیز به خاطر انتخاب این شاهکار ادبی.
امروز وقتی در سایت های مختلف به دنبال نقدها و نظراتی که در خصوص این کتاب منتشر شده می گشتم به مطلبی برخوردم که از دیدگاه های مختلف این کتاب رو مورد بررسی قرار داده بود. بهتر دیدم به جای نقل قول و خلاصه کردن آن مقاله لینک وبلاگ رو در اختیار دوستانم قرار بدم.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


یکی از نکات جالب و درخور توجه در مورد بوف کور در بحث نقد تطبیقی است. یعنی بررسی اثر با سایر آثار هم عصر یا ماقبل و میزان تاثیر متقابل. بوف کور تماما از اندیشه ها و نوشته های صادق هدایت تاثیر گرفته و به عبارتی مانند یا تحت تاثیر هیچ اثر ادبی داخلی یا خارجی دیگر نبوده است.
از دیدگاه روان شناسی نیز در مورد آن بحث های زیادی شده است و حتی کتاب هایی در مورد آن به رشته تحریر درآمده است.
در خاتمه لازم می دانم از دوستی که مشوق من در ضبط این کتاب بود تشکر ویژه داشته باشم.

سلام به همه ی دوستان
آقای "فرید حامد" عزیز ؛ ضمن تشکر از صدای گرم و دلنشین شما.... شما با کدام نقد موافق هستید و دیدگاه شما چیست؟ 1)"""عقده ادیپ""" و یا 2)مقایسه با کتاب "ال الا (عشق جادویی)"" و به قول این گفتار نقد ""یونگی""

بیرون ز تو نیست ، هر چه در عالم هست
از خود بطلب هر آنجه خواهی ، که تویی . . .


از دوستان عزیز هم درخوست می کنم که قبل از خوندن کتاب، نقدی دربارش نخونن... که خودم گرفتار این موضوع شدم...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۱۱-۱۳۹۲ ۱۰:۲۴ صبح، توسط hmsokhan1.)
۱۲-۱۱-۱۳۹۲ ۰۸:۴۱ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، mahya ، Niki ، Nastooh ، arveensport ، admin ، MACh ، فریماه ، parya ، ALI.M.R ، رشیدی
f_hamed
مدیر بازنشسته
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 1,291
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی کلیدر تاریخچه زمان
تاریخ عضویت: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 4036
سپاس شده 6855 بار در 1271 ارسال
ارسال: #9
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
(۱۲-۱۱-۱۳۹۲ ۰۵:۲۳ صبح)الف میم نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
با سلام؛ دیدنِ یک فرشته‌ی آسمانی از سوراخِ یک دیوار همانا و زمام دل از کف دادن همانا! «عشق در نگاه اول» به زیبایی درین کتاب به تصویر کشیده شده بود. به طوری که منُ یاد این بیت جناب حافظ انداخت: «برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر / وه که با خرمن مجنون دل‌افگار چه کرد» ولی توصیفاتی که از اون دختر ارائه می‌داد قدری آزاردهنده بود. یه طوری که آدم احساس می‌کرد که فریفته‌ی ظاهرش شده بود. حالا بی‌ربط یا باربط، ذکر از لیلی و مجنون شد. قطعاً همگی در جریان هستند که این لیلیِ مادرمرده نه چشمان درشتی داشت، نه ابروان کمانی، نه روی سفیدی همچون ماه، نه لب‌های سرخ گوشتالویی و نه قامت رعنایی! ولی یک چیز خیلی خاص داشت که هیچ‌کدوم از من و شما نمی‌تونیم ببینمش به جز مجنون! ولی درین کتاب، نگاه صادق‌خان، بی‌شباهت به نگاه اون عیب‌جو نبود که فقط خال و خط و زلف و چشم و لب و قامت می‌دید.

البته باید قید کنم که هنوز کتاب رو به اتمام نرسوندم و حتی نصفش هم نکردم. ولی این‌ها چیزی بود که در صفحات آغازین کتاب می‌شد برداشت کرد. وقتی کتاب رو به اتمام رسوندم شاید نظرم تغییر کرد.
دوست خوبم
ضمن تشکر از حضور شما در این بحث و دقت نظرتون، باید عرض کنم، حتما با اتمام کتاب نظرات امروزتان را تعدیل خواهید کرد.
این کتاب آن قدر زیر و بم و لایه های پنهان داره که یک بار خوندن کافی نیست.
منتظر نظرات بعدی شما هستم.

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
۱۲-۱۱-۱۳۹۲ ۰۸:۴۳ صبح
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، Niki ، samsara ، admin ، MACh ، parya ، Atefeh Aqaee ، DRaiush ، ALI.M.R ، fanobody
samsara
کاربر ارشد
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 95
کتاب مورد علاقه: بوف کور مسخ هبوط
تاریخ عضویت: ۲۷ مرداد ۱۳۹۲
سپاس ها 1101
سپاس شده 630 بار در 97 ارسال
ارسال: #10
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
بوف کور از جمله کتابهایی می باشد که هر وقت می خونی یه نکته جدید پیدا می کنه یه فلسفه خاص یه عرفان کشف نشده یه دید پهناور جدید .............
خیلی جذابه .Heart
روح رو قلقلک می ده .............Angel

در ضمن اجرا اجرا اجرا جدا عالی و مناسب داستان .سپاس فراوان از استاد عزیز حامد .
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۱۱-۱۳۹۲ ۱۱:۱۹ صبح، توسط samsara.)
۱۲-۱۱-۱۳۹۲ ۱۱:۱۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Niki ، f_hamed ، arveensport ، admin ، MACh ، Rasoul ، فریماه ، parya ، Atefeh Aqaee ، ALI.M.R ، fanobody
Nastooh
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 91
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی - تنهایی پرهیاهو
تاریخ عضویت: ۹ فروردين ۱۳۹۲
سپاس ها 842
سپاس شده 459 بار در 89 ارسال
ارسال: #11
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
یکی از بهترین کتاباییه که از یک نویسنده ی ایرانی خوندم و بنظر من هنوز یکسری ابعادش باز نشده است. بوف کور پر از نماده . بوف کور تقابل جهل و روشناییه . صادق هدایت در این کتاب عوام رو در مقابل جماعت متفکر قرار داده است و رنجهایی که یک متفکر در میان این عوام کشیده خیلی عالی بیان شده . رنجهایی که بسیاری از نویسندگان و متفکران با اون آشنان (یکی از اونها خود صادق هدایته )و شاید به همین خاطره که قشر روشنفکر بیشتر با این کتاب تونسته ارتباط برقرار کنه . تاثیری که بوف کور در نگاه نویسندگان و حتی سینماییها گذاشته شگرفه .داریوش مهرجویی الگوی خود را برای ساخت فیلم هامون، بوف‌ کور میدونه و آندره برتون نویسنده مشهور فرانسوی گفت که کتاب هدایت جزو بیست کتاب شاهکار قرن بیستمه . گفتنیها راجع به این کتاب بسیاره . امیدوارم بحثهای باکیفیتی در مورد این کتاب بشه و ما استفاده کنیم. در آخر از نیکی عزیز بابت معرفی این کتاب خوب ممنونم.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۱۱-۱۳۹۲ ۰۱:۵۴ عصر، توسط Nastooh.)
۱۲-۱۱-۱۳۹۲ ۰۱:۵۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، مرضیه ، arveensport ، mahya ، Niki ، hmsokhan1 ، admin ، MACh ، Rasoul ، فریماه ، Ermia ، parya ، arshia051 ، Atefeh Aqaee ، ALI.M.R
افتاب گردان
محدثه عارفی
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 153
کتاب مورد علاقه: خداحافظ گاری کوپر بیوتن بینوایان
تاریخ عضویت: ۸ بهمن ۱۳۹۲
سپاس ها 1158
سپاس شده 1064 بار در 158 ارسال
ارسال: #12
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
بوف کور و در کل داستان های هدایت موافق و مخالف های فراوانی داره من یادمه وقتی خیلی بچه بودم به سفارش برادم سگ ولگرد هدایت رو خوندم و هنوزاحساس شکست و شگفتی عجیبی که بعد کتاب بهم دست داد رو به خاطر دارم.داستان های هدایت زبون ناکامی و درد های کسانیه که شاید ما با شقاوت تمام انها را در زندگیمان نادید می گیریم.در کنار این موارد باید بگم من نقدی که اقای حامد در باره ی بوف کور معرفی کردن رو بیش تر از خود داستان پسندیدم!!!بوف کور می گوید ان زن اثیری به ماورا تعلق داشته انگار،اما به نظر من حتی ان مرد گور کن که از محتوای چمدان اطلاع داشت یا زمین های عجیب بین راه مربوط به ماورا هستند.واما چیزی که در داستان مو به تنم سیخ کرد اقدام عجیب راوی در داستان اول مبنی بر تکه تکه کردن بدن زنی که عاشقانه دوستش داشته-که معمولا در صفحه ی حوادث روزنامه ها یا عجایب مجله ها خوانده ایم -بود!در بخش اول هماغوشی راوی با مرده یا تکه تکه کردن او به نظرم بیمار گونه می امد -اگر نه بنا به نقد که به چشم داستان نگاهش کنیم- . در بخش دوم داستان اما اقدام راوی به کشتن لکاته بخشی بود که پس از تعلیقات و فراز و نشیب های فراوان داستان ارامشی به مانند انچه راوی داشت به من دست داد و در این بخش به جز قسمتی که راوی اقدام به ترساندن دایه کرد توانستم اقدام های او را هضم کرده و از دریچه ی چشم او داستان را پیش ببرم.
این بود انچه بر من گذشت و نه تمام ان بلکه قسمتی یا پاره ای از ان. چشم به راهم تا با دریچه ی شما عزیزان هم به  داستان اشنا شوم.

از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت...
۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۱۲:۰۲ صبح
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Niki ، arveensport ، Nastooh ، admin ، MACh ، Rasoul ، فریماه ، Ermia ، parya ، آوای سکوت ، arshia051 ، Atefeh Aqaee ، ALI.M.R
arveensport
امیر رحیم زاده
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 164
کتاب مورد علاقه: کلیدر-طوطی-دو قرن سکوت
تاریخ عضویت: ۲ آبان ۱۳۹۲
سپاس ها 853
سپاس شده 1417 بار در 179 ارسال
ارسال: #13
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
[تصویر:  61299256470781849615.jpg]

بنظر من درین هفته برای اینکه مباحث و نقدها در جهت بهتری پیش برود خوب است جدای نقد و نظر در باره کتاب بوف کور کمی هم به شخصیت خود صادق هدایت بپردازیم چرا جدای از شخصیت و دیدگاه های متفاوتش از همان دوران حیاتش تا به الآن چه روشنفکران و اهل کتاب وچه قشر عادی جامعه نظرات متفاوتی در باره اش ابراز کرده اند که در بسیاری از موارد بعمد و قصد عده ای سعی در مخشوش جلوه دادن شخصیت هدایت داشته اند تا جائیکه در وبلاگی با دیدگاه های آنچنانی خواندم که صادق هدایت را شخصی ضد وطن و ایرانیت و حتی بیگانه پرست دانسته بود که این مسئله جای بسیار تآمل دارد و لی از طرفی ازین عده بخصوص که هیچگاه نمیتوانند کسانیرا که جلوتر از زمانه خود هستند ( حال میخواهد در هر حیطه ای از ادب و فرهنگ-اقتصاد-هنر و سیاست و....باشد )را درک و تحمل کنند جای تعجب نیست.متآسفانه بدلیل عدم اطلاع رسانی درست و آگاهانه ما ملت نمیدانیم که هنوز پس از 60 سال از فوت هدایت هنوز در بسیاری از دانشگاهها و مراکز ادبی در اروپا و امریکا بمناسبتش سمینارها یی هر چند گاه برگزار میشود..!!!!!!!!
و اما در باب کتاب بوف کور بدرستی باید گفت که این کتاب یک داستان سورئالیستی ست و در اینگونه آثار ، مطالب و وقایعیکه در ورای واقعیت متعارفند مطرح می شوند. منشاء این مطالب، توهمات و یا واقعیاتی دیگرگونه،ضمیر ناخودآگاه و یا به زبان غیرفنی، روح  ست و درین گونه آثار با تظاهرات و تجلیات ناخود آگاه روح مواجهیم که در مورد صادق هدایت این استثناء هم هست که روحیه ای کاملآ متفاوت حتی با روشنفکران معاصر خود دارد و بسیار بدیهی ست که در بررسی آثاری ازین دست که در آن با سایه روشنهائی از محتویات لایه های مختلف ذهن ناخودآگاه فردی و جمعی و به عبارت دیگر اعماق روح مواجهیم باید از دیدگاههای نقد روانشناسانه و نقد اسطوره گرا و یا اساطیری بهره برد که متآسفانه همانطور که گفتم بدلیل تفکرات بعضآ منحصر بفرد وی و فضای غم آلود و یآس آور در داستانهایش  بسیاری، حتی از روشنفکران بجای تبیین زمینه های اساطیری و فلسفی آثارش ،خصوصآ بوف کور ،بمانند یک روانشناس و روانکاو  سعی در روان پریش و بیمار روانی جلوه دادن شخص هدایت داشته و دارند که این بسیار مایه تآسف است و باز همان بحث نخبه کشی ما مردم که بارها گفته و نوشته ام را در پی دارد.
آیا تنها بصرف اینکه هدایت با خلق شخصیتی متفاوت از زمانه و مردمان خود در کتاب بوف کور، باید اورا روان پریش بدانیم؟؟؟؟؟ که اگر اینگونه باشد بسیاری از شعرا در اشعارشان به بهترین نحو ممکنه دقیق ترین عالم مستان را حکایت میکنند بدون اینکه هرگز در عمرشان لب به می زده باشند و یا بسیاری از نویسندگان در داستانهای خود افرادی را بقتل میرسانند، آیا باید این نویسندگان را قاتل دانست و به محاکم قضائی کشاندشان؟؟؟؟؟
پس باید مواظب بود که در بوف کور از سنگلاخ جزئیات متعدد و از لابلای شاخ و برگهای داستانی که به مفاهیم اصلی روانی اثر افزوده شده اند هوشیارانه بگذریم تا به آن لایه عمومی و مشترک و به عبارت دیگر به مرکز اثر و عرصه اصلی تظاهرات روح برسیم و توجه و تمرکز اصلی مان ساخت و هسته آثر باشد و بتوانیم شبکه سمبولیسم بوف کور را ردیابی کنیم.
افسرده آن عمري که آن بگذشت بي آن جان خوش        اي گنده آن مغزي که آن غافل بود زين لورکند
اين آسمان گر نيستي سرگشته و عاشق چو ما             زين گردش او سير آمدي گفتي بسستم چند چند
عالم چو سرنايي و او در هر شکافش مي دمد              هر ناله اي دارد يقين زان دو لب چون قند قند
مي بين که چون در مي دمد در هر گلي در هر               حاجت دهد عشقي دهد کافغان برآرد از گزند
دل را ز حق گر برکني بر کي نهي آخر بگو                    بي جان کسي که دل از او يک لحظه برتانست کند
من بس کنم تو چست شو شب بر سر اين بام رو            خوش غلغلي در شهر زن اي جان به آواز بلند

چه دروغ و فریب بزرگی که میگویند ،هیچکس با خود چیزی بآن دنیا نمیبرد ؟؟؟
چه بسیار آرزوهاییکه آدمی با خود بگور میبرد!!!!!!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۰۱:۵۹ صبح، توسط arveensport.)
۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۰۱:۳۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، hmsokhan1 ، mahya ، samsara ، افتاب گردان ، مجید ، Nastooh ، admin ، Niki ، MACh ، Rasoul ، فریماه ، Ermia ، Maryam.T ، parya ، آوای سکوت ، arshia051 ، Atefeh Aqaee ، Tapesh ، nazanin1999 ، fanobody
mahya
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 74
کتاب مورد علاقه: ناتور دشت خانم دلوی و صبح بود و شام بود تماما مخصوص ببر سفید تیر های سقف را بالا بگذارید نجاران
تاریخ عضویت: ۱۶ مهر ۱۳۹۲
سپاس ها 195
سپاس شده 416 بار در 75 ارسال
ارسال: #14
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
سوالی که برای من پیش اومده اینه که چرا نام کتاب ، بوف کور گذاشته شده ؟

وای بر شما اگر همه از شما خوب بگویند !

آلبر کامو _ سقوط
۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۰۹:۱۱ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط hmsokhan1 ، admin ، arveensport ، Niki ، MACh ، Rasoul ، فریماه ، parya ، عادل سینگری ، fanobody
f_hamed
مدیر بازنشسته
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 1,291
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی کلیدر تاریخچه زمان
تاریخ عضویت: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 4036
سپاس شده 6855 بار در 1271 ارسال
ارسال: #15
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
(۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۰۹:۱۱ صبح)mahya نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سوالی که برای من پیش اومده اینه که چرا نام کتاب ، بوف کور گذاشته شده ؟
شاید دلیلش این باشه که بیشتر داستان رو راوی برای سایه اش که روی دیوار شبیه جغد افتاده داره حکایت می کنه.
اون قسمتی که در پای منقل تریاک چمباتمه زده و سایه خودشو رو دیوار شبیه جغد می بینه.

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۰۹:۵۰ صبح
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mahya ، hmsokhan1 ، samsara ، admin ، arveensport ، Niki ، MACh ، Rasoul ، فریماه ، Maryam.T ، parya ، nazanin1999 ، fanobody
mahya
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 74
کتاب مورد علاقه: ناتور دشت خانم دلوی و صبح بود و شام بود تماما مخصوص ببر سفید تیر های سقف را بالا بگذارید نجاران
تاریخ عضویت: ۱۶ مهر ۱۳۹۲
سپاس ها 195
سپاس شده 416 بار در 75 ارسال
ارسال: #16
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
توصیه میکنم دوستان کتاب " پیکر فرهاد " عباس معروفی رو بخونن . درباره ی داستان دخترک روی قلمدانه ! درسته سبکش متفاوته اما تحسین برانگیزه .

وای بر شما اگر همه از شما خوب بگویند !

آلبر کامو _ سقوط
۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۱۰:۳۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط admin ، arveensport ، Niki ، MACh ، parya ، fanobody
hmsokhan1
حمید مقبل
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 53
کتاب مورد علاقه: ?
تاریخ عضویت: ۲۷ آبان ۱۳۹۲
سپاس ها 281
سپاس شده 404 بار در 59 ارسال
ارسال: #17
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
با سلام به دوستان
چند نکته کوچک که به نظرم رسید :
1) ضمن تشکر از "امیر عزیز"؛
همانطور که در بحث "معرفی اثار صادق هدایت" عرض کردم، قضاوت و نقدها در مورد آثار صادق هدایت بسیار مغایر و متفاوت می باشد و حتی در جایی صادق هدایت را فردی (با کمال شرمندگی از دوستان) "هم جن س باز" خوانده بودند و رابطه راوی داستان بوف کور با برادر لکاته در سه مرحله را دلیلی بر ادعای خود می دانستند که برای خودم جای تعجب بسیاری داشت و بسیاری از دوستان نزدیک هدایت آنرا رد کرده اند. اما مهم آنست که برداشت شما از این رمان و البته آثار کلی هدایت چه می باشد و به نظرم نقدها در درجه های بعدی قرار دارند و مهم برداشت اولیه ی (شخصی بدون پیش فرض ها) شما از نوشته می باشد...و همین است که بعد از گذشت سال ها و بدلیل اهمیت بالای بوف کور عده ای آنرا می سوزانند و عده ای هم بر دیده می نهند...
2) رمان بوف کور با جمله در """زندگی زخم هایی هست ... """ شروع می شود راوی (هدایت) می خواهد زخم ها و دردهایی را که در زندگی و برای نوع بشر (سایه خود) بوجود می آید نقل کند دردهایی که درمانی ندارند و حتی شرح داستان پیشامد زن اثیری هم برای توصیف همین دردها می باشد.... و یه سوال از دوستان : به نظرتون این دردهایی که مثل خوره به جان هدایت افتاده اند چیست؟؟


3) """"موضوع همه ی نقاشی های من از ابتدا یک جور و یک شکل بوده است. همیشه یک درخت سرو می کشیدم که زیرش پیرمردی قوز کرده،شبیه جوکیان هندوستان عبا به خودش پیچیده، چنباتمه نشسته و دور سرش شا û ه بسته و انگشت دست چپش را به حالت تعجب به لبش گذاشته بود. روبروی او دختری با لباس سیاه بلند خم شده به او گل نیلوفر تعارف می کرد، چون میان آن ها یک جوی آب فاصله بود """". دورنمای کلی داستان همین منظره می باشد و حتی منظره ای هم که از سوراخ هواخور بالای رف، راوی میبیند همین منظره می باشد گل نیلوفر نماد کمال و زیبایی است و بطور کلی مقدس است و به نظرم دختر دارد با اهدای گل نیلوفر به پیرمرد (راوی)، او را به کمال می رساند...

4) اولین بار که راوی فرشته آسمانی را از سوراخ بالای رف میبیند در حال تهیه ی شراب برای عموی خود (و در اصل برای خودش) می باشد؛ با ورود عموی راوی فرشته هم بر او تجلی می یابد، راوی می خواهد برای عموی خود شرابی را که زهر مار هم در آن هست بیاورد همان شرابی که زن اثیری را با آن خاموش کرد، راوی می خواسته در روز سیزده نوروز زهرمارناگ بخورد که فرشته آسمانی بر او تجلی می یابد...

5) قسمت دوم داستان شباهت دوری با قسمت اولیه دارد راوی برای کشتن لکاته از کارد دسته استخوانی استفاده می کند که برای تکه کردن زن اثیری هم، همان را بکار می برد. راوی برای بردن چمدان تکه های زن اثیری از پیرمرد قوز کرده کمک می گیرد و در هنگام کشتن زن لکاته هم از لباس های پیرمرد خنزرپنزری (شبیه او می شود) .و شباهت های دیگر... قسمت دوم داستان تکمیل کننده قسمت اول نیست بلکه فقط قرار است سرنخ هایی درباره راوی به ما بدهد. راوی در وقتی که فرصت عشق بازی با لکاته را پیدا می کند چیزی که ظاهرا بسیار دنبال آن هم بود، لکاته را می کشد ولی وقتی که اشتباها زن اثیری با شراب از بین می رود با او عشقبازی می کند.... به نظرتون دلیلش چیه؟؟؟
6) """" همه ی این قیافه ها در من و مال من بودند. شکل پیرمرد قاری، شکل قصاب، شکل زنم، همه ی اینها را در خودم دیدم ولی هیچکدام از آنها مال من نبود."""" و یا """" من او را گرفتم چون شبیه مادرش بود، چون یک شباهت محو و دور با خودم داشت"""" و یا """هر کس دیروز مرا دید جوا شکسته و ناخوشی دیده است ، ولی امروز پیرمرد قوزی میبیند که موهای سفید و چشم های واسوخته و لب شکری دارد"""" و یا """ هنگامی که راوی برای کشتن لکاته می رود شبیه قصاب و پیرمرد خنزرپنزری می شود"""" به نظرتون عجیبه اگه بگیم که تمام شخیت های داستان خودهای متفاوت (مادینه ها و نرینه ها) راوی هستند؟؟؟ پیشنهاد می کنم که دوستان حتما کتاب "ال الا" رو مطالعه کنن...

7) نظرتون در مورد """دو ماه و چهار روز""" چیه ؟؟عبارتی که چند باری بکار رفته است به نظرتون این عدد نماد خاص و معنی خاصی داره، عدد 6....

8) از نیکی عزیز بابت معرفی کتاب و حامد عزیز بابت اجرای بسیار زیباشون مجددا تشکر می نمایم...

9) دسـتِ مـرا گـرفـتـه‌ای، بـا زور می‌بـری بــهــشــت؟
بـخـشیـده‌ام بـهـشـت بـه تـو، با آن حوریـانِ زشـت
مــن آتـــشـــم، خـــانـــه‌ی مــن چـــاهِ دوزخ اســـت
جایی کنار ِ«نیـچه» و «صادق هدایت» و «بـرشت»!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۱۰:۵۰ صبح، توسط hmsokhan1.)
۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۱۰:۴۱ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mahya ، f_hamed ، samsara ، افتاب گردان ، مجید ، Nastooh ، admin ، arveensport ، Niki ، Rasoul ، MACh ، فریماه ، Ermia ، parya ، آوای سکوت ، عادل سینگری ، arshia051 ، Atefeh Aqaee ، Vivani ، fanobody
f_hamed
مدیر بازنشسته
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 1,291
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی کلیدر تاریخچه زمان
تاریخ عضویت: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 4036
سپاس شده 6855 بار در 1271 ارسال
ارسال: #18
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
سلام
یکی از کتاب هایی که در مورد کتاب بوف کور (شرح و نقد کتاب) نوشته شده، کتابی است به نام "داستان یک روح" نوشته دکتر سیروس شمیسا.


علاقه مندان به آشنایی بیشتر با کتاب بوف کور، می تونن این کتاب رو  از لینک زیر دانلود کنن.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۱۰:۴۲ صبح
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mahya ، hmsokhan1 ، samsara ، Nastooh ، admin ، arveensport ، Niki ، Rasoul ، MACh ، فریماه ، parya ، fanobody
hmsokhan1
حمید مقبل
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 53
کتاب مورد علاقه: ?
تاریخ عضویت: ۲۷ آبان ۱۳۹۲
سپاس ها 281
سپاس شده 404 بار در 59 ارسال
ارسال: #19
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
(۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۰۹:۵۰ صبح)f_hamed نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۰۹:۱۱ صبح)mahya نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سوالی که برای من پیش اومده اینه که چرا نام کتاب ، بوف کور گذاشته شده ؟
شاید دلیلش این باشه که بیشتر داستان رو راوی برای سایه اش که روی دیوار شبیه جغد افتاده داره حکایت می کنه.
اون قسمتی که در پای منقل تریاک چمباتمه زده و سایه خودشو رو دیوار شبیه جغد می بینه.

و البته خرابه ای که راوی در بیرون از شهر در آن زندگی می کند....
۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۱۰:۵۷ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mahya ، f_hamed ، samsara ، افتاب گردان ، admin ، arveensport ، Niki ، Rasoul ، MACh ، فریماه ، parya
samsara
کاربر ارشد
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 95
کتاب مورد علاقه: بوف کور مسخ هبوط
تاریخ عضویت: ۲۷ مرداد ۱۳۹۲
سپاس ها 1101
سپاس شده 630 بار در 97 ارسال
ارسال: #20
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
فقط با سایه ی خودم خوب میتوانم حرف بزنم ، اوست که مرا وادار به حرف زدن می کند ، فقط او میتواند مرا بشناسد ، او حتماً می فهمد ... می خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگی خودم را چکه چکه در گلوی خشک سایه ام چکانیده به او بگویم:

" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت ! "
صادق هدایت

یه مطلب جالب برای علاقه مندان
نقل قول: لکاته یا اثیری! :: نوشین شاهرخی
[rtl]بارزترین تصویردوگانه در بوف کور، تصویر زن در بخش نخست و دوم داستان است. زن بخش نخست، زنی اثیری و آسمانی است که با زمین و تعلقات آن کوچکترین ارتباطی ندارد.
دوگانه‌باوری در بوف کور در ستایش زن اثیری و تحقیر زن زمینی با صفت “لکاته”، پست شمردن نیازهای زمینی همانند خوراک در شمایل قصابی که جسدهای خون‌آلود را دستمالی می‌کند، و تحقیر خواب و هم‌خوابگی در تصویر “احمق‌ها و رجاله‌ها” که “خوب میخوردند، خوب میخوابیدند و خوب جماع میکردند”، تنیده است.
[/rtl]

زن اثیری بخش نخست داستان به لکاته‌ی بخش دوم استحالهمی‌یابد. زن اثیری لاغراندامی که غیرمادی و مینویی می‌نماید، به زن جاافتاده‌ی فربه‌ای تبدیل می‌شود که نمود شهوت است. شهوت این منفورترین، پست‌ترین و خطرناک‌ترین صفت مادی در عرفان در رمان بوف کور در شمایل زن بدکاره‌ای ارائه می‌شود که تنها نامی که راوی از وی می‌برد همان “لکاته” است.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۱۲:۳۸ عصر، توسط samsara.)
۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۱۱:۳۹ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، hmsokhan1 ، mahya ، Nastooh ، admin ، arveensport ، Niki ، Rasoul ، MACh ، فریماه ، Ermia ، parya ، عادل سینگری ، arshia051
f_hamed
مدیر بازنشسته
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 1,291
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی کلیدر تاریخچه زمان
تاریخ عضویت: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 4036
سپاس شده 6855 بار در 1271 ارسال
ارسال: #21
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
(۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۱۱:۳۹ صبح)samsara نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
فقط با سایه ی خودم خوب میتوانم حرف بزنم ، اوست که مرا وادار به حرف زدن می کند ، فقط او میتواند مرا بشناسد ، او حتماً می فهمد ... می خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگی خودم را چکه چکه در گلوی خشک سایه ام چکانیده به او بگویم:

" ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت ! "
صادق هدایت

یه مطلب جالب برای علاقه مندان
نقل قول: لکاته یا اثیری! :: نوشین شاهرخی
[rtl]بارزترین تصویردوگانه در بوف کور، تصویر زن در بخش نخست و دوم داستان است. زن بخش نخست، زنی اثیری و آسمانی است که با زمین و تعلقات آن کوچکترین ارتباطی ندارد.
دوگانه‌باوری در بوف کور در ستایش زن اثیری و تحقیر زن زمینی با صفت “لکاته”، پست شمردن نیازهای زمینی همانند خوراک در شمایل قصابی که جسدهای خون‌آلود را دستمالی می‌کند، و تحقیر خواب و هم‌خوابگی در تصویر “احمق‌ها و رجاله‌ها” که “خوب میخوردند، خوب میخوابیدند و خوب جماع میکردند”، تنیده است.
[/rtl]


زن اثیری بخش نخست داستان به لکاته‌ی بخش دوم استحالهمی‌یابد. زن اثیری لاغراندامی که غیرمادی و مینویی می‌نماید، به زن جاافتاده‌ی فربه‌ای تبدیل می‌شود که نمود شهوت است. شهوت این منفورترین، پست‌ترین و خطرناک‌ترین صفت مادی در عرفان در رمان بوف کور در شمایل زن بدکاره‌ای ارائه می‌شود که تنها نامی که راوی از وی می‌برد همان “لکاته” است.
ضمن تشکر از سامسارای عزیز یک نکته هم من اضافه می کنم:
صادق هدایت در این کتاب با به کار بردن الفاظ عامیانه ای مانند لکاته و رجاله ها و ... به زیبایی احساسات و طرز تفکرش در مورد انسان هایی که تا حد حیوانیت نزول کرده اند را بیان کرده.
وقتی به شخصیت های کتاب فکر می کنم خصوصا همسر راوی می بینم هیچ نامی بهتر از لکاته قادر به توصیف اون نیست.

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۰۱:۱۶ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط samsara ، mahya ، افتاب گردان ، مجید ، admin ، arveensport ، Niki ، Rasoul ، MACh ، Nastooh ، فریماه ، parya ، عادل سینگری
مجید
کاربر ارشد
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 245
کتاب مورد علاقه: روش
تاریخ عضویت: ۱۸ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 751
سپاس شده 1046 بار در 239 ارسال
ارسال: #22
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
 با درود

خیلی وقت بود که میخواستم یکی از آثار صادق هدایت را بخوانم و میسر نمیشد . به لطف این انجمن هم کتاب را خواندم و هم از نقد های گوناگون بهره بردم.
در این کتاب شاهد قلم توانایی در توصیف احوال و تخیلات و توهمات بودم . اگر چه بسیاری از احساسات هدایت برایم نا مانوس بود اما فکر نمیکردم تصنعی باشند بلکه صداقتش را که با شجاعت و اندکی لاابالی و بی پروایی مخلوط بود میشد فهمید.
 فضای احساسی نسبتا قوی که در طول داستان حاکم بود  ، مستقیم و غیر مستقیم پوچی و وهم آلود بودن زندگی را یادآوری میکرد و اکثر ارزشهای رایج بین عموم را به تمسخر میگرفت.
راستش  با وجود نکات زیبایی که در طول داستان دیده میشد ، نمیتوانستم یا نمیخواستم به عمق احساس نویسنده فرو روم و خود را به اندیشه هایی بسپارم که چندان مطمین و روشنشان نمیافتم.   با تشکر.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۰۴:۱۶ عصر، توسط مجید.)
۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۰۳:۵۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، admin ، arveensport ، Niki ، افتاب گردان ، hmsokhan1 ، Rasoul ، MACh ، فریماه ، parya
افتاب گردان
محدثه عارفی
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 153
کتاب مورد علاقه: خداحافظ گاری کوپر بیوتن بینوایان
تاریخ عضویت: ۸ بهمن ۱۳۹۲
سپاس ها 1158
سپاس شده 1064 بار در 158 ارسال
ارسال: #23
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
(۱۳-۱۱-۱۳۹۲ ۱۰:۴۱ صبح)hmsokhan1 نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
با سلام به دوستان
چند نکته کوچک که به نظرم  رسید :
1) ضمن تشکر از "امیر عزیز"؛
همانطور که در بحث "معرفی اثار صادق هدایت" عرض کردم، قضاوت و نقدها در مورد آثار صادق هدایت بسیار مغایر و متفاوت می باشد و حتی در جایی صادق هدایت را فردی (با کمال شرمندگی از دوستان)     "هم جن س باز" خوانده بودند و رابطه  راوی داستان بوف کور  با برادر لکاته در سه مرحله را دلیلی بر ادعای خود می دانستند که برای خودم جای تعجب بسیاری داشت و بسیاری از دوستان نزدیک هدایت آنرا رد کرده اند.  اما مهم آنست که برداشت شما از این رمان و البته آثار کلی هدایت چه می باشد و به نظرم نقدها در درجه های بعدی قرار دارند و مهم برداشت اولیه ی (شخصی بدون پیش فرض ها) شما از نوشته می باشد...و همین است که بعد از گذشت سال ها و بدلیل اهمیت بالای بوف کور عده ای آنرا می سوزانند و عده ای هم بر دیده می نهند...
2) رمان بوف کور با جمله در """زندگی زخم هایی  هست ... """ شروع می شود راوی (هدایت) می خواهد زخم ها و دردهایی را که در زندگی و برای نوع بشر  (سایه خود) بوجود می آید نقل کند دردهایی که درمانی ندارند و حتی شرح داستان پیشامد زن اثیری هم برای توصیف همین دردها می باشد.... و یه سوال از دوستان : به نظرتون این دردهایی که مثل خوره به جان هدایت افتاده اند چیست؟؟


3) """"موضوع همه ی نقاشی های من از ابتدا یک جور و یک شکل بوده است.   همیشه یک درخت سرو می کشیدم که زیرش پیرمردی قوز کرده،شبیه جوکیان هندوستان عبا به خودش پیچیده، چنباتمه نشسته و دور سرش شا û ه بسته و انگشت دست چپش را به حالت تعجب به لبش گذاشته بود.   روبروی او دختری با لباس سیاه بلند خم شده به او گل نیلوفر تعارف می کرد، چون میان آن ها یک جوی آب فاصله بود    """". دورنمای کلی داستان همین منظره می باشد و حتی منظره ای هم که از سوراخ هواخور بالای رف، راوی میبیند همین منظره می باشد گل نیلوفر نماد کمال و زیبایی است و بطور کلی مقدس است  و به نظرم دختر دارد با اهدای گل نیلوفر به پیرمرد (راوی)، او را به کمال می رساند...

4) اولین بار که راوی فرشته آسمانی را از سوراخ بالای رف میبیند در حال تهیه ی شراب برای عموی خود (و در اصل برای خودش) می باشد؛ با ورود عموی راوی فرشته هم بر او تجلی می یابد، راوی می خواهد برای عموی خود شرابی را که زهر مار هم در آن هست بیاورد همان شرابی که زن اثیری را با آن خاموش کرد، راوی می خواسته در روز سیزده نوروز زهرمارناگ بخورد که فرشته آسمانی بر او تجلی می یابد...

5) قسمت دوم داستان شباهت دوری با قسمت اولیه دارد راوی برای کشتن لکاته از کارد دسته استخوانی استفاده می کند که برای تکه کردن زن اثیری هم، همان را بکار می برد. راوی برای بردن چمدان تکه های زن اثیری از پیرمرد قوز کرده کمک می گیرد و در هنگام کشتن زن لکاته هم از لباس های پیرمرد خنزرپنزری (شبیه او می شود) .و شباهت های دیگر... قسمت دوم داستان تکمیل کننده قسمت اول نیست بلکه فقط قرار است سرنخ هایی درباره راوی به ما بدهد. راوی در وقتی که فرصت عشق بازی با لکاته را پیدا می کند  چیزی که ظاهرا بسیار دنبال آن هم بود، لکاته را می کشد ولی وقتی که اشتباها زن اثیری با شراب از بین می رود با او عشقبازی می کند.... به نظرتون دلیلش چیه؟؟؟
6) """" همه ی این قیافه ها در من و مال من بودند. شکل پیرمرد قاری، شکل قصاب، شکل زنم، همه ی اینها را در خودم دیدم ولی هیچکدام از آنها مال من نبود.""""   و یا  """" من او را گرفتم چون شبیه مادرش بود، چون یک شباهت محو و دور با خودم داشت""""  و یا   """هر کس دیروز مرا دید جوا شکسته و ناخوشی دیده است ، ولی امروز پیرمرد قوزی میبیند که موهای سفید و چشم های واسوخته و لب شکری دارد"""" و یا   """ هنگامی که راوی برای کشتن لکاته می رود شبیه قصاب و پیرمرد خنزرپنزری می شود""""                                 به نظرتون عجیبه اگه بگیم که تمام شخیت های داستان خودهای متفاوت  (مادینه ها و نرینه ها) راوی هستند؟؟؟   پیشنهاد می کنم که دوستان حتما کتاب "ال الا" رو مطالعه کنن...

7) نظرتون در مورد """دو ماه و  چهار روز""" چیه ؟؟عبارتی که چند باری بکار رفته است به نظرتون این عدد نماد خاص و معنی خاصی داره، عدد 6....

8) از نیکی عزیز بابت معرفی کتاب و حامد عزیز بابت اجرای بسیار زیباشون مجددا تشکر می نمایم...

9) دسـتِ مـرا گـرفـتـه‌ای، بـا زور می‌بـری بــهــشــت؟
بـخـشیـده‌ام بـهـشـت بـه تـو، با آن حوریـانِ زشـت
مــن آتـــشـــم، خـــانـــه‌ی مــن چـــاهِ دوزخ اســـت
جایی کنار ِ«نیـچه» و «صادق هدایت» و «بـرشت»!
خوش حال می شم اگه پاسخ خود شما دوست عزیز رو نسبت به سوال هایی که مطرح کردی بفهمم و یاد بگیرم.
با تشکر.

از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت...
۱۴-۱۱-۱۳۹۲ ۰۱:۲۲ صبح
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط arveensport ، samsara ، Rasoul ، MACh ، Niki ، فریماه ، آوای سکوت ، parya ، عادل سینگری
arveensport
امیر رحیم زاده
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 164
کتاب مورد علاقه: کلیدر-طوطی-دو قرن سکوت
تاریخ عضویت: ۲ آبان ۱۳۹۲
سپاس ها 853
سپاس شده 1417 بار در 179 ارسال
ارسال: #24
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
1-سلام بتمام دوستان و با تشکر از حمید مقبل عزیز که سوالاتی را در مورد کتاب ومطرح و همچنین آفتاب گردان گرامی که خواستار پاسخ آنهارا جویا شده اند ،مواردی چند را که بذهنم میرسد و از خواندن کتاب و جستجو عایدم شده را بشرح ذیل عنوان میکنم.
2-دردهاییکه مثل خوره بجانش افتاده را شخص هدایت در همان ابتدای کتاب با عباراتی عنوان میکند که نوشتن همه آنها اطاله وقت و کلام است و من با قرار دادن تکه هایی از کتاب، آن دردها را سعی میکنم که بفهمم و بدیگران انتقال دهم تا خواننده به درد درمان ناپذیر راوی بی ببرد. آن اتفاق ماورای طبیعی دیدار چشم‌های جادویی  زنی است که ابتدا مانند یک شعاع آفتاب درخشید و ناپدبد شد تا اینکه زن شبی در قالب زن ساهپوشی باتاق خواب راوی میرود و راوی اورا میکشد و قطعه قطعه میکند و نهایتآ با کمک پیرمرد گورکن در دامنه کوه های ری بخاک می سپارد...این است آن درد برآمده از آن اتفاق ماورای طبیعی، یعنی دردِ ناشی از نرسیدن یا از دست دادن زن اثیری یا زن ایده‌آل راوی.البته از دست دادن زن یا جفت ایده آل می‌تواند دردناک باشد، ولی در این اتفاق چه چیزِ ویژه ای وجود دارد که راوی نمی‌تواند آن را به کسی اظهار کند؟ این رازداری برای چیست؟ البته راوی می کوشد به این پرسش پاسخ بدهد::: چون عموما عادت دارند که این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیلِ عقاید جاری و عقاید خودشان آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی کنند.
3-در مورد این سوال اگر بدرستی منظور از سؤالتان را دریافته باشم باید بگویم که::دختر سیاه پوش که گل را تعارف پیرمرد می کند در حقیقت معصومیت خود را به او پیش کش می کند این مسئله ایست که همیشه راوی را در طول داستان ازار می دهد چون مادر او کسی بوده است که خودش را تقدیم به پدرش کرده است در نتیجه راوی به موجودی تبدیل می شود که نمی تواند  با زن دیگری رابطه سالمی برقرار کند و همیشه در گوشه تنهایی و عزلت به سر میگذراند چون بینشان یک جوب اب وجود داشته است.
4-درین مورد سؤالی حس نکردم و ندیدم
5-در مورد شباهتها بنظر من نه در این موارد که در کل داستان وجود داره یعنی همه مردان (اعم از پیرمرد قوز کرده پای درخت -گورکن -گاریچی-پیرمرد خنزرپنزری-پدر و عمو) همان شخص راوی هست و یا در روح او بنوعی حلول کرده و در مورد همه زنان  (زن اثیری-لکاته -مادر لکاته -مادر راوی )همگی باز یک زن هستند که بنظرم این نشآت گرفته از شکل سورئالیستی داستانه و درمورد کشتن لکاته ای که همه عمر بدنبال عشقبازی با او بوده شاید راوی خواسته اوج نفرت خودرا باو نشان دهد که سرانجام راوی خود را به شکل پیر مرد خنزر پنزری در می اورد. قوز می کند  کارد استخوانی را به دست می گیرد  و به سراغ لکاته می رود و وارد رختخواب او می شود و نقل از کتاب::زن پاهایش را مانند مهر گیاه  پشت پاهای مرد قفل می کند................ موهای او که بوی عطر موگرا می داد، به صورتم چسبیده  و فریاد اضطراب و شادی از ته وجودمان بیرون می امد، این فریاد  اظطراب و شادی همان هیجان جنسی است  که د ریک رابطه عاشقانه  به اخرین درجه اوج خود می رسد... که این از نظر نویسنده اوج کمال نفسانیت حیوانیست و زن لکاته را فقط نهایتآ در همین حد میبیند.. ولی در مورد اینکه چرا پس از بقتل رسیدن زن اثیری بآغوشش میرود و با او عشقبازی میکند از نوشته های کتاب چنین بر می آید که زن اثیری را یک فرشته آسمانی میبیند و از آنجا که بمادر خود بسیار وابسته بوده و اورا مادر خود میدانسته بنابراین چون امکان یک ارتباط جنسی سالم از راوی  سلب می شود ممکن است  تنها بتواند با جسد بی جان او عشق بورزد و بنقل از کتاب .... چندین بار خواستم بروم از روزنه دیوار نگاه بکنم ولی از صدای خنده پیرمرد می ترسیدم ......تا زنده بود،تا زمانی که چشمهایش از زندگی سرشار بود،فقط یادگار چشمش مرا شکنجه میداد،ولی حالا بی حس و حرکت ،سرد و با چشمهای بسته شده امده،خودش را تسلیم من کرد. با چشمهای بسته....  و در همین راستا چیز‌های زمینی را، در سوی اندیشه ی عرفانی، چنان پست می‌داند که نمی خواهد آن زن اثیری، آن فرشته ی آسمانی را آلوده‌ی چیزهای این‌جهانی کند و باز نقل تکه هایی از کتاب.....می‌خواستم او را (زن اثیری را ) لمس کنم. ... روح چشمهایش را روی کاغذ داشتم و دیگر تنش به  درد من نمی‌خورد.
6-این سؤال را بابتدای جواب قبلی ارجا میدهم.
7- در خصوص این سؤال من تابحال درک درستی از آن نداشته ام ولی چیزی که در طول داستان بسیار بچشم می آید تکرار مکرر تمثیل هاست ، تكرارها بسيار واضح است : تكرار حوادث ، تصاوير، مكان ها، شخصيت ها، يا عناصري مثل پول (دو قران و يك عباسي ، دو درهم و چهار پشيز)، زمان ، دو ماه و چهار روز، !!!!!!

چه دروغ و فریب بزرگی که میگویند ،هیچکس با خود چیزی بآن دنیا نمیبرد ؟؟؟
چه بسیار آرزوهاییکه آدمی با خود بگور میبرد!!!!!!
۱۴-۱۱-۱۳۹۲ ۰۹:۳۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، Rasoul ، MACh ، admin ، مرضیه ، Niki ، hmsokhan1 ، افتاب گردان ، Nastooh ، فریماه ، Ermia ، parya ، آوای سکوت ، Maryam.T ، عادل سینگری ، arshia051 ، Atefeh Aqaee ، Vivani
mahya
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 74
کتاب مورد علاقه: ناتور دشت خانم دلوی و صبح بود و شام بود تماما مخصوص ببر سفید تیر های سقف را بالا بگذارید نجاران
تاریخ عضویت: ۱۶ مهر ۱۳۹۲
سپاس ها 195
سپاس شده 416 بار در 75 ارسال
ارسال: #25
RE: هفته ی سوم بهمن ماه 92 - بوف کور اثر صادق هدایت
در خصوص سوال 7 به نظرم نباید دیگه خیلی پیچیده ش کرد و نماد زایی کرد براش . شاید تکه کلام های اون دوران بوده ! مثلا مادر من همیشه میگه : دو قران و ده شاهی !

وای بر شما اگر همه از شما خوب بگویند !

آلبر کامو _ سقوط
۱۴-۱۱-۱۳۹۲ ۱۰:۱۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، Niki ، فریماه ، parya


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

تماس با ما   انجمن کتاب ایران   بازگشت به بالا   بازگشت به محتوا   بایگانی   پیوند سایتی RSS