عضویت
x

ورود

نام کاربری:

رمز عبور:
 

یا عضو شوید

  گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟



 
امتیاز موضوع:
  • 7 رأی - میانگین امیتازات: 4.57
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دلنوشته های آتفه عاغایی
نویسنده پیام
Atefeh Aqaee
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 350
کتاب مورد علاقه: غزلیات حافظ دیوان شمس شاهنامه
تاریخ عضویت: ۲۶ فروردين ۱۳۹۳
سپاس ها 2795
سپاس شده 1909 بار در 356 ارسال
ارسال: #1
دلنوشته های آتفه عاغایی
خبر ميخوانم و اشكم سرازير
جهان سلول و انسان ها به زنجير
زنانى چهره پوشيده ، به دل خون
اسيرى ميبرند از شهر بيرون
درآنسوى بيابان كودكى گم
دو ديده سوخته ،اى واى مردم
چه سرها و چه جانها را دريدند
به نام دين شقاوت آفريدند
چه دلخونم چه دلخونم چه دلگير
ازاين جنگ و ازين بيداد و تزوير
همه نامردى و ظلم است دنيا
صداى اعتراض ما چو شبگير
بيا دستم بگير ، از جاى برخيز
به جانم آتش جانانه اى ريز
صدايم را چو پتك آهنين كن
بزن بر فرق دنيا رحم كم كن
بيا روياى آزادى نبافيم
به جنگ استاده دنيا ما نخوابيم
نمى دانم علاج اين مرض چيست
ولى بى شك خموشى چاره اش نيست
بيا حرفى بزن طرحى درانداز
به سطل آب دنيا يخ بيانداز
آتفه عاقايى نژاد
٩٣/٦/١١
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲-۱۱-۱۳۹۴ ۰۸:۳۰ عصر، توسط Atefeh Aqaee.)
۲۰-۶-۱۳۹۳ ۰۳:۲۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، مجید ، Rasoul ، Dordeh ، افتاب گردان ، brief candle ، علی خانی ، MACh ، مرضیه ، Niki ، samsara ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، behnaz_gh ، Maryam.T ، Maral Firouzi ، elham68 ، Niku ، mehrdad110 ، s3yoosef ، nr76 ، چرک نویس ، taghi73 ، مسیح ، hadi 71 ، fanobody
Rasoul
سرپرست انجمن
******

مدیران ارشد
ارسال‌ها: 273
کتاب مورد علاقه: شاهنامه/جنایت و مکافات/شازده کوچولو
تاریخ عضویت: ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۲
سپاس ها 3980
سپاس شده 1871 بار در 281 ارسال
ارسال: #2
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
اگر چه تعدادی از سروده های  خانم آقایی را خوانده ام ، اما این شعر را بیشتر دوست می دارم .
خوشحالم که ایشان بالاخره اشعار خودشان را در انجمن نشر داده اند .
منتظر نسخه صوتی و سروده های دیگر هستیم  بانو.
 
نمى دانم علاج اين مرض چيست
ولى بى شك خموشى چاره اش نيست
۲۰-۶-۱۳۹۳ ۰۴:۵۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Dordeh ، افتاب گردان ، MACh ، Atefeh Aqaee ، f_hamed ، Niki ، samsara ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، Maral Firouzi ، mehrdad110 ، taghi73 ، fanobody
افتاب گردان
محدثه عارفی
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 153
کتاب مورد علاقه: خداحافظ گاری کوپر بیوتن بینوایان
تاریخ عضویت: ۸ بهمن ۱۳۹۲
سپاس ها 1158
سپاس شده 1064 بار در 158 ارسال
ارسال: #3
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
هر شعری لطف خودش را داره اما وقتی شعر دوستی را می خوانی که برات عزیز هم هست حس خوش حالی و شعف در زیر پوستت نفوذ می کنه اما حقیقت امر در این شعر نه همین واژگان که عاطفه (یا اتفهWink)به کار برده بلکه روح مسئولیت پذیری است که در پس واژگان درک می شود.روح مسئولیت پذیری برای خاموش نبودن در برابر ان چه در جهان می گذرد و همین قدر می دانم که عاطفه جان این شعر را به اشتراک گذاشتند برای این که شاید یک نفر چشم باز کند و به انچه در اطرافش می گذرد واقع بینانه تر نگاه کند.
وقتی شعر را خواندم همان طور که اشاره شد حسی از شعف به من دست داد اما ان چه در پس این شادی نهفته بود ، گریه و غم برای روح خبر و اتفاقاتی بود که در پس هر بیت نهفته است .
بر ان چه این روزها در جهان می گذرد جا دارد خون گریه کنیم.
من از عاطفه جان خواهش می کنم لینک بعضی از خبر هایی که باعث شد این شعر را بسرایند به پیوست بگذارند.به نظرم بهتر است دستمان از روی چشم هایمان برداریم و ان چه در اطرافمان می گذرد را -هر چند تلخ-به نظاره بنشینیم.

با تشکر: قلمتان مستدام باد.

    نمی دانم علاج این مرض چیست       ولی بی شک خموشی چاره اش نیست

از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت...
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۱-۶-۱۳۹۳ ۰۲:۱۵ صبح، توسط افتاب گردان.)
۲۰-۶-۱۳۹۳ ۰۷:۲۵ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، علی خانی ، Atefeh Aqaee ، f_hamed ، MACh ، Niki ، samsara ، Maral Firouzi ، mehrdad110 ، Dordeh ، taghi73
علی خانی
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 784
کتاب مورد علاقه: در جستجوی زمان از دست رفته
تاریخ عضویت: ۲۸ تير ۱۳۹۳
سپاس ها 2639
سپاس شده 4031 بار در 776 ارسال
ارسال: #4
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
با "دمیان" با نام سرکار خانم آقایی آشنا شدم و بعد از آن اجرای عالی و موسیقی صدا، حالا یک شعر... چون طبیعت همیشه چیزی تو آستین تون دارین برای شگفت زده کردن...کاش فقط تو سطل آب دنیا یخ نمی انداختین... "آتفه عاقایی نژادِ" شم خوب بود

بی ما، بسی گُل خواهد روئید
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۱-۶-۱۳۹۳ ۰۳:۳۳ عصر، توسط علی خانی.)
۲۰-۶-۱۳۹۳ ۰۹:۲۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، افتاب گردان ، MACh ، Atefeh Aqaee ، Niki ، samsara ، mehrdad110 ، Dordeh ، nr76 ، مهران کسروی ، taghi73
Atefeh Aqaee
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 350
کتاب مورد علاقه: غزلیات حافظ دیوان شمس شاهنامه
تاریخ عضویت: ۲۶ فروردين ۱۳۹۳
سپاس ها 2795
سپاس شده 1909 بار در 356 ارسال
ارسال: #5
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
با درود و سپاس از لطف بی اندازه دوستانم
همانطور که محدثه عزیز خواستند توضیحاتی رو در مورد خبرهایی که موجب شد این دلنوشته به رشته تحریر در بیاد رو در ادامه خواهم افزود .
زنانی چهره پوشیده به دل خون اسیری میبرند از شهر بیرون

این بیت اشاره به خبر به اسیری گرفتن بیش از ۶۰۰ زن ایزدی توسط داعش داره که دیدن تصویری که در اون زنانی که به دست و پا زنجیر دارند و چهره هایشان پوشیده است من رو بسیار مغموم و غمگین ساخت . اسارت و بردگی و فروش ۵۱۰ زن کرد اقلیت ایزدی به قیمت هر زن ۱۰۰ هزار دینار.هر کلمه این خبر هولناک مانند نیشتری به درون روح انسان فرو میره و زخمی ایجاد میکنه که هیچ مرهمی اون رو بهبود نمیبخشه.....

در آنسوی بیابان کودکی گم دو دیده سوخته ای وای مردم

کودک مظلوم ایزدی (عزیز) که پس از تحمل روزها تشنگی و گرسنگی و در حالیکه قرنیه های چشمانش را آفتاب کوهستانی که در آن رها شده بود سوزانده بود در بیمارستانی در سوریه چشم از جهانی که شادی و روشنایی را از او گرفت فروبست ای وای مردم ای وای. پدر کودک چهارساعت پس از مرگ فرزندش به بالین او رسید.او و همسرش هنگام فرار از دست داعش محبور شده بودند عزیز چهارساله را رها کنند.ساعت ها به چشمان سوخته عزیز چشم دوخته بودم و چشمانم هیچ نمیدید.کاش . . . .

لازم به توضیح شاید نباشد دیگر که بیت
چه سرها و چه جانها را دریدند به نام دین شقاوت آفریدند
هم اشاره به جنایات داعشیان دارد.
چه میتوانم گفت آری رسول عزیز خموشی چاره اش نیست. . . .
آقای خانی گرامی کاش دنیای مهربان که چالش آب یخ راه می اندازد برای یک بیماری نادر فکری هم به حال این بیماری حاد داعش کند و یخی به درون سطل دل سوخته مردمانی بیاندازد که بیگناه وارد این چالش خانمان بر انداز شده اند.

چه دلخونم چه دلخونم چه دلگیر
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۱-۶-۱۳۹۳ ۰۹:۵۷ عصر، توسط Atefeh Aqaee.)
۲۱-۶-۱۳۹۳ ۰۹:۵۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، MACh ، افتاب گردان ، علی خانی ، Rasoul ، مرضیه ، مجید ، Niki ، samsara ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، Maryam.T ، mehrdad110 ، Dordeh ، taghi73 ، مسیح
f_hamed
مدیر بازنشسته
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 1,291
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی کلیدر تاریخچه زمان
تاریخ عضویت: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 4036
سپاس شده 6857 بار در 1271 ارسال
ارسال: #6
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
مانند بسیاری از دوستان، دمیان نقطه آغاز آشنایی من با عاطفه آقای نژاد بود. البته چند ایمیل کوتاه و نمونه صدایی که سخت مرا مجذوب کرد قبل از شروع نهایی ضبط دمیان !
تا هنگامی که خبر دردناک و تاسف بار درگذشت غزل بانوی ایران منتشر شد و من برای اولین بار افتخار آشنایی با آتفه عاقایی نژاد! را پیدا کردم.نیمه پنهان وجود عاطفه!
تک بیتی که در ابتدای پیام تسلیت درگذشت بانو سیمین بهبهانی اقتخار خواندش را داشتم اولین کاری که بود که از آتفه می خواندم.
یکی از خصوصیات بارز او، همین بداهه سرایی هاست، همین دلنوشته ها که من از آن با عنوان سرریز الهام نام می برم!
آتفه یا عاطفه گرامی، شهامتت را تحسین می کنم. در این دوره ای که انسان ها به ندیدن عادت کرده اند تو نه تنها دیدی که سرودی! و سروده ات فریادی بود دردآلود!
باشد که سروده ات که به حق دلنوشته تو بود در وجدان های خمود تاثیر کند و چشم هایی که به روی جنایاتی از این دست بسته شده است، باز شود.
بی صبرانه در انتظار سایر آثارت هستیم.

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۲-۶-۱۳۹۳ ۱۰:۳۴ صبح، توسط f_hamed.)
۲۱-۶-۱۳۹۳ ۱۰:۴۶ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Atefeh Aqaee ، MACh ، افتاب گردان ، علی خانی ، Rasoul ، مرضیه ، Niki ، samsara ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، Maral Firouzi ، mehrdad110 ، Dordeh ، taghi73
Atefeh Aqaee
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 350
کتاب مورد علاقه: غزلیات حافظ دیوان شمس شاهنامه
تاریخ عضویت: ۲۶ فروردين ۱۳۹۳
سپاس ها 2795
سپاس شده 1909 بار در 356 ارسال
ارسال: #7
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
با درود وسپاس از فرید حامد عزیز
لازم به ذکر میدانم که گویا کردن کتاب دمیان به انتخاب و با کمک های شایان آقای حامد انجام گرفت و همچنین انتشار این دلنوشته ها.
امیدوارم که دوستان ادیب و هنرمندم جسارت بنده رو در ورود به حوزه شعر ببخشند چرا که من از دانش اوزان و عروض بی بهره ام و این دلنوشته ها و بخصوص دلنوشته ای که با شما سهیم شدم صرفا غمی درونی است که در قالب واژه ها تراوش کرد .امید است که با راهنمایی دوستان صدای خاموشان باشم و در عین بی بضاعتی به گوش آنها که باید آنچه را که گفتنی است برسانم.
۲۱-۶-۱۳۹۳ ۱۱:۴۲ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط MACh ، افتاب گردان ، f_hamed ، Rasoul ، مرضیه ، مجید ، Niki ، samsara ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، Maral Firouzi ، mehrdad110 ، Dordeh ، taghi73
MACh
کاربر ارشد
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 55
کتاب مورد علاقه: کلیدر، جای خالی سلوچ، در جستجوی زمان از دست رفته، مثنوی معنوی مولانا.
تاریخ عضویت: ۱۷ شهريور ۱۳۹۲
سپاس ها 763
سپاس شده 315 بار در 53 ارسال
ارسال: #8
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
(۲۰-۶-۱۳۹۳ ۰۳:۲۱ عصر)Atefeh Aqaee نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
خبر ميخوانم و اشكم سرازير
جهان سلول و انسان ها به زنجير
زنانى چهره پوشيده ، به دل خون
اسيرى ميبرند از شهر بيرون
درآنسوى بيابان كودكى گم
دو ديده سوخته ،اى واى مردم
چه سرها و چه جانها را دريدند
به نام دين شقاوت آفريدند
چه دلخونم چه دلخونم چه دلگير
ازاين جنگ و ازين بيداد و تزوير
همه نامردى و ظلم است دنيا
صداى اعتراض ما چو شبگير
بيا دستم بگير ، از جاى برخيز
به جانم آتش جانانه اى ريز
صدايم را چو پتك آهنين كن
بزن بر فرق دنيا رحم كم كن
بيا روياى آزادى نبافيم
به جنگ استاده دنيا ما نخوابيم
نمى دانم علاج اين مرض چيست
ولى بى شك خموشى چاره اش نيست
بيا حرفى بزن طرحى درانداز
به سطل آب دنيا يخ بيانداز
آتفه عاقايى نژاد
٩٣/٦/١١
ســــــــــــــلام

شما با چشم دل می بینید و متاسفانه ما با چشم سر.


حیف آن یخ!

گفتن جان کندن است و شنیدن جان پروردن.
۲۱-۶-۱۳۹۳ ۱۱:۵۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Atefeh Aqaee ، افتاب گردان ، f_hamed ، Rasoul ، مرضیه ، مجید ، Niki ، samsara ، mehrdad110 ، Dordeh ، taghi73
Atefeh Aqaee
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 350
کتاب مورد علاقه: غزلیات حافظ دیوان شمس شاهنامه
تاریخ عضویت: ۲۶ فروردين ۱۳۹۳
سپاس ها 2795
سپاس شده 1909 بار در 356 ارسال
ارسال: #9
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی

خبر ميخوانم و باور ندارم
به هر سوى جهان جنگ است و غارت
برادر با برادر ميستيزد
بشر با دشمنى ها كرده عادت

جهان شوم است و خشم آلود و بيرحم
هر آن خوبى است در آن ، ميگريزد
اگر راهى براى صلح باشد
نخست انگار بايد خون بريزد

درونم پر زعشق و مهر واميد
ولى گاه سخن مهرى نريزد
چرا؟ چون اينهمه بيداد و تزوير
درون جام شعرم زهر ريزد


در اين هنگام كه من مينويسم
سرود قهر در هر گوشه جارى است
دلم ميخواهد از شادى بگويم
ولى انگار گاه سوگوارى است

جهانم پر ز آشوب است اما
درون دل اميد صلح دارم
به سر شعرى پراز گلواژه مهر
قلم در دست طوفان ميسپارم

نميخواهم بگويم حزن پاياست
نميخواهم بدانم آخرش چيست
ولى بايد به راه مهر كوشيد
كه گر مهرى نباشد عاطفه نيست
٩٣/٦/٢٢

آتفه عاقايى نژاد
۲۲-۶-۱۳۹۳ ۰۷:۲۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط علی خانی ، افتاب گردان ، f_hamed ، Dordeh ، مجید ، Rasoul ، Niki ، samsara ، مرضیه ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، MACh ، Maryam.T ، mehrdad110 ، s3yoosef ، behnaz_gh ، taghi73
علی خانی
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 784
کتاب مورد علاقه: در جستجوی زمان از دست رفته
تاریخ عضویت: ۲۸ تير ۱۳۹۳
سپاس ها 2639
سپاس شده 4031 بار در 776 ارسال
ارسال: #10
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
مرسي که دست و دلبازانه شعراتون رو تازه تازه در اختيار انجمن ميذارين

بی ما، بسی گُل خواهد روئید
۲۲-۶-۱۳۹۳ ۰۸:۰۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Atefeh Aqaee ، افتاب گردان ، f_hamed ، Dordeh ، Rasoul ، Niki ، samsara ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، MACh ، mehrdad110 ، nr76 ، مهران کسروی ، taghi73
Dordeh
dordeh
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 67
کتاب مورد علاقه: شازده کوچولو
تاریخ عضویت: ۱۹ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 1211
سپاس شده 428 بار در 67 ارسال
ارسال: #11
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
سپاس عاطفه جان ک دلنوشته هاتو با ما سهیم میشی تا ما هم از خوندشون لذت ببریم
۲۲-۶-۱۳۹۳ ۱۱:۵۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط افتاب گردان ، علی خانی ، f_hamed ، Atefeh Aqaee ، Rasoul ، Niki ، samsara ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، MACh ، mehrdad110 ، taghi73
Niki
سرپرست انجمن
******

مدیران ارشد
ارسال‌ها: 670
کتاب مورد علاقه: شازده کوچولو، مردی در تبعید ابدی، سمفونی مردگان، ارواح، زوال کلنل After Twenty Years
تاریخ عضویت: ۷ اسفند ۱۳۹۱
سپاس ها 2692
سپاس شده 2674 بار در 570 ارسال
ارسال: #12
Heart RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
عاطفه جان ممنونم که شعرهای زیبات رو با ما سهیم میکنی. از صمیم قلبم امیدوارم تو این راه و عرصه های دیگه ای که قصد آزمودن و تجربه ی اونها رو داری موفق باشی و با دست پر!
شعر اولت مرا به یاد این شعر از زنده یاد بروسان انداخته که براتون مینویسم :


ماه بی حوصله دشت ، بیابان را کشت
سیب سرخی شد و چرخی زد و ایمان را کشت

سبد خالی امسال به سیبی ننشست
خاک بی برکت این مزرعه باران را کشت

حجرالاسود ما روشنی باغچه بود
قبله آنقدر عوض شد که مسلمان را کشت

کوچه در کوچه زمین خورد و به راهی نرسید
داغ این کوچه بن بست ، خیابان را کشت

دشنه ای داشت پدر تشنه تر از اسبم بود
درد آنقدر فرو رفت که درمان را کشت

شعله دست تو روشن که در این شهر هنوز
می شود با دف تو نصف خراسان را کشت ...

چون به دریا می توانی راه یافت
سوی یک شبنم چرا باید شتافت؟!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳-۶-۱۳۹۳ ۱۱:۵۶ صبح، توسط Niki.)
۲۳-۶-۱۳۹۳ ۱۱:۵۶ صبح
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Dordeh ، f_hamed ، افتاب گردان ، samsara ، Atefeh Aqaee ، مرضیه ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، MACh ، مجید ، Rasoul ، Maryam.T ، mehrdad110 ، nr76
samsara
کاربر ارشد
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 95
کتاب مورد علاقه: بوف کور مسخ هبوط
تاریخ عضویت: ۲۷ مرداد ۱۳۹۲
سپاس ها 1101
سپاس شده 630 بار در 97 ارسال
ارسال: #13
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
بسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی​یییییییییار حض بردم از لطف طبع شما دوست عزیزم  آتفه .
۲۳-۶-۱۳۹۳ ۰۳:۳۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Dordeh ، افتاب گردان ، f_hamed ، Atefeh Aqaee ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، MACh ، Rasoul ، Niki ، mehrdad110
Atefeh Aqaee
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 350
کتاب مورد علاقه: غزلیات حافظ دیوان شمس شاهنامه
تاریخ عضویت: ۲۶ فروردين ۱۳۹۳
سپاس ها 2795
سپاس شده 1909 بار در 356 ارسال
ارسال: #14
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
با درود به همه دوستان که به من لطف دارند و منت میگزارند و دلنوشته های من رو میخونن و سپاس از دوستانی که نظرمیذارن .
فایل صوتی دلنوشته نخست به نام خبر رو میتونین در صورت تمایل بشنوین.
با سپاس از فرید حامد عزیز که زحمت میکس موسیقی رو کشیدند.
ضمنا موسیقی همراه شده قطعه ای هست به نام آبهای سفید از استاد حسین علیزاده.




دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳-۶-۱۳۹۳ ۱۱:۱۲ عصر، توسط Atefeh Aqaee.)
۲۳-۶-۱۳۹۳ ۰۴:۵۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، علی خانی ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، افتاب گردان ، Dordeh ، MACh ، مجید ، Rasoul ، Maryam.T ، Niki ، mehrdad110 ، nr76
لاله
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 51
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی بار دیگر شهری که دوست می داشتم بارهستی کافکا در کرانه سمفونی مردگان مجموعه اشعار احمد شاملو ، یک مرد نامه به کودکی که هرگز زاده نشد و ...و ...
تاریخ عضویت: ۲۹ آذر ۱۳۹۲
سپاس ها 93
سپاس شده 268 بار در 54 ارسال
ارسال: #15
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
آیا نویسنده ای پژوهشگری که با رگهایی باد کرده ،خرامان و سربلند راه می روی اما آنچه در سر داری در گرداب گذشته ای دور خزیده است .آنجا که نسل ها لباس های پلاسیده شان را دور افکنده اند و تیری افکنده ای که هنوز سزاوارش نبوده ای ؟...یا اندیشه ای ناب هستی که محیط خود را بررسی می کنی تا سود و زیان خود را بشناسی و روزگارت را در ساختن هرچه سود بخش و ویران ساختن هرچه زیان آور است می گذرانی ؟..اگر اولی باشی نادانی و سبک مغزی خود را آراسته ای و اگر دومی باشی ، نان گرسنگان و آب تشنگانی ..و تو دوست نازنینم ، عاطفه جان ، بی گمان دومی هستی .. قلمت پرتوان و اندیشه ات پُر ره رو باد.
۲۳-۶-۱۳۹۳ ۰۵:۵۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Atefeh Aqaee ، علی خانی ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، f_hamed ، افتاب گردان ، Dordeh ، MACh ، Rasoul ، Niki ، mehrdad110 ، nr76
Atefeh Aqaee
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 350
کتاب مورد علاقه: غزلیات حافظ دیوان شمس شاهنامه
تاریخ عضویت: ۲۶ فروردين ۱۳۹۳
سپاس ها 2795
سپاس شده 1909 بار در 356 ارسال
ارسال: #16
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
(۲۳-۶-۱۳۹۳ ۰۵:۵۸ عصر)لاله نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
آیا نویسنده ای پژوهشگری که با رگهایی باد کرده ،خرامان و سربلند راه می روی اما آنچه در سر داری در گرداب گذشته ای دور خزیده است .آنجا که نسل ها لباس های پلاسیده شان را دور افکنده اند و تیری افکنده ای که هنوز سزاوارش نبوده ای ؟...یا اندیشه ای ناب هستی که محیط خود را بررسی می کنی تا سود و زیان خود را بشناسی و روزگارت را در ساختن هرچه سود بخش و ویران ساختن هرچه زیان آور است می گذرانی ؟..اگر اولی باشی نادانی و سبک مغزی خود را آراسته ای و اگر دومی باشی ، نان گرسنگان و آب تشنگانی ..و تو دوست نازنینم ، عاطفه جان ، بی گمان دومی هستی .. قلمت پرتوان و اندیشه ات پُر ره رو باد.

امیدوارم که دومی باشم و اگر نیستم بشوم و اگر هستم اینچنین بمانم لاله عزیز گرچه هیچ تضمین و اطمینان و یقینی به فردایم نیست.

۲۳-۶-۱۳۹۳ ۰۶:۴۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط علی خانی ، f_hamed ، افتاب گردان ، Dordeh ، MACh ، Rasoul ، Niki ، mehrdad110 ، nr76
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 80
کتاب مورد علاقه: شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپری مرشد و مارگریتا - میخائیل بولگاکوف کوری - ژوزه ساراماگو بادبادک‌باز - خالد حسینی سمفونی مردگان - عباس معروفی تنهایی پرهیاهو - بهومیل هرابال آهنگ عشق - آندره ژید آئورا - کارلوس فوئنتس میرا - کریستوفر فرانک
تاریخ عضویت: ۱۷ دي ۱۳۹۲
سپاس ها 1383
سپاس شده 601 بار در 83 ارسال
ارسال: #17
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
بسیار عالی
سپاس از آتفه بخاطر این شعر ناب
سپاس از فرید عزیز بخاطر میکس و ادیت خوبشون
به این ابیات ناب روح دادن
من امشب با شنیدن این اثر روحم تازه شد
خستگی روز کاملاً در رفت

متأسفانه ما آدم‌های نوتیفیکیشنی notification منتظر خبررسان‌ها هستیم
من هم آدم نوتیفیکیشنی هستم و یکی از دلایل دیر رسیدنم به این متن همین بود
عذر تقصیر جهت تأخیر

در دنیایی که هر ظلم رو با ظلم دیگه می‌پوشونن و به بهانه‌های مختلف اجازه‌ی انتشار خبرهای اینچنینی رو نمیدن، باید هم انتظار این رو داشته باشن که یک شاعره‌ی جوان اینچنین دست به قلم ببره و با ادبیات بینظیر خودش چشم‌ها و گوش‌ها رو باز کنه... من به شخصه واقعاً سپاسگزار شما هستم

به اسیری گرفتن بیش از ۶۰۰ زن ایزدی توسط داعش!!
کودک مظلوم ایزدی!!
جنایات داعشیان!!

دیگر این پنجره بگشای که من
 به ستوه آمدم از این شب تنگ
دیرگاهی ست که در خانه همسایه من خوانده خروس
وین شب تلخ عبوس
می فشارد به دلم پای درنگ
دیرگاهی ست که من در دل این شام سیاه
پشت این پنجره بیدار و خموش
مانده ام چشم به راه
همه چشم و همه گوش
مست آن بانگ دلاویز که می اید نرم
محو آن اختر شب تاب که می سوزد گرم
مات این پرده شبگیر که می بازد رنگ
آری این پنجره بگشای که صبح
می درخشد پس این پرده تار
می رسد از دل خونین سحر بانگ خروس
وز رخ اینه ام می سترد زنگ فسوس
بوسه مهر که در چشم من افشانده شرار
خنده روز که با اشک من آمیخته رنگ

ه.ا.سایه

حالم شبیه حال آدمیه که بارش لاستیکه ولی زاپاس نداره. اینم حکایت ماست؛ دوست زیاد داریم ولی كو رفیق!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳-۶-۱۳۹۳ ۱۰:۱۷ عصر، توسط محمدرضا (بابالنگ دراز).)
۲۳-۶-۱۳۹۳ ۱۰:۰۳ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط افتاب گردان ، Dordeh ، MACh ، Atefeh Aqaee ، f_hamed ، علی خانی ، مجید ، Rasoul ، Niki ، mehrdad110 ، nr76
Atefeh Aqaee
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 350
کتاب مورد علاقه: غزلیات حافظ دیوان شمس شاهنامه
تاریخ عضویت: ۲۶ فروردين ۱۳۹۳
سپاس ها 2795
سپاس شده 1909 بار در 356 ارسال
ارسال: #18
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
(۲۳-۶-۱۳۹۳ ۱۰:۰۳ عصر)محمدرضا (بابالنگ دراز) نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
بسیار عالی
سپاس از آتفه بخاطر این شعر ناب
سپاس از فرید عزیز بخاطر میکس و ادیت خوبشون
به این ابیات ناب روح دادن
من امشب با شنیدن این اثر روحم تازه شد
خستگی روز کاملاً در رفت

متأسفانه ما آدم‌های نوتیفیکیشنی notification منتظر خبررسان‌ها هستیم
من هم آدم نوتیفیکیشنی هستم و یکی از دلایل دیر رسیدنم به این متن همین بود
عذر تقصیر جهت تأخیر

در دنیایی که هر ظلم رو با ظلم دیگه می‌پوشونن و به بهانه‌های مختلف اجازه‌ی انتشار خبرهای اینچنینی رو نمیدن، باید هم انتظار این رو داشته باشن که یک شاعره‌ی جوان اینچنین دست به قلم ببره و با ادبیات بینظیر خودش چشم‌ها و گوش‌ها رو باز کنه... من به شخصه واقعاً سپاسگزار شما هستم

به اسیری گرفتن بیش از ۶۰۰ زن ایزدی توسط داعش!!
کودک مظلوم ایزدی!!
جنایات داعشیان!!

دیگر این پنجره بگشای که من
 به ستوه آمدم از این شب تنگ
دیرگاهی ست که در خانه همسایه من خوانده خروس
وین شب تلخ عبوس
می فشارد به دلم پای درنگ
دیرگاهی ست که من در دل این شام سیاه
پشت این پنجره بیدار و خموش
مانده ام چشم به راه
همه چشم و همه گوش
مست آن بانگ دلاویز که می اید نرم
محو آن اختر شب تاب که می سوزد گرم
مات این پرده شبگیر که می بازد رنگ
آری این پنجره بگشای که صبح
می درخشد پس این پرده تار
می رسد از دل خونین سحر بانگ خروس
وز رخ اینه ام می سترد زنگ فسوس
بوسه مهر که در چشم من افشانده شرار
خنده روز که با اشک من آمیخته رنگ

ه.ا.سایه
سپاس از لطف شما دوست نویسنده و ادیب و هنرمندم
جا دارد که همینجا و همینک از تشویق و تاثیر شما در بازگشت ذوق سرایش پس از ۱۰ سال سپاسگزاری کنم.
توتمتان گویا پویا و مانا
۲۳-۶-۱۳۹۳ ۱۱:۱۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط افتاب گردان ، f_hamed ، علی خانی ، Rasoul ، Dordeh ، MACh ، mehrdad110 ، محمدرضا (بابالنگ دراز)
f_hamed
مدیر بازنشسته
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 1,291
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی کلیدر تاریخچه زمان
تاریخ عضویت: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 4036
سپاس شده 6857 بار در 1271 ارسال
ارسال: #19
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
عاطفه (آتفه) گرامی
زیبایی و تاثیر گذاری این سروده زیبا را با صدای دلنشین و پر احساستان صد چندان کردید. امیدوارم که از این پس به بهانه شور و شادی مردم و خبرهای خوش این سرریز الهام اتفاق بیافتد.
جا داره که یادی بکنیم از شاه بیتی که در سوگ غزلبانوی ایران سرودی:

بانوی غزل، شور سخن، جان قلم، خار ستم رفت
شاکی ز جهانم که چرا رنج و الم ماند به گیتی و ولی، مهر غزل رفت.


قلمت توانا ودلت شاد

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
۲۴-۶-۱۳۹۳ ۰۷:۲۵ صبح
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Atefeh Aqaee ، Rasoul ، Dordeh ، افتاب گردان ، MACh ، mehrdad110 ، nr76 ، محمدرضا (بابالنگ دراز)
Atefeh Aqaee
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 350
کتاب مورد علاقه: غزلیات حافظ دیوان شمس شاهنامه
تاریخ عضویت: ۲۶ فروردين ۱۳۹۳
سپاس ها 2795
سپاس شده 1909 بار در 356 ارسال
ارسال: #20
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
(۲۴-۶-۱۳۹۳ ۰۷:۲۵ صبح)f_hamed نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
عاطفه (آتفه) گرامی
زیبایی و تاثیر گذاری این سروده زیبا را با صدای دلنشین و پر احساستان صد چندان کردید. امیدوارم که از این پس به بهانه شور و شادی مردم و خبرهای خوش این سرریز الهام اتفاق بیافتد.
جا داره که یادی بکنیم از شاه بیتی که در سوگ غزلبانوی ایران سرودی:

بانوی غزل، شور سخن، جان قلم، خار ستم رفت
شاکی ز جهانم که چرا رنج و الم ماند به گیتی و ولی، مهر غزل رفت.


قلمت توانا ودلت شاد

با سپاس از لطف و اشاره شما و با اجازه شما قطعه ای که در سوگ بانوی غزل سیمین عزیز نوشتم و دوستان از سر لطف به من اجازه دادند که اون قطعه رو با تمامی کاستی ها درپیام تسلیت بانو بخونم رو به صفحه دلنوشته ها می افزایم.


فرياد من شكسته ديگر گلو ندارم
شور غزل به جانم، مى در سبو ندارم
زخمه به دست دارم ، تارم ولى شكسته
بغض قلم به گرد ديوارها نشسته
صد بغض دارم از غم بر جاى پاى بانو
شعرى كه او نگفته، راهى كه او نجسته
اى اشك در غم او جارى شو و فرو شوى
خون دل اسيران، فريادهاى خسته
اميد هر شبم بود جان غزل بماند
فريادها و افسوس بر آرزوى بسته


۹۳/۵/۲۹
آتفه عاقایی نژاد


به امید روزهای شاد و دلنوشته های خوش
۲۴-۶-۱۳۹۳ ۰۸:۲۸ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، علی خانی ، مجید ، Rasoul ، Dordeh ، Maryam.T ، افتاب گردان ، MACh ، Niki ، mehrdad110 ، محمدرضا (بابالنگ دراز)
behnaz_gh
کاربر ارشد
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 41
کتاب مورد علاقه: رمان های درام و تاریخی شعر و نمایشنامه
تاریخ عضویت: ۵ بهمن ۱۳۹۲
سپاس ها 171
سپاس شده 253 بار در 42 ارسال
ارسال: #21
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
عاطفه عزیز، مثل شعرهای قبلی که از شما خوانده بودم این شعرهم زیبا بود خصوصا با تفسیری که کرده بودی
دلم شکست...
دلم شکسته است و تو نیز می دانی
همیشه آدمی در کار خویش می ماند
مگر نه اینکه اوست اشرف مخلوقات
چرا که گاه او به گرگ می ماند؟
۲۴-۶-۱۳۹۳ ۱۰:۱۶ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Atefeh Aqaee ، Dordeh ، علی خانی ، افتاب گردان ، Rasoul ، MACh ، Niki ، mehrdad110 ، محمدرضا (بابالنگ دراز)
Maryam.T
مریم طالبی
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 80
کتاب مورد علاقه: سیذارتا
تاریخ عضویت: ۲۱ مهر ۱۳۹۲
سپاس ها 246
سپاس شده 464 بار در 80 ارسال
ارسال: #22
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
عاطفه ی عزیز؛ ابیاتتون رو خوندم و شنیدم.
ناراحتم از اینکه درد و جنگ، از سر و کول دنیای آدمیزاد بالا میره اما دلم خوش شد به اینکه دغدغه ای چنین، آهنگ کلمات رو به قلم شما نشونده.
دغدغه ای انسانی ، زشت اما زیبا...!!

قلمتون گیرا باد

کیست این پرده نشین کاین همه افسانه ازوست...؟
۲۴-۶-۱۳۹۳ ۱۲:۴۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، افتاب گردان ، Atefeh Aqaee ، Dordeh ، Rasoul ، MACh ، Niki ، mehrdad110 ، محمدرضا (بابالنگ دراز)
f_hamed
مدیر بازنشسته
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 1,291
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی کلیدر تاریخچه زمان
تاریخ عضویت: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 4036
سپاس شده 6857 بار در 1271 ارسال
ارسال: #23
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
(۲۴-۶-۱۳۹۳ ۱۲:۴۸ عصر)Maryam.T نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
عاطفه ی عزیز؛ ابیاتتون رو خوندم و شنیدم.
ناراحتم از اینکه درد و جنگ، از سر و کول دنیای آدمیزاد بالا میره اما دلم خوش شد به اینکه دغدغه ای چنین، آهنگ کلمات رو به قلم شما نشونده.
دغدغه ای انسانی ، زشت اما زیبا...!!

قلمتون گیرا باد

مریم جان
نوشته های عاطفه (آتفه) عزیز همون جوری که خودشم اشاره کرده دلنوشته است و یا به قول خودم سرریز الهام!
شوربختانه، در دورانی زندگی می کنیم که قلب هامون بیش از شادی مورد هجوم سیل غم ها قرار گرفته، همینه که اهل ادب و قلم هم بیشتر از غم می سرایند.
به امید روزی که اینقدر خدای مهربون شادی به دلهامون سرازیر کنه که هیچ دلنوشته ای بوی غم نداشته باشه.

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۴-۶-۱۳۹۳ ۰۱:۲۳ عصر، توسط f_hamed.)
۲۴-۶-۱۳۹۳ ۰۱:۲۳ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Maryam.T ، علی خانی ، افتاب گردان ، brief candle ، Atefeh Aqaee ، Dordeh ، Rasoul ، MACh ، Niki ، mehrdad110 ، محمدرضا (بابالنگ دراز)
Maral Firouzi
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 54
کتاب مورد علاقه: شازده كوچولو
تاریخ عضویت: ۵ دي ۱۳۹۲
سپاس ها 195
سپاس شده 305 بار در 53 ارسال
ارسال: #24
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
عاطفه عزيز، سادگي و صراحت كلامت چيزيه كه باعث دلنشين شدن سروده هات مي شه.. اينكه در دنيايي كه هر كس به كاري مشغوله تو دلت به دنيا مشغوله جاي تحسين داره

شايد سهم هر كدوم از ما يخي باشه كه به سطل دنيا مي ريزيم.. هر كس با هر زبوني كه مي تونه..
۲۵-۶-۱۳۹۳ ۱۲:۰۲ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط افتاب گردان ، Dordeh ، f_hamed ، Atefeh Aqaee ، Rasoul ، MACh ، Niki ، mehrdad110 ، علی خانی ، محمدرضا (بابالنگ دراز)
Atefeh Aqaee
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 350
کتاب مورد علاقه: غزلیات حافظ دیوان شمس شاهنامه
تاریخ عضویت: ۲۶ فروردين ۱۳۹۳
سپاس ها 2795
سپاس شده 1909 بار در 356 ارسال
ارسال: #25
RE: دلنوشته های آتفه عاقایی
با درود به همه دوستان جان
دلنوشته امروز بر میگرده به سالها پیش که برای نخستین بار با شما عزیزان سهیم میشم و منتظر شنیدن نظرات و انتقادات شما هستم.
پیشاپیش سپاس



عاطفه اينجايى . . . ؟
آرى اينجا هستم
زير اين سقف سپيد
با سه ديوار پر از نقش و نگار
با نم اشك فروغ
آن طرف هم سهراب
غزلى از حافظ
ونگاهم بيدار . . .
زير لب ميخوانم غزل شهريار . . .
ساز من خاموش است
وبدستم مضراب
مانده ام محو در "افسانه شب"
ودلم هم بى تاب . . .

همه اشياء اتاق
محو در ناله ساز
شمع در سوز و گداز
آسمان هاله راز
فكر من در پرواز

تپش ثانيه ها برده از من آرام
مى گريزند ز من همه اهل كلام
پس كجا رفته فروغ
كى مى آيد سهراب
مى فريبند مرا
عاقبت اين همه دام

پشت اين پنجره باز
قاصدك بيدار است
رنگ پيغام دلش
خونى و غمبار است
ناله و خش خش برگ
كه شده بنده باد
باز در كنج دلم
مى كند غم بنياد

زير اين سقف سپيد
و حصار ديوار
گذر ثانيه ها
و هجوم افكار
پس كجا رفته على
حافظ تيشه داد
بيستون منتظر است
خواب رفته فرهاد
عجز نا آدميان
مى كند شيطان شاد
پاييز ١٣٧٧
آتفه عاقايى نژاد




"افسانه شب"
ماندم به چمن شب شد و مهتاب بر آمد
سيماى شب آغشته به سيماب بر آمد
ديدم به لب جوى جهان گذران را
آفاق همه نقش رخ آب بر آمد
شهريار
۲۵-۶-۱۳۹۳ ۰۹:۰۲ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، افتاب گردان ، Rasoul ، Dordeh ، Mr.Mehrdad ، MACh ، Niki ، mehrdad110 ، علی خانی ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، behnaz_gh


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

تماس با ما   انجمن کتاب ایران   بازگشت به بالا   بازگشت به محتوا   بایگانی   پیوند سایتی RSS