عضویت
x

ورود

نام کاربری:

رمز عبور:
 

یا عضو شوید

  گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟



 
امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امیتازات: 3.33
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هفته سوم و چهارم بهمن ماه - بار دیگر شهری که دوست می داشتم اثر زنده یاد نادر ابراهیمی
نویسنده پیام
Niki
سرپرست انجمن
******

مدیران ارشد
ارسال‌ها: 670
کتاب مورد علاقه: شازده کوچولو، مردی در تبعید ابدی، سمفونی مردگان، ارواح، زوال کلنل After Twenty Years
تاریخ عضویت: ۷ اسفند ۱۳۹۱
سپاس ها 2692
سپاس شده 2669 بار در 570 ارسال
ارسال: #1
Heart هفته سوم و چهارم بهمن ماه - بار دیگر شهری که دوست می داشتم اثر زنده یاد نادر ابراهیمی
زنده یاد نادر ابراهیمی ، بی گمان حق بزرگی بر گردن داستان نویسی این مرز و بوم دارد. نویسنده ای که هنوز هم در ایران آنچنان که باید در کتابهای درسی و دانشگاهی به ما شناسانده نشد. روحش شاد




نام کتاب : بار دیگر شهری که دوست می داشتم
نویسنده : زنده یاد نادر ابراهیمی


[تصویر:  1-212x300.jpg]




این کتاب شامل سه بخش : باران رویای پاییز ، پنج نامه از ساحل چمخاله به ستاره آباد و پایان باران رویا است که می توان عاشقانه ترین بخش آن را باران رویای پاییز دانست.این کتاب در کنار کتاب ” یک عاشقانه آرام ” از زمره عاشقانه ترین کتاب های نادر ابراهیمی است که با توجه به حجم کمی (۱۱۰صفحه) که دارد از تاثیرگذاری چشمگیری برخوردار است.بار دیگر شهری که دوست می داشتم ، داستان عاشقی پسر مردی کشاورز است که سخت دلباخته دختر خان شده است و هنگامی این داستان را روایت می کند که عشقش (هلیا) پس از گذر روزها از فرارشان از شهری که در آن کودکی خود را به دست جوانی سپرده بودند ، او را تنها رها کرده و به خانه بازگشته بود.مرد عاشق به شهری باز می گردد که روزگاری به خاطر عشقش از آن گریخته بود و از آن طرد شده بود.به شهری که دوستش می داشت…و می گوید هیچ عشقی ماندگارتر از عشق به خاک نیست…حتی عشقی که برایش از خاکت بگذری !
هر چند مضمون این کتاب دست مایه فیلم های فارسی و داستان های بیشماری بوده است ، با این همه این بار نادر ابراهیمی با نثری متفاوت ، لطیف و سرشار از احساس آن را به رشته تحریر درآورده است.این کتاب کوچک ، تنها داستان گلایه ها و واگویه های مرد عاشقی نیست که محبوبش رهایش کرده…نویسنده با دقت و ظرافت در پس پرده دلتنگی عاشقی تنها ، بسیاری از عادات ، معضلات و نکات اجتماعی و حتی سیاسی را در چارچوب یک جامعه کوچک مورد اشاره قرار داده است.نادر ابراهیمی در این کتاب خواننده را با جریانی آرام وارد دنیایی از تضاد ها و تناقض های جامعه می کند که افکار پوسیده حاکم بر آن معصومیت کودکی را به بی وفایی ، عشق را به نفرت و زندگی را به زنده مانی تبدیل کرده است و هنگامی که عاشق تنها رها شده به شهری که روزگاری دوستش می داشت…در آن به دنیا آمده بود و با هر نفس عشق را در دل پرورانده بود…بازمی گردد ، هر چند پدران این شهر از دنیا رفته اند اما رسوم و عادات کهنه آنان همچون تار عنکبوتی ، هر زنده و جانداری را به بند می کشد؛ عنکبوت پیر مرده اما تارها هنوز پابرجا مانده است. هر چند داستان بار دیگر شهری که دوست می داشتم ، انباری از جملاتی لطیف و عمیق با مفاهیمی زیبا و تاثیرگذار است اما گاهی به نظر می رسد این کتاب ، یک کتاب داستان نیست ؛ گویی این جملات ، حرف دل نویسنده ای است که روی کاغذ فریاد کشیده است تا بالاخره خوانده شود.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

رمز فایل : دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دانلود نسخه صوتی کتاب
با اجرای دلنشین دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

--------------------------------------------
این تاپیک آغاز نیمه دوم بهمن ماه برای نقد و تحلیل باز می شود. (نیکی)

چون به دریا می توانی راه یافت
سوی یک شبنم چرا باید شتافت؟!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱-۱۱-۱۳۹۳ ۱۲:۳۷ عصر، توسط Niki.)
۱-۱۱-۱۳۹۳ ۱۲:۳۳ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط mohsen gh ، m_reza ، علی خانی ، navazesh ، مهران کسروی ، Rasoul ، nasrinmansouri ، Dordeh ، nr76 ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، a.a ، samsara ، Atefeh Aqaee ، Vivani
mohsen gh
کاربر ارشد
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 129
کتاب مورد علاقه: برزخ((دن براون)) ، طلسم گمشده ، راز داوینچی ، گوژپشت نتردام ، صد سال تنهایی ، تسخیرشدگان ، جنگ و صلح ، زوربای یونانی ، آبلوموف ، دمیان ، تاتار خندان ، روزگار سپری شده مردم سالخورده شادکامان دره قره سو
تاریخ عضویت: ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
سپاس ها 425
سپاس شده 672 بار در 129 ارسال
ارسال: #2
بار دیگر شهری که دوست می داشتم
سلام دوستان
این کتاب بسیار متفاوت بود از نظر من و کتابی به این شکل نخونده(نشنیده) بودم تا حالا.چند نقد کوچک و یک نقل رو میزارم اینجا چون برای خودم خیلی جالب بودم.

این کتاب شامل سه بخش : "باران رویای پاییز" ، "پنج نامه از ساحل چمخاله به ستاره آباد" و "پایان باران رویا" است که میتوان عاشقانه ترین بخش آن را باران رویای پاییز دانست .این کتاب در کنار کتاب "یک عاشقانه آرام" از زمره عاشقانه ترین کتاب های نادر ابراهیمی است که با توجه به حجم کمی (110صفحه) که دارد از تاثیرگذاری چشم گیری برخوردار است.
بار دیگرشهری که دوست می داشتم ، داستان عاشقی پسر مردی کشاورز است که سخت دلباخته دختر خان شده است و هنگامی این داستان را روایت میکند که عشقش (هلیا) پس از گذر روزها از فرارشان از شهری که در آن کودکی خود را به دست جوانی سپرده بودند ، او را تنها رهاکرده و به خانه بازگشته بود. مرد عاشق به شهری بازمی گردد که روزگاری به خاطر عشقش از آن گریخته بود و از آن طرد شده بود. به شهری که دوستش می داشت... و می گوید هیچ عشقی ماندگارتر از عشق به خاک نیست... حتی عشقی که برایش از خاکت بگذری !
هر چند مضمون این کتاب دست مایه فیلم های فارسی و داستان های بیشماری بوده است ، با اینهمه این بار نادر ابراهیمی با نثری متفاوت ، لطیف وسرشار از احساس آن را به رشته تحریر درآوردهاست.
این کتاب کوچک ، تنها داستان گلایه ها و واگویه های مرد عاشقی نیست که محبوبش رهایش کرده...نویسنده با دقت و ظرافت در پس پرده دلتنگی عاشقی تنها ، بسیاری از عادات ، معضلات و نکات اجتماعی و حتی سیاسی را درچارچوب یک جامعه کوچک مورد اشاره قرار داده است.

نادرابراهیمی در این کتاب خواننده را با جریانی آرام وارد دنیایی از تضاد ها و تناقض های جامعه می کند که افکار پوسیده حاکم بر آن معصومیت کودکی را به بی وفایی ، عشق را به نفرت و زندگی را به زندانی تبدیل کرده است وهنگامی که عاشق تنها رها شده به شهری که روزگاری دوستش می داشت...در آن به دنیا آمده بود و با هر نفس عشق را در دل پرورانده بود...بازمی گردد ، هر چند پدران این شهر از دنیا رفته اند اما رسوم و عادات کهنه آنان همچون تار عنکبوتی ، هر زنده و جانداری را به بند می کشد؛ عنکبوت پیر مرده اما تارها هنوز پابرجامانده است.
هر چندداستان بار دیگر شهری که دوست می داشتم ، انباری از جملاتی لطیف و عمیق با مفاهیمی زیبا و تاثیرگذار است اما گاهی به نظر می رسداین کتاب ، یک کتاب داستان نیست ؛گویی این جملات ، حرف دل نویسنده ای است که روی کاغذفریاد کشیده است تا بالاخره خوانده شود.

چگونه نام هلیا ساخته شد
هلیا اسمی که برای نخستین بار در ایرانبه وسیله نادر ابراهیمی، در کتاب بار دیگر شهری که دوست می داشتم به کار رفت، ساخته خلاقیت نویسنده آن است، ریشه تاریخی ندارد و با این حال میان مردم، به عنوان اسمی زنانه، رواج یافته است.
نادر ابراهیمی، که در سال های اخیر به دلیل بیماری، خانه نشین شده است، نام هلیا را سال ها پیش، در مسافرتی از تهران به اصفهان خلق کرد.
فرزانه منصوری، همسر نادر ابراهیمی درباره چگونگی شکل گیری این اسم زنانه در ذهن نویسنده رمان آتش بدون دود، گفت: سال ها پیش، نادر ابراهیمی در حالی که با اتوبوس از تهران به اصفهان سفر می کرد، شروع به بازی و در هم ریختن واژه الهی کرد تا بتواند از دل آن نامی خوش آهنگ و متفاوت بسازد. پس از مدتی، واژه خودساخته هلیا را از به هم ریختن حروف واژه الهی ساخت و در داستان بلندش بار دیگر شهری که دوست می داشتم به کار برد. مدت ها بعد نادر ابراهیمی متوجه شد که واژه هلیو در لاتین قدیم به معنی خورشید است.
پس از انتشار کتاب، این اسم در میان مردم رواج زیادی پیدا کرد و جزو نام های ایرانی محسوب شد. منصوری می گوید: بارها پیش آمده است که خوانندگان داستان بار دیگر... تماس گرفته اند و ضمن جویاشدن معنی این اسم، گفته اند که می خواهند اسم دخترشان را هلیا بگذارند.
با این که هم اکنون اسم هلیا درمیان مردم رواج یافته است، اما در هیچ یک از فرهنگ  نام های رایج در بازار کتاب، این اسم دیده نشده است. در فرهنگ های "آوای نام های ایران زمین" نوشته پری زنگنه، "فرهنگ جامع نام های ایرانی" نوشته محمد حاجی زاده و "فرهنگ جامع نام های ایران زمین" نوشته اسماعیل هیرمندنیا، اسم هلیا ذکر نشده است.
در این فرهنگ ها، نزدیک ترین اسم های لاتین به هلیا، اسم های هلن، هلنا و هلینا است.

نقل:
متن کتاب «بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم» با سه نوع فونت تایپ شده که در واقع روایت کننده سه زمان مختلفه. یعنی هر چی فونت درشت‌تر میشه، زمان به حال نزدیک‌تر می‌شه. ریزترین فونت مربوط به دوران کودکی قهرمان‌های داستانه، فونت متوسط راوی دوران جوانی و عاشقی اونها و درشت‌ترین فونت مربوط به بازگشت شخص اول قصه به شهرشه. این سه دوره زندگی لابه‌لای هم توصیف می‌شن. این روش، یه ابداع جالب از مرحوم نادر ابراهیمیه که کمک به فهم خواننده می‌کنه و از اون حالت به قولی مبهم و کلاف سر در گم درمیاره!


فریاد را همه میشنوند، هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۰-۱۲-۱۳۹۳ ۰۳:۱۱ عصر، توسط mohsen gh.)
۱۰-۱۲-۱۳۹۳ ۰۳:۱۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، Atefeh Aqaee ، مرضیه ، Vivani ، amin1918 ، Dordeh
Dordeh
dordeh
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 67
کتاب مورد علاقه: شازده کوچولو
تاریخ عضویت: ۱۹ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 1211
سپاس شده 428 بار در 67 ارسال
ارسال: #3
RE: هفته سوم و چهارم بهمن ماه
سال ها پیش، نادر ابراهیمی در حالی که با اتوبوس از تهران به اصفهان سفر می کرد، شروع به بازی و در هم ریختن واژه «الهی» کرد تا بتواند از دل آن نامی خوش آهنگ و متفاوت بسازد. پس از مدتی واژه خود ساخته «هلیا» را از به هم ریختن حروف واژه «الهی» ساخت و در داستان بلندش «بار دیگر شهری که دوست می داشتم» به کار برد.

پس از انتشار کتاب، این اسم در میان مردم رواج زیادی پیدا کرد و جزو نام‌های ایرانی محسوب شد.  نام دختر بزرگ نادر ابراهیمی هم هلیا است. مدت‌ها بعد نادر ابراهیمی متوجه شد که واژه هلیو در لاتین قدیم به معنی خورشید است.

با این که هم اکنون اسم هلیا در میان مردم رواج یافته است، اما در فرهنگ نام های رایج در بازار کتاب، این اسم دیده نشده است.

در فرهنگ‌های آوای نام‌های ایران زمین نوشته پری زنگنه، فرهنگ جامع نام های ایرانی نوشته محمد حاجی زاده و فرهنگ جامع نام های ایران زمین نوشته اسماعیل هیرمندنیا، اسم هلیا ذکر نشده است. در این فرهنگ ها، نزدیک ترین اسم های لاتین به هلیا، اسم های هلن، هلنا و هلینا است.

در فرهنگ دهخدا هم برای معانی نام هلیا دختر خورشید، طلوع خورشید و‌ آرزو آمده است. این اسم تاکنون ۱۷۴۹۹ بار در سازمان ثبت و احوال کشور ثبت شده است.
۲۳-۷-۱۳۹۴ ۰۶:۰۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط علی خانی ، f_hamed ، مرضیه ، Rasoul


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

تماس با ما   انجمن کتاب ایران   بازگشت به بالا   بازگشت به محتوا   بایگانی   پیوند سایتی RSS