عضویت
x

ورود

نام کاربری:

رمز عبور:
 

یا عضو شوید

  گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟



 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امیتازات: 3.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نیمه دوم مردادماه - صد سال تنهایی مارکز
نویسنده پیام
f_hamed
مدیر بازنشسته
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 1,291
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی کلیدر تاریخچه زمان
تاریخ عضویت: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 4036
سپاس شده 6857 بار در 1271 ارسال
ارسال: #1
نیمه دوم مردادماه - صد سال تنهایی مارکز
یکی از رمان های ماندگار تاریخ کتاب صد سال تنهایی نوشته گابریل گارسیا مارکز است.
[تصویر:  Cien_a%C3%B1os_de_soledad_%28book_cover%2C_1967%29.jpg]
در این رمان به شرح زندگی شش نسل خانواده بوئندیا پرداخته شده‌است که نسل اول آن‌ها در دهکده‌ای به نام ماکوندو ساکن می‌شود.

سبک نگارش کتاب سبک مشهور آمریکای لاتین خصوصا مارکز یعنی ، رئالیسم جادویی است. نویسنده با چیره دستی خاصی عناصر واقعیت و خیال و جادو را در هم می آمیزد به گونه ای که خواننده به مرور مرز بین رویا و واقعیت را گم می کند.

در مورد این کتاب چه در انجمن کتاب ایران و چه در سایر محافل سخن بسیار گفته شده است ولی همچنان جای حرف و سخن و بحث باقی است.

این کتاب با اجرای زیبا و جذاب خانم عاطفه آقایی نژاد به صورت کتاب گویا در اختیار علاقه مندان قرار گرفته است.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
۱۷-۵-۱۳۹۴ ۰۳:۳۶ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط es_elmira ، Atefeh Aqaee ، mehrrita ، علی خانی ، مرضیه ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، taghi73 ، anahita68 ، Niku
علی خانی
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 784
کتاب مورد علاقه: در جستجوی زمان از دست رفته
تاریخ عضویت: ۲۸ تير ۱۳۹۳
سپاس ها 2639
سپاس شده 4031 بار در 776 ارسال
ارسال: #2
RE: نیمه دوم مردادماه - صد سال تنهایی مارکز
صد سال تنهایی روایتی فشرده از پیدایی و پایان جهان است. تجربه ای یگانه (به قول نیکوی عزیز) که تنها با خواندن این کتاب حاصل می آید و قابل قیاس با حس هیچ کتاب دیگری نیست. خیلی شنیده ایم که گفته اند کتاب خوان ها دو دسته اند: آنهایی که فلان کتاب را خوانده اند و باقی که آن را نخوانده اند. این مثال در مورد صدسال تنهایی نیز بسیار صادق است و به جاست. صدسال تنهایی جهانی پیش روی ما می گشاید که فقدانش می توانست فقدانی اساسی در ادبیات جهان به شمار آید. با این کتاب بلوغی در تخیل ادبی به بار نشست که از قبل با آثار نویسندگانی چون کافکا شروع شده بود و با دلمشغولی های اکسپرسیونیست ها و سورئالیست ها قوام یافته بود و البته چون دُم هولناک یکی از خاندان اورسولا و خوزه آرکادیو بوئیندیا، زائد و دستخوش آشوبی بی سرانجام هم بود.

بی ما، بسی گُل خواهد روئید
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۹-۵-۱۳۹۴ ۱۱:۵۱ عصر، توسط علی خانی.)
۱۹-۵-۱۳۹۴ ۱۱:۴۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، Atefeh Aqaee ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، mehrrita ، مرضیه ، Niku
Atefeh Aqaee
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 350
کتاب مورد علاقه: غزلیات حافظ دیوان شمس شاهنامه
تاریخ عضویت: ۲۶ فروردين ۱۳۹۳
سپاس ها 2795
سپاس شده 1909 بار در 356 ارسال
ارسال: #3
RE: نیمه دوم مردادماه - صد سال تنهایی مارکز
درود به فرید حامد عزیز و سپاس از انتخاب صد سال تنهایی
سالها بود که نام این کتاب رو از زبان کتابخوان ها و حتی کتاب نخوان ها میشنیدم ولی چون کلا سبک کتابهایی که مطالعه میکردم جز در مواردی خاص , شامل کتاب های رمان نبود هرگز به سمت این کتاب نرفته بودم . وقتی هم که کتاب رو بنابر تصادف با یکی از ترجمه های امروزی که در اون خبری از وفاداری به متن اصلی نیست و بنابر مصلحت حتی نام مکان ها تغییر پیدا کردن و جاهایی از داستان هم کلا نه اینکه حذف بشن که شاید بهتر این بود که حذف میشدن و توضیح کوتاهی داده میشد در جهت گم نکردن رشته داستان , بلکه سیر آن تغییر اساسی داده شده , خوندم نه تنها لذت چندانی نبردم حتی خوشحال شدم از اینکه تحت تاثیر فکر عموم کتاب های رمان نخوندم و زمان هدر ندادم و حتی شگفت زده شدم که چطور آنرا شاهکاری نامیده اند و در وصفش سخنها و تعریف ها کرده اند .
یکی از پیشنهادهای جناب حامد عزیز این کتاب بود و من برای دومین بار با تعمق بیشتر کتاب رو با ترجمه بهمن فرزانه که یادش و نامش هماره جاوید خوندم و اینبار وارد دنیایی شدم که هرگز تجربه نکرده بودم. بینظیر بود و شگفت انگیز و میشد سالها در سحر و افسون داستان گم شد و وقتی با کمال میل و علاقه , مشتاقانه آغاز به گویا کردن کتاب مستطاب صد سال تنهایی کردم در سحر و افسونش گم شدم.
گم شدم و دنیای جدیدی رو به سوی من گشوده شد و جالب اینکه به خوندن رمان بسیار علاقه مند شدم و فهمیدم چه زمانی رو با خوندن کارهای جدی هدر دادم که در این کتاب به کنایه و شوخی و به سبک جادویی بیشتر یافتم و در یافتم.
صد سال تنهایی کتابیه که میشه سالها در موردش سخن گفت , به هر زاویه پیدا و پنهانش سر زد و ازش لذت برد و آموخت .امیدوارم دوستان خوب انجمن در این بحث گسترده شرکت گسترده هم داشته باشن و باهم بتونیم از حس و دریافت هامون از این کتاب که شاهکاری است بی تردید صحبت کنیم وبر اونها بیفزاییم.
باز هم سپاس از فرید عزیز برای آشنایی من با ص س ت
۲۰-۵-۱۳۹۴ ۱۲:۱۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط علی خانی ، mohsen gh ، f_hamed ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، mehrrita ، taghi73 ، Niku
f_hamed
مدیر بازنشسته
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 1,291
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی کلیدر تاریخچه زمان
تاریخ عضویت: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 4036
سپاس شده 6857 بار در 1271 ارسال
ارسال: #4
RE: نیمه دوم مردادماه - صد سال تنهایی مارکز
صد سال تنهایی بارزترین نمونه از سبک ادبی "رئالیسم جادویی" است. داستانی که به خوبی و زیبایی هر چه تمام تر ساخته و پرداخته شده و علیرغم فضای جادویی و تخیل حاکم بر آن بسیار باورپذیر است.
این کتاب از معدود کتاب هایی است که با همان جملات آغازین خواننده را میخکوب و مجذوب می کند. از صحنه جوخه اعدام سرهنگ آئورلیانو بوئندیا ناگهان به دوران کودکی سرهنگ می رود و ماجرای کشف یخ و کولی ها!
خواننده در همان صفحات اول کتاب به دنیایی مرموز و در عین حال ساده وارد می شود که هنوز خیلی چیزها اسم ندارند. یک دنیای بدوی مثل نخستین روزهای خلقت!
سخن گفتن با مردگان و حضور آنها در دنیای زنده ها را آنچنان به تصویر می کشد که خواننده متوجه عجیب بودن آن نمی شود. این اوج هنر مارکز است که عجیب ترین مسائل را چنان با قاطعیت بیان می کند که کسی با خود نمی گوید " مگه میشه؟؟؟" . بله در دنیای مارکز و سرزمین ماکوندو و چه بسا در آمریکای لاتینی که مارکز به تصویر می کشد همه چیز ممکن است. همان گونه ظهور و سقوط دیکتاتورها و ژنرال هایش یک شبه اتفاق می افتد!
خود مارکز در مصاحبه ای طولانی که با پلینیو مندوزا دارد و به صورت کتاب به نام " بوی درخت گویاو " منتشر شد و توسط مترجم توانا خانم لیلی گلستان به فارسی برگدانده شده، به منابع الهام بخش صحنه های خیالی و نامتعارف کتابش اشاره می کند.

[تصویر:  %D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8...%D8%A8.jpg]

وقتی با دقتی بیشتر کتاب را مطالعه می کنیم، معمولا در نوبت دوم یا سوم خواندن کتاب، ارتباط موضوعات و اتفاقات آنرا با دنیای واقعی بهتر و بهتر درک می کنیم.

صد سال تنهایی قصه همه جوامع بشری در قرن بیستم است و شاید بتوان گفت قصه بشر در همه قرون اعصار!

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
۲۱-۵-۱۳۹۴ ۰۸:۳۳ صبح
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط مرضیه ، Atefeh Aqaee ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، mehrrita ، taghi73 ، Niku
علی خانی
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 784
کتاب مورد علاقه: در جستجوی زمان از دست رفته
تاریخ عضویت: ۲۸ تير ۱۳۹۳
سپاس ها 2639
سپاس شده 4031 بار در 776 ارسال
ارسال: #5
RE: نیمه دوم مردادماه - صد سال تنهایی مارکز
یکی از علل باورپذیری روایت رویدادهای عجیب از سوی مارکز، این است که خود نویسنده از عجیب بودن وقایع دچار شگفتی نمی شود و روایت را دستخوش دگرگونی های بیانی نمی کند. حد و مرزهای حسی وقایع، روایتگری مارکز را متأثر نمی کند و بیان او یکنواخت، خنثی و عاری از احساس عاطفی نسبت به شخصیت ها و رویدادهاست و کلماتی که نشانگر شگفتی باشند، وارد زبان داستانی اش نمی شود.
...کمابیش شبیه کسانی که قادراند بی آنکه بخندند، راوی موضوعی به شدت خنده دار باشند... و یا بدون آنکه دچار غلیانی حسی شوند، دروغ های درست حسابی بگویند.

بی ما، بسی گُل خواهد روئید
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳-۵-۱۳۹۴ ۰۱:۳۷ عصر، توسط علی خانی.)
۲۲-۵-۱۳۹۴ ۱۱:۴۲ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، Atefeh Aqaee ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، mehrrita ، taghi73 ، مرضیه ، Niku
مرضیه
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 185
کتاب مورد علاقه: -
تاریخ عضویت: ۲۶ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 2037
سپاس شده 1138 بار در 189 ارسال
ارسال: #6
RE: نیمه دوم مردادماه - صد سال تنهایی مارکز
کتاب صد سال تنهایی ازآن دسته کتابهای پیشرو هست که خیلی از داستانها و کتابهای دیگر مقلد و تابع او نوشته می شوند. می شود گفت یک کتاب رهبرست  ،با این  یاد کتاب "بی بال پریدن " استاد قیصرامین پور افتادم ، یادم نیست این ویژگی کتابها  را گفته بودند یا نه . اما یک تشکرویژه و خسته نباشید به خانم عاقایی عزیز و آقای حامد بزرگوار دارم .اجرا و افکت گذاری صوتی کتاب بی عیب و نقص و عالیست، از آن معدوداجراهایی ست که آدم نسخه صوتی اش را به کاغذی اش با همه لذت ورق زدن و لمس کردنش ترجیح می دهد.

دوستان تعریف های خوبی از کتاب داشتند . من وقتی زیبایی اثر را درک کردم که دیدم پای  حرف زدنهای مرده ها با زنده ها نشستم ،  بدم نیامد طاعون بی خوابی بگیرم تا بتوانم رویای دیگران را در خواب ببینم و فکرکردم چقدر پیرمرد دویست ساله ای که به تمام دنیا سفر می کند و اخبار همه جا را آواز می کند و می خواند را دوست دارم . وقتی به خودم نگاه کردم دختر بچه ای را دیدم که دوست دارد همه اینها را باور کند . بنظرم هنر مارکز در توجه کردن به کودک درون آدمها در این رمان فوق العاده ست .کتابهای کمی خواندم که نه مستقیما بر خود خواننده بلکه روی تکه ای از وجود او نازل می شوند این تاثیر غیرمستقیم چون در اصل روی خواننده را از کتاب به طرف خودش برمی گرداند می تواند یک شاهکار تلقی شود.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲-۶-۱۳۹۴ ۰۸:۱۸ عصر، توسط مرضیه.)
۱۲-۶-۱۳۹۴ ۰۸:۱۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط علی خانی ، f_hamed ، Atefeh Aqaee ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، Niku
نیـکو
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 1
کتاب مورد علاقه: تفکر زائد
تاریخ عضویت: ۱۴ مهر ۱۳۹۳
سپاس ها 1
سپاس شده 2 بار در 1 ارسال
ارسال: #7
RE: نیمه دوم مردادماه - صد سال تنهایی مارکز
سلام دوستان، ممکنه لینک دانلود نسخه pdf کتاب رو بگذارید؟ من به سختی یکی پیدا کردم اما کیفیتش خیلی پایینه. مرسی.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸-۶-۱۳۹۴ ۰۹:۱۹ عصر، توسط نیـکو.)
۱۸-۶-۱۳۹۴ ۰۹:۰۰ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط محمدرضا (بابالنگ دراز) ، Niku
f_hamed
مدیر بازنشسته
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 1,291
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی کلیدر تاریخچه زمان
تاریخ عضویت: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 4036
سپاس شده 6857 بار در 1271 ارسال
ارسال: #8
RE: نیمه دوم مردادماه - صد سال تنهایی مارکز
(۱۸-۶-۱۳۹۴ ۰۹:۰۰ عصر)نیـکو نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام دوستان، ممکنه لینک دانلود نسخه pdf کتاب رو بگذارید؟ من به سختی یکی پیدا کردم اما کیفیتش خیلی پایینه. مرسی.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
۱۹-۶-۱۳۹۴ ۰۳:۵۲ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Atefeh Aqaee ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، Niku
Atefeh Aqaee
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 350
کتاب مورد علاقه: غزلیات حافظ دیوان شمس شاهنامه
تاریخ عضویت: ۲۶ فروردين ۱۳۹۳
سپاس ها 2795
سپاس شده 1909 بار در 356 ارسال
ارسال: #9
RE: نیمه دوم مردادماه - صد سال تنهایی مارکز
چطور مارکز بخوانیم تا«صد سال تنهایی»را بفهمیم؟


همشهری جوان: همانطور که خودتان در جریان (و چه بسا دست اندرکار) هستید، یکی از تم های رایج بین شوخی های اینترنتی بعد از مرگ عمو گابو، آمارگیری درباره کسانی بود که «صد سال تنهایی» را خوانده اند یا نصفه رها کرده اند یا اصلا چیزی ازش فهمیده اند.

شاید دلیل اصلی این ماجرا در این باشد که مارکز با «صد سال تنهایی» به ایرانی ها معرفی شده بود و این کتاب هم مشهور و معروف ترین رمان او به حساب می آمد؛ برای همین اغلب کسانی که می خواستند چیزی از استاد بخوانند، سراغ این کتاب می رفتند. در حالی که این کتاب، یکی از سخت خوان ترین رمان های عالم است و اگر کسی بدون داشتن پیش زمینه ای از کارهای مارکز یا ادبیات آمریکای لاتین سراغش برود، در عمل چیز زیادی دستش را نخواهد گرفت.

ما برای حل این مشکل، اینجا یک راهنمای مارکزخوانی کاربردی برایتان آماده کرده ایم. نکته اش این است که اگر قبلا از باقی نویسندگان آمریکای لاتین چیزی خوانده اید، می توانید بدون گذراندن مراحل یک و دو، از دسته سوم آثار هم شروع کنید اما باز هم برای یکراست سراغ «صد سال تنهایی» یا «پاییز پدرسالار» رفتن زود است. دستی دستی خودتان را از لذت یک رمان فوق العاده محروم نکنید.

قدم اول: داستان های کوتاه

بهترین نقطه برای شروع مارکز، همینجاست. مارکز توی داستان های کوتاهش، معمولا سراغ سبک معروفش یعنی «رئالیسم جادویی» نمی رود و خیلی خلاقیت های پیچیده به خرج نمی دهد، بعضی از داستان هایش که تماما بدون عنصر جادو هستند و در مورد بقیه هم حداکثر در هر داستان یک ایده جادویی رو می کند؛ مثلا در یک داستان، پیرمردی دوتا بال دارد و مسئله برخورد بقیه افراد با این وضعیت است. یا توی یک نمونه دیگر، پسربچه ای که دیگران حرفش را درباره امکان دیدن یک کشتی خیالی باور نمی کنند، یک شب آن کشتی را از توی خیالاتش به دنیای واقعی می کشاند و می زند زار و زندگی ملت را با این کار به گند می کشد. این نمونه ها، در عین حال که خودشان یک تجربه ابدی هستند اما دریچه ورود خوبی برای دنیای شیرین گابو هم می توانند باشند.


پیشنهاد سرآشپز: «دوازده داستان سرگردان» که ترجمه اش هم برای بهمن فرزانه است، می تواند گزینه خیلی خوبی از میان انبوه مجموعه داستان های کوتاه مارکز باشد. این را پیدا نکردید، سراغ ترجمه های احمد گلشیری بروید.

قدم دوم: رمان های ساده

حالا وقتش است که سراغ داستان های طولانی تری مثل «کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد» یا «ساعت شوم» بروید. داستان هایی که با وجود حجم بلندترشان نسبت به نمونه های دسته قبل، اما هنوز آنقدرها هم پیچیده نشده اند. مثلا در یک نمونه بسیار عالی و عاشقانه، داستان «عشق سال های وبا» که پنج سال پیش تبدیل به فیلم هم شد، می تواند گزینه خوبی باشد.

ماجرای این رمان از این قرار است که فلورنتینو، جوانی لاغر و فقیر که با مادرش زندگی می کند، در تلگرافخانه مشغول به کار می شود و وقتی برای رساندن یک تلگراف به خانه ای می رود، با دیدن دختر خانواده (فرمینا) عاشق او می شود.

فرمینا که برعکس او مادر ندارد و ثروتمند است، برای فلورنتینو تبدیل به معمایی می شود که با تصورات عاشق جوان همخوانی ندارد... درست است که «عشق سال های وبا» حجم بالایی دارد اما بالاخره داستانش سرراست است و می شود وقتی شب کتاب را بستی، فردا بدانی که در چه نقطه ای بودی. حسی که در رمان های سخت خوان مارکز اصلا وجود خارجی ندارد.

پیشنهاد سرآشپز: گول افست فروش های روبروی دانشگاه را نخورید. «خاطره دلبرکان غمگین من» اصلا داستان و نمونه خوبی از مارکز نیست. این داستان، همانطور که خود مارکز در مقدمه گفته، کپی «خانه زیبارویان خفته» یاسوناری کاواباتا، نویسنده نوبلیست ژاپنی است و تنها نتیجه ای که از مقایسه این دو رمان با هم می شود گرفت، این است که آدم های معروف حتی کپی هم کنند، باز آدم معروف هستند.


قدم سوم: گزارش ها

در خارج به این دسته از آثار می گویند «ادبیات غیرتخیلی» (nonfictional)، چیزی که توی ایران فقط قالب «سفرنامه»اش جا افتاده. البته مارکز خودش سفرنامه ندارد اما در عوض چندتا اثر دارد که داستانش واقعا بیرون اتفاق افتاده بود و بعدا مارکز (که در تمام عمرش روزنامه نگار بوده) رفته و ته و تویش را درآورده و تبدیلش کرده به یک شاهکار: «گزارش یک آدم ربایی»، «گزارش یک مرگ»، «ماجرای پنهانی اقامت میگل لیتین در شیلی» و ... به گمانم اینجا جایی است که می شود هنر قصه گویی مارکز را بهتر از هر جای دیگری دید؛ جایی که مارکز حتی اتفاقات واقعی و بیرونی را هم با چاشنی یک روایت داستانی همراه می کند. مثلا کتاب «مرگ سالوادور آلنده» با تعریف کردن صحنه یک شام شروع می شود.

پیشنهاد سرآشپز: تخمه آفتابگردانی، آبمیوه ای، چیزی کنار دستتان داشته باشید. مارکز بلد است شما را میخ کتابش بکند. پس برای چند ساعت یک جا نشستن بد نیست چیزی داشته باشید که احشا و امعای داخلی بدن وظایف اصلی شان را از یاد نبرند.

قدم چهارم: صد سال تنهایی

حالا که خوب با لحن و ادبیات و ذهنیت مارکز آشنا شده اید، وقتش است که بروید سراغ شاهکار او. «صد سال تنهایی» را «رمان رمان ها»، «آخرین رمان تاریخ» و کلی چیز دیگر لقب داده اند اما راستش را بخواهید، واقعا این رمان بزرگ، داستان خاص و سرراستی که بشود توی یکی دوتا خط تعریفش کرد ندارد.

رمان به شرح زندگی شش نسل از خانواده بوتندیا پرداخته که بعضی هایشان همان وسط مسط ها ناپدید می شوند. بعضی ها می میرند، بعضی ها نمی میرند... آئورلیانو، نوزاد تازه به دنیا آمده آمارانتا اورسولا طعمه مورچه ها می شود... رمدیوس هم درست مقابل چشم همه به آسمان می رود. واقعا به همین آشفتگی. با اینحال، خواندن این کتاب یکی از لذتبخش ترین تجربیاتی است که هر کسی می تواند در طول عمرش داشته باشد؛ چرا که رمان مارکز پر است از ایده های خلاقانه ای که حتی بعد از تمام شدن کتاب هم همینطور توی سر خواننده ادامه پیدا می کنند.


پیشنهاد سرآشپز: یک ورق کاغذ بزرگ A3 بردارید و روابط شخصیت ها با همدیگر را تویش برای خودتان بنویسید، بکشید یا علامت بزنید. چاپ های قدیمی امیرکبیر، خودش یک شجره نامه داشت و کار را راحت کرده بود اما چاپ های دیگر این راهنمای ضروری را ندارد و باور کنید که حفظ کردن آن همه اسم، اصلا کار آسانی نیست.

قدم پنجم: خودنگاری

«زنده ام که روایت کنم» زندگینامه خود نوشت استاد است و پشت صحنه خیلی از رمان هایش، مثل همین «صدسال تنهایی» را تویش می توانید پیدا کنید. این کتاب، خودش هم به سبک مورد علاقه مارکز یعنی رئالیسم جادویی نوشته شده و تویش خیال و واقعیت دوش به دوش هم پیش می روند اما نکته اش قلم شیرین، واقعا شیرین کتاب است. مثلا توصیف دیدار سال 1945 خودش با رئیس جمهوری وقت کلمبیا را ببینید: «فقط تصور اینکه قدم در کاخ ریاست جمهوری بگذارم، خون را در رگ هایم منجمد می کرد ولی دلشوره هایم بی پایه و خیال باطل و واهی بودند زیرا از آنچه اسرار قدرت می پنداشتمش، در آنجا هیچ نشانی نیافتم به جز سکوت ملکوتی... به مرور زمان، وقتی بهتر شناختمش، به این نکته پی بردم که چه بسا خودش هم از آن خبر نداشت و نمی دانست که در حقیقت نویسنده ای ره گم کرده بود.»

با اینحال کتاب حجم بالایی دارد (560 صفحه) و یاسر مالی خودمان، همه اش را در دو بیت جا کرده است: «از پیریِ ناگزیرِ چون نفرینت/ جز عشق چه چیز می دهد تسکینت؟/ یک چند، پدر بزرگ عاشق، خوش باش/ با خاطره دلبرک غمگینت»

پیشنهاد سرآشپز: یک قلم و کاغذ کنار دستتان داشته باشید، بد نیست. کتاب پر است از جملاتی که جان می دهد یادداشت کنید و بعدا این ور و آن ور، اول نامه یک دوست یا صفحه تقدیم پایان نامه خرجشان کنید. این نمونه را داشته باشید: «بعضی وقت ها بین کاغذهای قدیمی، عکس هایی پیدا می کنم که عکاسان خیابانی حوالی کلیسای سن فرانسیسکو از ما می گرفتند و احساس ترحمی مهار نشدنی بر وجودم چیره می شود؛ چون به نظرم نمی رسد عکس های ما باشند، بلکه تصور می کنم کسانی که در عکس می بینم پسرانمان هستند؛ در شهری محصور و با دروازه های بسته که در آن هیچ چیز آسان نیست و از همه دشوارتر تاب آوردن تنهایی و تحمل عصرهای بی عشق یکشنبه است.»

قدم ششم: ژنرال ها

حالا که تا اینجا آمده اید، دیگر نوبت خواندن دوتا کار سخت تر از بقیه است: «پاییز پدرسالار» و «ژنرال در هزار توی خود». «پاییز پدرسالار» درباره «پرت خیمه نز» یکی از دیکتاتورهای آمریکای لاتین است که پس از 8 سال حکومت، کشورش را ترک کرد.

«ژنرال...» هم داستان ماه های پایانی زندگی سیمون بولیوار رهبر جنبش استقلال طلبانه در آمریکای جنوبی است اما گول این خلاصه رمان ها را نخورید. خواندن این دوتا کتاب بسیار سخت است چون صنعت رئالیسم جادویی در اینجا به اوج خودش رسیده.

اتفاقات هی توی همدیگر می روند و همه چیز قاطی می شود و مدام سررشته کار از دست خواننده خارج می شود. رمان با صحنه های وهم آلود شروع می شود و با همین قبیل امور هم ادامه پیدا می کند و در تمام طول داستان زندگی با رویا توأم و در هم تنیده است و اینها.

پیشنهاد سرآشپز: این دوتا رمان به درد مطالعه قبل از خواب یا بین کارهای دیگر نمی خورد. باید برایشان درست و حسابی وقت بگذارید. تازه در این حالت هم کار خیلی سریع پیش نمی رود اما از این سرعت پایین نگران نباشید. خود مارکز هم برای نوشتن «پاییز پدرسالار» هفت سال وقت گذاشته.

قدم آخر: الباقی

شما که تا اینجا آمده اید، چرا بقیه کارهای مارکز را نمی خوانید؟ همه کتاب های داستانی مارکز را با تمام ترجمه های مختلف شان هم که خوانده باشید، باز ناشران ما سراغ کوچکترین نوشته های مارکز را هم گرفته اند و مجموعه ای از یادداشت ها، گزارش های ژورنالیستی، نقدهای سینمایی و سخنرانی های مارکز هم کتاب شده است.

اگر می خواهید قفسه مارکزهایتان در کتابخانه کامل باشد، چاره ای ندارید جز اینکه اینها را هم بخرید و بخوانید. حالا اگر خیلی هم اهل اینجور کتاب بازی ها نیستید و فقط می خواهید بدانید مارکز روزنامه نگار با مارکز نویسنده چقدر فرق دارد «یادداشت های روزهای تنهایی» را (با ترجمه محمدرضا راهور) بگیرید و مقاله فوق العاده «در آن روزگار، روزگار کوکاکولا» را بخوانید و کیفش را ببرید.

پیشنهاد سرآشپز: اگر بهمن فرزانه باز هستید که آن خدابیامرز در یکی دو سال آخر عمرش داشت مجموعه یادداشت های مارکز را به ترتیب سال های انتشار در یکسری (در نشر ثالث) بیرون می داد و می توانید همان ها را تهیه کنید. اول «یادداشت های کرانه ای» است، بعد «یادداشت های پنج ساله»، بعد «برای سخنرانی نیامده ام» و آخر سر هم «درباره سینما». عطف های سری اش توی کتابخانه جلوه خوبی دارند.
۲۹-۶-۱۳۹۴ ۰۹:۳۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط علی خانی ، f_hamed ، محمدرضا (بابالنگ دراز) ، Niku


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

تماس با ما   انجمن کتاب ایران   بازگشت به بالا   بازگشت به محتوا   بایگانی   پیوند سایتی RSS