عضویت
x

ورود

نام کاربری:

رمز عبور:
 

یا عضو شوید

  گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟



 
امتیاز موضوع:
  • 9 رأی - میانگین امیتازات: 4.67
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
نویسنده پیام
Niki
سرپرست انجمن
******

مدیران ارشد
ارسال‌ها: 670
کتاب مورد علاقه: شازده کوچولو، مردی در تبعید ابدی، سمفونی مردگان، ارواح، زوال کلنل After Twenty Years
تاریخ عضویت: ۷ اسفند ۱۳۹۱
سپاس ها 2692
سپاس شده 2674 بار در 570 ارسال
ارسال: #51
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
اول:سلام به دوستای خوبم
دوم:به دوستانی که تازه وارد انجمن شدن خوشآمد میگم و امیدوارم این بخش بستر مناسب و مساعدی برای تبادل نظر باشه.
سوم:اگرچه بناست معمولاً تشکر ها رو آخر مطالب قرار میدن اما با یک ساختار شکنی متنی از دوست عزیزم رسول بابت دعوتش از من و همزمان از جناب حامد و رسول گرامی که تلاش فراوانی در مثمرثمر شدن این بخش تو انجمن رو داشته و دارن سپاس بینهایت رو دارم.
اما چهارم:امروز فرصتی دست داد تا نظرات رو مطالعه کنم.اکثر دوستان مثل خودم از این کتاب استقبال کردن جز همین آقا رسول خوبمون که قبلاً در بخش دانلود این کتاب با هم مناظره کوتاهی داشتیم.من برای نظم دادن به مطالبم نکاتی رو که به ذهنم میرسه رو با خطابی جداگانه به دوستان عزیز عنوان میدارم.
Rasoulعزیز:
ازاینکه همچنان سر مخالفت نسبت به این اثر رو داری جای تحسین داره.نقد شما ما رو هم بر تأمل دوباره و چندباره بر این کتاب وامیداره که جای بسی خوشحالیست.اما در مورد اینکه عنوان داشتی این کتاب به گونه نوشته شده که منتقدین رو سرزنش کرده به نظرم میرسه که به جمله ای از هرابال که در مقام پاسخ به آنتوان چخوف گفته اشاره کنم.آنتوان چخوف از مخالفین سرسخت نقد کردن آثارش بود و با صراحت تمام منتقدین رو به خرمگسهایی تشبیه کرد که بر بدن اسب مینشینند و مانع استراحت حیوان بعد از دویدن مداوم در رکاب درشکه میشوند.(دقیقاً همون چیزی که شما از آن با عنوان"فن تمسخر مؤدبانه"یاد نمودین که البته سخنان چخوف خیلی هم مودبانه به نظر نمیان! ).هرابال در پاسخ به این نویسنده بزرگ(و ظاهراً انتقادناپذیر) عنوان داشت"همین که یک اثری مورد نقد و تحلیل قرار میگیرد آن را در معرض دید وسیعتری قرار داده است که خود در معرض دید عامتر قرار دادن یک اثر از پارامتر هایی است که موجب تمایز آن از سایر آثار میشود."این جمله رو به همین کتاب شازده کوچولو نیز میتوان تعمیم داد و گفت مورد تجزیه و تحلیل قرار دادن این اثر خود عاملی است که نشان از برجستگی آن را میدهد.
نکته دیگری که عنوان داشتی تفاوت در برداشتهاست و اینکه هر مخاطبی که خودش برداشتش خوبه چرا باید افتخارش نصیب نویسنده بشه باید توجه کنیم وقتی که یک مخاطب از یک جمله ای یا در محدوده وسیعتر از کل کتاب استقبال میکنه معناش اینه که فکر و تخیل نویسنده اون کتاب رو میپسنده و به عبارتی با اون نویسنده همرأی و همنظره.اگرچه ممکنه برداشتش از اثر دقیقاً همان چیزی نباشه که منظور نویسنده بوده.مثالی میزنم.کسی که به سبک پست مدرن علاقه داره وقتی کتاب محاکمه ی کافکا رو مطالعه میکنه به احتمال بسیار قوی اون رو می پسنده و لو اینکه جمله به جمله کتاب رو درک نکرده باشه وحتی برداشتش یه جاهایی متفاوت هم باشه،با اینحال روح کلی حاکم بر داستان رو می پسنده و همینه که عامل محبوبیت و جاودانه شدن یک اثر میشه.بنابراین بحث تفاوت در برداشتها با معنای حقیقی وبحث دوست داشتن و همذاتپنداری کردن با یک اثر دو مقوله جداگانه است که بهتره این رو با هم آغشته نکنیم.چه بسا از یک اثربا مثالی ملموستر شعری از اشعار حافظ برداشتها و تفاسیرمختلفی میشه که با هم متفاوتند و حتی منظور حقیقی و اولیه اثر آن نبوده اما در اینکه همه آن کسانیکه آن شعر را به نوعی تفسیر نموده و ما هم آن را مورد قضاوت قرار دادیم،آن شعر را دوست داریم نقطه اشتراک ماست و راز جاودانگی آن شعر هم در همین است.
مسئله دیگه اینکه شخصیت اگزوپری در محبوبیت اثر تأثیر فراوان داشته و اینکه او فرانسوی و ضد نازیسم بوده و این کتاب بعد از سقوط نازیسم منتشر شد شاید بتوان احتمال آنرا در سالهای اولیه انتشار اثر داد ولی آقا رسول از سقوط نازیسم و پایان جنگ دوم بین الملل سالهاست که میگذره و همچنان این کتاب فروش بالای خود را داشته و مطابق یک نظرسنجی معتبر از مردم اروپا در سال 2000یعنی 55 سال پس از جنگ دوم و سقوط نازیسم این کتاب بعد از انجیل که کتاب مقدس مسیحیانه ، محبوبترین کتاب در قرن بیستم در اروپا شناخته شده وکمی بی انصافی است اگر این آمار رو صرفاً به شخص نویسنده و عقاید او مربوط بدونیم.مضاف بر اینکه در کشور های غیر اروپایی این موضوع مهم ومطرح نبوده و عقاید نویسنده و شخصیت او از حافظه بشر امروز کمرنگ شده است.دوستان رو نمیدونم اما خود من وقتی برای اولین بار کتاب رو خوندم از اگزوپری و اعتقاداتش اطلاعات زیادی نداشتم.
با اینحال حتی یک کتاب پراحساس پرطرفدار هم مخالفان خودش رو خواهد داشت و این به خاطر تفاوت در آرا و سلیقه هاست و بنابراین امری طبیعیه.

Mahsa ی عزیز:
در جایی بحث نمادها رو مطرح کردی و ازت ممنونم.اشاره نداشتی تفسیر شخص خودتون بوده یا از منبع خاصی الهام گرفتین.یکی از تفاسیر برام جای سؤال داشت که مطرح میکنم.تو کامنتت عنوان داشتی "گل : مظهر محاسن انسان همراه با توقعات بيجا و رنجش هاى عادى و اينكه حيله گرى گاهى ناشى از ضعف است".به نظرم میرسه گل در کتاب شازده کوچولو نماد معشوق و محبوب زمینیه که این عشق زمینی در انتها پس از گذر از هفت وادی فرازمینی میشه و به کمال میرسه.مایلم توضیحات آتی دوستان رو بدونم.

چون به دریا می توانی راه یافت
سوی یک شبنم چرا باید شتافت؟!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۵-۴-۱۳۹۲ ۰۵:۴۵ عصر، توسط Niki.)
۲۴-۴-۱۳۹۲ ۰۳:۲۳ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، Nastooh ، RHN ، f_hamed ، Mahsa ، admin ، shokoofeh323 ، Ermia ، Hanna ، Vivani
s.eg_173
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 11
کتاب مورد علاقه: شازده کوچولو، وقتی نیچه گریست، 4اثر از اسکاور شین، شفای کودک درون، بردبادرفته، مرغان شاخسار طرب و......
تاریخ عضویت: ۲۴ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 5
سپاس شده 34 بار در 10 ارسال
ارسال: #52
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
(۲۴-۴-۱۳۹۲ ۰۲:۵۲ عصر)Rasoul نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
ضمن خوشامد گویی به s.eg_173  عزیز.


اگر بخواهم لبه تیغه شمشیر انتقادم را سوهانی بزنم، سوالات زیر به ذهنم خطور خواهد کرد:

جوابهای شازده به پادشاه ،جوابهای یک کودک است یا یک علامه؟
در مورد حضور ناگهانی روباه سوال دارم.
در مورد اینکه آیا نویسنده پایان دوره کودکی را 6 سالگی می داند و چرایی آن سوال دارم.
آیا شازده برای خارج شدن از دوره کودکی (با میل و رغبت) نیش مار را به جان می خرد ؟ برگشت به سیاره خود چه معنایی دارد؟ برای چه و به دنبال چه سیاره را ترک کرد و آیا به هدفش رسید ؟
شازده کاراکتری است جدا و یا حاصل توهم خلبانی که در کویر گرفتار آمده ( خلبان به یاد کودکیش افتاده است)؟
تمام چیزایی که میفرمایید درسته ولی احساس میکنم که یه ذره بین دستتون گرفتید و چیزایی که دوست نداریدو از این داستان پیدا کنید.
البته چندتا موردو بگم.
1. من فقط از روی علاقه به این داستان روزی هزار بار گوش میدم و مثل شما به دیده منتقدانه نگاه نمیکنم.
2. مطمئنا اطلاعاتم به اندازه شما نیست و اگر هم چیزی میگم حرفایی که به ذهنم میرسه و احساس میکنم که میتونه منطقی باشه.
و اما...
شازده کوچولو یه  داستان غیر واقعیه وقتی به روباه میرسه، یا وقتی گلای سرخو میره برای بار آخر میبینه ناخودآگاه آدم خودشو که تو دنیای واقعی میزاره جاش میبینه که به قول روباه واقعا همیشه یه جار کار لنگه یا وقتی به گلای سرخ میگه شما یدونه نیستید..... وقتی این چیزا رو میشنوی و یا میخونی دیگه فکرت از انتقاد کردن میگذره.
6سالگی میتونه به نوعی پایان دوره اول کودکی باشه و بعد از اون وارد سیستم یا جامعه بزرگتری به نام مدرسه میشی که ولی درسته هنوز میتونی کودک باشی ولی به نوع دیگر.
کدوم از ما دلمون نمیخواد الان به دوران کودکیمون برگردیم. حتی ماهایی که بچه جنگیم و همیشه تو دلمون صدای آژیر قرمز بوده... یه مواقعی شاید نیش مار به درد ما هم بخوره. مگر اینکه شما منکر این باشید که دلتون برای کودکیتون تنگ شده. شازده اومد که خلبان بفهمه تو شرایط سخت هم میشه یه گوسفند تو جعبه کشید، بفهمه که میتونه زمانی که آبی برای خوردن نداره میتونه به حرف یه بچه عجیب گوش کنه، میتونه وقتی خسته و ناامید شده چشمه آب پیدا کنه.

حالا یه سوال
شما کتاب بازگشت شازده کوچولو رو هم مطالعه کردید؟ درمورد اون نظرتون چیه؟
ببخشید که خیلی پرحرفی کردم.

بحث با ناقص عقلان شیوه استاد نیستHeartHeart علم افلاطون حریف جهل مادرزاد نیست
۲۴-۴-۱۳۹۲ ۰۳:۳۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط myabin
Rasoul
سرپرست انجمن
******

مدیران ارشد
ارسال‌ها: 273
کتاب مورد علاقه: شاهنامه/جنایت و مکافات/شازده کوچولو
تاریخ عضویت: ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۲
سپاس ها 3980
سپاس شده 1871 بار در 281 ارسال
ارسال: #53
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
باید به آنتوان اگزوپری برای به چالش کشیدن افکار من و شما بعد از این همه سال تبریک ویژه گفت.
چه خوب با کتابی معما گونه ، خواننده را به تامل و کشف نا نوشته های خویش کرده است.
همیشه کودک درونم آرزوی ملاقات با حضرت علی ، ارسطو  و هیتلر را داشته است ، شاید اگزوپری هم در این لیست بگنجانم تا پرده از این معما برایم بگشاید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
[/b]   عزیز
مایه مباهات است که اینجانب را دوست خطاب کرده اید ، که دوستی با شما گوهری گرانبهاست و  باعث افتخار.
بارها نوشته شما را خواندم (دقیقا 5 بار) ، امیدوارم صدای افتادن شمشیر م را شنیده و دستهای بالا رفته مرا دیده باشید.(ولی این باعث نمی شود نظرات شما را در مورد سمبل های داستان جویا نشوم)


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
گرامی
سخنی کز دل بر آید .......................    ما همه مشتاق حرفهایی هستیم که به ذهنتون می رسد.
خیر مطالعه نکرده ام.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۴-۴-۱۳۹۲ ۰۴:۳۰ عصر، توسط Rasoul.)
۲۴-۴-۱۳۹۲ ۰۴:۲۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Nastooh ، Niki ، myabin ، Hanna ، Ermia
s.eg_173
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 11
کتاب مورد علاقه: شازده کوچولو، وقتی نیچه گریست، 4اثر از اسکاور شین، شفای کودک درون، بردبادرفته، مرغان شاخسار طرب و......
تاریخ عضویت: ۲۴ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 5
سپاس شده 34 بار در 10 ارسال
ارسال: #54
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
(۲۲-۴-۱۳۹۲ ۱۰:۴۶ صبح)f_hamed نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
با درود به تمامی دوستان در انجمن کتاب
بحث ها و نوشته های دوست عزیزم Rasoul موجب شد که برخی نقدها را در مورد این کتاب مطالعه کنم. صرفنظر از نقدی که در مورد ترجمه زنده یاد شاملو مطالعه کردم و نگارنده آقای ابوالحسن نجفی که خود مترجم هستند و ترجمه شاملو را ضعیف ارزیابی کردند، مطلب دیگری را در یک وبلاگ دیدم که چون با نظرات خودم همسو بود!!! بخش هایی را عینا کپی کردم.
شازده کوچولو نماد و سمبل یک سالک حقیقت جوست و برای دریافت حقیقت آنچه به دنبالش است از هفت مرحله عبور می کند که البته عدد هفت و هفت مرحله و هفت خان و هفت شهر در ادبیات حماسی و عرفانی کشور خودمان نیز ید طولانی دارند اما مسئله ای که مباحث این داستان به ظاهر ساده را در خور توجه می کند بیان این هفت مرحله از دیدگاه یک نویسنده اروپایی آن هم زبان به زبان و روشی ساده رسا و در حد کودکان ونوجوانان است کاری که متأسفانه در ادبیات خودمان کمتر بدان پرداخته شده و شاید به جرات بتوان گفت که ادبیات عرفانی ما بیشتر تحت تسخیر بزرگ تر ها بوده تا کوچکتر ها، که البته کوچک تر ها هم می توانند استفاده کنند به شرط آن که صبر کنند تا بزرگ تر شوند!
نقل از وبلاگ طاق نهم : http://taghe9m.persianblog.ir/post/12

منتظر نظرات شما عزیزان هستم.
باشد که این پیام شما باعث بشه آقا رسول اون ذره بینی که دستشونه  رو بزارن زمین و یه خورده مثل ما که این کتابو خوندیم و گوش کردیم. مطالعه کنند و بشنوند مطمئنا نظرشون عوض میشه....
اگه قرار باشه هرچیزی بدون نقص و کامل باشه که اونوقت ماها باید دنبال چی باشیم و برای چی تو این دنیاهای واقعی و مجازی در هم جمع بشیم.

(۲۴-۴-۱۳۹۲ ۰۴:۲۹ عصر)Rasoul نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
باید به آنتوان اگزوپری برای به چالش کشیدن افکار من و شما بعد از این همه سال تبریک ویژه گفت.
چه خوب با کتابی معما گونه ، خواننده را به تامل و کشف نا نوشته های خویش کرده است.
همیشه کودک درونم آرزوی ملاقات با حضرت علی ، ارسطو  و هیتلر را داشته است ، شاید اگزوپری هم در این لیست بگنجانم تا پرده از این معما برایم بگشاید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
[/b]   عزیز
مایه مباهات است که اینجانب را دوست خطاب کرده اید ، که دوستی با شما گوهری گرانبهاست و  باعث افتخار.
بارها نوشته شما را خواندم (دقیقا 5 بار) ، امیدوارم صدای افتادن شمشیر م را شنیده و دستهای بالا رفته مرا دیده باشید.(ولی این باعث نمی شود نظرات شما را در مورد سمبل های داستان جویا نشوم)


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
گرامی
سخنی کز دل بر آید .......................    ما همه مشتاق حرفهایی هستیم که به ذهنتون می رسد.
خیر مطالعه نکرده ام.
اون کتاب توسط یه نویسنده ایرانی نوشته شده که با گروهی به کوهنوردی میره و طی یه اتفاقی از گروه دور می افته و اتفاقات خلبان براش زنده میشه با این تفاوت که میدونه این پسرکوچولو چیه و صفحات آخر کتاب که خلبان میگه اگه یه جایی کسی رو دید که ازتون سوالای .... براش زنده میشه و بقیه داستان...
شاید شاید و بازهم شاید بشه به اون نقدهایی رو وارد کرد ولی به نوبه خودش جذابیتهایی رو داره.

پیام جهانی شازده کوچولو

[تصویر:  47.jpg]


ـ سعادت ابدی تنها در وجود خود ماست نه هیچ کجای دیگر
.

ـ زمین منزلگاهی موقتی است که باید از آن گذشت و پلکانی است که انسان را به یک سفر متعالی هدایت میکند.

ـ سکوت کردن،در خود فرو رفتن و تنهایی برگزیدن به معنی فرار از دنیا و ساختن دنیایی خیالی و غیر واقعی نیست،بلکه میتواند مقدمه دوری گزیدن از ظواهر اشیا جهان و ساختن دنیایی متعالی،دست یافتنی و شایسته انسان باشد.

ـ روی انسانی که قادر است با شجاعت خود را متحول کند و خویش را بسازد میتوان حساب کرد.

ـ باید سکوت کردن،درست دیدن و پرسش کردن را آموخت.

ـ در مقابل چیزی که با او ارتباط معنوی برقرار کرده ای مسئول هستی.

بحث با ناقص عقلان شیوه استاد نیستHeartHeart علم افلاطون حریف جهل مادرزاد نیست
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۴-۴-۱۳۹۲ ۰۵:۰۴ عصر، توسط s.eg_173.)
۲۴-۴-۱۳۹۲ ۰۴:۳۶ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، Nastooh ، f_hamed ، Mahsa ، admin ، Niki
Nastooh
مدیر بخش
****

مدیران بخش
ارسال‌ها: 91
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی - تنهایی پرهیاهو
تاریخ عضویت: ۹ فروردين ۱۳۹۲
سپاس ها 842
سپاس شده 459 بار در 89 ارسال
ارسال: #55
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
چقدر بحث جالبیه! ممنون از همه شما.
۲۴-۴-۱۳۹۲ ۰۶:۴۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Niki
RHN
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 8
کتاب مورد علاقه: کیمیاگر ، هنرشناخت مردم ،
تاریخ عضویت: ۲۰ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 57
سپاس شده 31 بار در 8 ارسال
ارسال: #56
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
از نظر همه دوستان واقعا استفاده کردم ولذت بردم.
از آخرین باری که این کتاب رو خونه بودم چند سالی میگذشت ، وقتی دوباره خوندمش مسلما لذت بردم اما راستش ارزشش نسبت یه قبل برام کمی کمتر شد.... شاید بخاطر انتظار بالایی که قبل از دوباره خوندنش ازش داشتم!

نمیشه گفت کتابی صرفا عاشقانست، در قالب شازده کوچولو از تفاوت دنیای بچه ها و بزرگترها ، از مسایل اجتماعی ، از عشق و از مرگ صحبت میشه.

بعد از خوندن دوباره ی کتاب یه سوال ذهنمو درگیر کرده اونم اینکه واقعا نویسنده موقع نوشتن به همه ی نکات ریزی که ما کشف میکنیم آگاه بوده؟ وخودش همه ی این ریزکاری ها رو در نظر داشته؟

مثلا  جغرافیدان میتونه نماد شخصیت های زیادی باشه؛ کسی که خودش برای خودش بن بستی ساخته، بن بستی که اگه غرور و تشریفات رو کنار بذاره میتونه به موفقیت تبدیلش کنه.... از طرفی جغرافی دان کسی هست که آمار گلها رو ثبت نمیکنه، از دیدگاه علمی یه جغرافیدان نباید هم آمار گلی رو یادداشت کنه ، اما از نگاه انسانیت افراطی، چرا این شخصیت داستان نباید توجهی به گلی که اونقدر برای شازده کوچولو مهمه داشته باشه ؟ بعد همین نگاه افراطی جغرافیدان رو به نمادی برای نشون دادنه انسانی که به حقیقت و لطایف توجهی نداره محکوم میکنه، مثل جزیی از محکومیت مرد تاجر....

قصه ی فانوسبان قصه ی ماست که از خیلی قوانینی که تاریخشون گذشته پیروی میکنیم بدون اینکه بدونیم چرا! یاد داستان نیمکت رنگ شده ای افتادم که پدر ، پسرش رو از نشستن روی اون بشدت منع کرده بود و پسر سالهای سال بدون اینکه بدونه چرا از نیمکت دوری میکرد. شازده کوچولو توی دلش  فانوسبان رو تحسین میکرد و احتمالا به همین دلیل برای توصیف زمین از معیار فانوسبان ها استفاده میکنه. 
ممکنه بعضی فانوسبان رو بخاطر وظیفه شناسی تحسین کنن و بعضی بخاطر حماقت زیرسوال ببرنش.

خیلی دوست داشتم مقصود اصلی نویسنده رو میفهمیدم....
 فکر میکنم این کتاب دست ذهن رو باز میزاره تا نتیجه ای که دوست داره رو بگیره و برای همه ی شخصیت ها قابل استفاده باشه. شاید به همین دلیله که بین همه محبوبیت داره.
۲۴-۴-۱۳۹۲ ۱۰:۵۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، Rasoul ، s.eg_173 ، admin ، Niki
parisazahedi
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 26
کتاب مورد علاقه: کوری - آتش بدون دود - زهیر
تاریخ عضویت: ۱۲ خرداد ۱۳۹۲
سپاس ها 31
سپاس شده 101 بار در 24 ارسال
ارسال: #57
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
  • شازده کوچولو گفت: نه، من پی دوست می‌گردم. نگفتی اهلی کردن یعنی چه؟

روباه گفت: اهلی کردن چیز بسیار فراموش شده‌ای است، یعنی علاقه ایجاد کردن

به نظر من هنر نویسنده در این کتاب ، بیان کردن مسائل مهم و پیچیده و اساسی ، در قالب کلمات و مثال های ساده و روانه . 
۲۵-۴-۱۳۹۲ ۰۷:۴۴ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، Mahsa ، s.eg_173 ، admin ، Niki ، RHN ، myabin ، Hanna
Mitra77
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 4
کتاب مورد علاقه: شکونتلا
تاریخ عضویت: ۲۰ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 6
سپاس شده 16 بار در 4 ارسال
ارسال: #58
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
(۲۳-۴-۱۳۹۲ ۱۱:۱۸ صبح)Mahsa نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام 
با تشكر از توضيحات قشنگ ميتراى عزيز
در واقع ما  شخصيت هاى داستان را در خود داريم . از نظر من زمين همان انسان است كه با وجود عظمت و اشرف مخلوقات بودن ، در درون گرفتار رفتارها فكرهاى نا به هنجار است . شازده كوچولو كه همان كودك و وجدان پاك ماست از آسمان ها مى آيد از بالا مى آيد و از بالا همه ى اين هايى كه انسان در درون  با آن ها در گير است را ساده و كم اهميت مى بيند .
شازده كوچولو : سمبل وجدان طبيعى و غريزه انسان كه هنوز اسير عادات بد و باورهاى غلط ، عناد نشده و قادر است در مورد ديگران به درستى قضاوت كند اما او نيز گاهى دچار بد گمانى و رنجش مى شود 
شاه : انسان مغرور و اسير روياهاى خود ،اسير برترى طلبى و سلطه جويى ،
خود پسند : مظهر خود بزرگ بينى و توقعات بى جا ، نيازمند تاييد ديگران و اسير غرورهاى خود
ميخواره : مظهر عناد به خود . مى نوشد تا شرمنده گى را فراموش كند 
تاجر : غرق در ظواهر زندگى و ناديده گرفتن اصل زندگى 
فانوس بان : انسان بى چاره اسير عادت هاى خود ، ناراحت از بايدها است ولى توانايى ترك انها را ندارد
جغرافيدان : تيپ روشنفكرى كه ظاهرا وسعت ديد بزرگترى از ديگران دارند اما از درك مسائل ناتوان است (مثلش طبل تو خالى )
درخت بائوباب : سمبل عصبيت هاى انسان كه وقتى رشد كند همه ى وجود را مى گيرد . 
آتش فشان ها : سمبل عصبيتها و رنجش هاى به ظاهر مخفى كه بايد همه روزه به آنها توجه كرد و آن ها را پاك كرد و گرنه تبديل به آدمى مى شويى كه دور تا دورش پر از دم است 
گل : مظهر محاسن انسان همراه با توقعات بيجا و رنجش هاى عادى و اينكه حيله گرى گاهى ناشى از ضعف است

از كتاب : آدم ها ى سياره ى تو پنج هزار گل در يك باغ مى كارند و آنچه را مى جويند آن جا نمى يابند . در جواب گفتم : بله آن را نمى يابند 
و او گفت : با اين همه به دنبالش مى گردند چه بسا كه در يك گل يا اندكى آب يافت شود 
از كتاب : محاكمه كردن خود بسيار مشكل تر از محاكمه كردن ديگرى اگر بتوانى در مورد خودت درست حكم كنى معلوم مى شود كه حكيم واقعى هستى 
دوست دارم نظرتون رو در مورد برداشتم بدونم ، با تشكر
سلام مهسا جون     خیلی زیبا و پرمعنا بیان کردین . بازم میشه گفت تمام این شخصیت ها و خصوصیات درون همه ما انسان ها هست و باید با تمام این چهره هامون مواجه بشیم تا به کمال برسیم واسه همینه که زمین مرحله هفتم بود چون هفت نماد عدد کامله و بعد از آن پرواز روح صورت گرفت.
۲۵-۴-۱۳۹۲ ۰۷:۵۳ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، Mahsa ، s.eg_173 ، admin
s.eg_173
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 11
کتاب مورد علاقه: شازده کوچولو، وقتی نیچه گریست، 4اثر از اسکاور شین، شفای کودک درون، بردبادرفته، مرغان شاخسار طرب و......
تاریخ عضویت: ۲۴ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 5
سپاس شده 34 بار در 10 ارسال
ارسال: #59
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
سلام و روز همه دوستان بخیر
چقدر لذت بردم از مطالعه کردن این بحثها و چقدر خوشحالم که از یه داستان به ظاهر کودکانه اصلا سرسری عبور نکردیم. کاملا با دوستانی که اشاره کرده بودن که این سیاره ها که جلوی راه شازده کوچولو قرار میگره خوی انسانی، آدماست موافقم و با اون دوستی که اشاره کرد انتهای داستان بازه تا هرطور که دلت میخواد این آدما رو با اشخاصی که در اطرافت میشناسی هماهنگ کنی...

(۲۴-۴-۱۳۹۲ ۱۰:۵۴ عصر)RHN نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
از نظر همه دوستان واقعا استفاده کردم ولذت بردم.
از آخرین باری که این کتاب رو خونه بودم چند سالی میگذشت ، وقتی دوباره خوندمش مسلما لذت بردم اما راستش ارزشش نسبت یه قبل برام کمی کمتر شد.... شاید بخاطر انتظار بالایی که قبل از دوباره خوندنش ازش داشتم!

نمیشه گفت کتابی صرفا عاشقانست، در قالب شازده کوچولو از تفاوت دنیای بچه ها و بزرگترها ، از مسایل اجتماعی ، از عشق و از مرگ صحبت میشه.

بعد از خوندن دوباره ی کتاب یه سوال ذهنمو درگیر کرده اونم اینکه واقعا نویسنده موقع نوشتن به همه ی نکات ریزی که ما کشف میکنیم آگاه بوده؟ وخودش همه ی این ریزکاری ها رو در نظر داشته؟

مثلا  جغرافیدان میتونه نماد شخصیت های زیادی باشه؛ کسی که خودش برای خودش بن بستی ساخته، بن بستی که اگه غرور و تشریفات رو کنار بذاره میتونه به موفقیت تبدیلش کنه.... از طرفی جغرافی دان کسی هست که آمار گلها رو ثبت نمیکنه، از دیدگاه علمی یه جغرافیدان نباید هم آمار گلی رو یادداشت کنه ، اما از نگاه انسانیت افراطی، چرا این شخصیت داستان نباید توجهی به گلی که اونقدر برای شازده کوچولو مهمه داشته باشه ؟ بعد همین نگاه افراطی جغرافیدان رو به نمادی برای نشون دادنه انسانی که به حقیقت و لطایف توجهی نداره محکوم میکنه، مثل جزیی از محکومیت مرد تاجر....

قصه ی فانوسبان قصه ی ماست که از خیلی قوانینی که تاریخشون گذشته پیروی میکنیم بدون اینکه بدونیم چرا! یاد داستان نیمکت رنگ شده ای افتادم که پدر ، پسرش رو از نشستن روی اون بشدت منع کرده بود و پسر سالهای سال بدون اینکه بدونه چرا از نیمکت دوری میکرد. شازده کوچولو توی دلش  فانوسبان رو تحسین میکرد و احتمالا به همین دلیل برای توصیف زمین از معیار فانوسبان ها استفاده میکنه. 
ممکنه بعضی فانوسبان رو بخاطر وظیفه شناسی تحسین کنن و بعضی بخاطر حماقت زیرسوال ببرنش.

خیلی دوست داشتم مقصود اصلی نویسنده رو میفهمیدم....
 فکر میکنم این کتاب دست ذهن رو باز میزاره تا نتیجه ای که دوست داره رو بگیره و برای همه ی شخصیت ها قابل استفاده باشه. شاید به همین دلیله که بین همه محبوبیت داره.
سلام دوست خوب
شاید یکی از دلایل دیگه ای که اینبار که قصه رو خوندی برات کمتر جذابیت داشت این بود که بیشتر با واقعیت زندگی اجتماعی آشنا شدی و بیشتر با آدمهایی که تو داستان هستن در دنیای واقعی مواجه شدی و حقیقت تلخ برات پیدا شده و این باعث شد که احساس کنی این داستان تکراری و یا شاید کمی بدون جذابیت سابقه.

بحث با ناقص عقلان شیوه استاد نیستHeartHeart علم افلاطون حریف جهل مادرزاد نیست
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۵-۴-۱۳۹۲ ۱۱:۰۳ صبح، توسط s.eg_173.)
۲۵-۴-۱۳۹۲ ۱۱:۰۱ صبح
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، admin ، Mahsa ، RHN
n_narenji
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 1
کتاب مورد علاقه: خاطرات یک جنایتکار اقتصادی
تاریخ عضویت: ۲۵ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 0
سپاس شده 5 بار در 1 ارسال
ارسال: #60
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
با سلام خیلی فکر خوبی کردین Shyولی من خودم بر حسب اتفاق خودم همین چند روزه داشتم شازده کوچولو رو گوش می دادم.
نکته خیلی جالبی که برام وجود داشت این بود که چون کارتون اش رو در کودکی دیده بودم و در کتاب های درسی هم زیاد اسمش رو شنیده بودم فکر می کردم داستان رو می دونم ولی قضیه کاملا متفاوت بود. 
داستان واقعا جذاب و نوآورانه است ولی بیشترین درسی که گرفتم این بود که به صرف این که قبلا در مورد چیزی شنیدم فکر نکنم در مورد اون چیزی می دونم
۲۵-۴-۱۳۹۲ ۱۲:۰۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، Rasoul ، admin ، Mahsa ، Niki
Mahsa
کاربر ارشد
**

کاربر ارشد
ارسال‌ها: 29
کتاب مورد علاقه: زهير. شازده كوچولو. صد سال تنهايى .
تاریخ عضویت: ۴ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 146
سپاس شده 107 بار در 29 ارسال
ارسال: #61
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
سلام
با تشكر از niki جان . اين توضيحاتى كه گفتم  مخلوطى از برداشت هاى خودم  و همچنين گفته هاى  مرحوم استاد خواجه نورى از كتاب جنگ گره گشا بود. 
همانطور كه گفتيد گل در داستان معشوقه است ، كه نياز به دوست داشتن ، عشق ، مورد توجه قرار گرفتن دارد وهچنين دچار غرور ، زود رنجى است كه براى جلب توجه و عشق و پر كردن احساس بى همتا بودن  از حيله ( قضيه ى خارها) استفاده مى كند و در بيان عاميانه خودش رو لوس مى كنه و در ادبيات ناز مى كنه .كه همه ى اين خصوصيات در انسان هست .شازده هم كه همان كودك يا وجدان ماست از اين خصوصيات خسته ميشه ، با جنبه هاى مختلف آشنا ميشه ( به كمال مى رسه )  و مى فهمه كه ذات انسان ( يا گل شازده) خوب و بد را در كنار هم داره و انسان سر شار از نياز است كه مهمترين آن ها عشق است و اين عشق است كه وجود انسان را بى همتا و اشر ف مخلوقات كرده . البته اين برداشت من كه ممكن اشتباه باشد دوست دارم نظر شما را هم بدونم. 
آقاى رسول با تشكر از سوال هايى كه مطرح مى كنيد . به نظر من و اگر اشتباه نكنم جواب شازده به شاه جواب يك كودك به والد هست چون خيلى ساده و راحت به بايد هايى كه شاه تعيين مى كند جواب ميده .
به نظرم اين خيلى خوبه كه موتور كودكمون رو فعال كنيم سوال كنيم و كنجكاو باشيم واجازه بديم با دل به مسائل نگاه كنيم به قول روباه فقط با چشم دل مى توان خوب ديد اصل چيزها از چشم سر پنهان است.

از كتاب : فقط بچه ها ند كه مى دانند دنبال چى هستند . آنها وقتشان را صرف يك عروسك پارچه اى مى كنند و عروسك برايشان عزيز مى شود و اگر آن را ازشان بگيرند به گريه مى افتند....... خوشا به حال بچه ها

چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد  در این بوم و بر زنده یک تن مباد
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۵-۴-۱۳۹۲ ۰۱:۴۰ عصر، توسط Mahsa.)
۲۵-۴-۱۳۹۲ ۱۲:۴۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، Niki ، Hanna ، Nastooh
shokoofeh323
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 3
کتاب مورد علاقه: غرور و تعصب شازده کوچولو دیدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل چند نامه به شاعری جوان جین ایر عادت می کنیم هزار خورشید درخشان
تاریخ عضویت: ۲۵ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 2
سپاس شده 14 بار در 3 ارسال
ارسال: #62
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
بارها این کتاب رو خوندم و بسیار دوستش دارم. هر بار هم چیز تازه ای ازش یاد گرفتم. به نظرم به زیبایی ابعاد مختلف وجود انسان ها رو نشون میده.
افرادی که شازده کوچولو تو سیاره های مختلف باهاشون ملاقات می کنه هر کدوم نمادی از یکی از شخصیت های پنهان درون ما آدمهاست...
قدرت، ثروت، شهرت، بیهودگی، کار بی هدف، علم زدگی، و در مقابل همه ی اینها خود شازده کوچولو که نماد عشقه به نظر من.
چیزی که آنتوان دو سنت اگزوپری بهش انتقاد داره اینه که ما آدم بزرگها اونقدر درگیر زندگی تکراری و عادتهامون شدیم که یادمون میره زیبایی های زندگی رو ببینیم. یادمون میره که این دنیا پر از شگفتیه و هر لحظه میتونیم باهاش ارتباط تازه ای بر قرار کنیم. باید شازده کوچولویی بیاد تا به یادمون بیاره چیزای خیلی مهمی مثل دوست داشتن و مسئول بودن در برابر عشق وجود داره. مثل همزبانی، لذت بردن از یه منظره ی غروب، مراقبت از یک گل سرخ!
و به نظر من تک تک جمله های این کتاب معنا دارن. همون طور که بعضی جاها شازده کوچولو بعضی جمله ها رو با خودش تکرار می کنه تا یادش نره، ما هم باید با خودمون تکرار کنیم تا یادمون بمونه.
همیشه به اواخر کتاب که می رسم هق هق گریه م بلند میشه. از این همه احساس و زیبایی به وجد میام... و سعی می کنم این حس رو با خودم نگه دارم...


"اگر تو گلی را دوست داشته باشی که تو یک ستاره ی دیگر است، شب تماشای آسمان چه لطفی پیدا می کند: همه ی ستاره ها غرق گل می شوند!"

(۲۴-۴-۱۳۹۲ ۱۰:۵۴ عصر)RHN نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
از نظر همه دوستان واقعا استفاده کردم ولذت بردم.
از آخرین باری که این کتاب رو خونه بودم چند سالی میگذشت ، وقتی دوباره خوندمش مسلما لذت بردم اما راستش ارزشش نسبت یه قبل برام کمی کمتر شد.... شاید بخاطر انتظار بالایی که قبل از دوباره خوندنش ازش داشتم!


بعد از خوندن دوباره ی کتاب یه سوال ذهنمو درگیر کرده اونم اینکه واقعا نویسنده موقع نوشتن به همه ی نکات ریزی که ما کشف میکنیم آگاه بوده؟ وخودش همه ی این ریزکاری ها رو در نظر داشته؟

خیلی دوست داشتم مقصود اصلی نویسنده رو میفهمیدم....
 فکر میکنم این کتاب دست ذهن رو باز میزاره تا نتیجه ای که دوست داره رو بگیره و برای همه ی شخصیت ها قابل استفاده باشه. شاید به همین دلیله که بین همه محبوبیت داره.
اگر کتاب های دیگه ی همین نویسنده به خصوص "زمین انسان ها" رو بخونید به راحتی میتونید متوجه مقصود نویسنده بشید. چون توی اون کتاب هم اگزوپری همون نگاه رو به عادتها و رفتار مردم داره فقط با این تفاوت که مستقیم و واضح تر منظورش رو بیان می کنه.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۶-۴-۱۳۹۲ ۰۲:۱۷ عصر، توسط shokoofeh323.)
۲۵-۴-۱۳۹۲ ۰۱:۰۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، Mahsa ، Rasoul ، Niki ، admin ، RHN
s.eg_173
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 11
کتاب مورد علاقه: شازده کوچولو، وقتی نیچه گریست، 4اثر از اسکاور شین، شفای کودک درون، بردبادرفته، مرغان شاخسار طرب و......
تاریخ عضویت: ۲۴ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 5
سپاس شده 34 بار در 10 ارسال
ارسال: #63
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
(۲۵-۴-۱۳۹۲ ۱۲:۴۱ عصر)Mahsa نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام
با تشكر از niki جان . اين توضيحاتى كه گفتم  مخلوطى از برداشت هاى خودم  و همچنين گفته هاى  مرحوم استاد خواجه نورى از كتاب جنگ گره گشا بود. 
همانطور كه گفتيد گل در داستان معشوقه است ، كه نياز به دوست داشتن ، عشق ، مورد توجه قرار گرفتن دارد وهچنين دچار غرور ، زود رنجى است كه براى جلب توجه و عشق و پر كردن احساس بى همتا بودن  از حيله ( قضيه ى خارها) استفاده مى كند و در بيان عاميانه خودش رو لوس مى كنه و در ادبيات ناز مى كنه .كه همه ى اين خصوصيات در انسان هست .شازده هم كه همان كودك يا وجدان ماست از اين خصوصيات خسته ميشه ، با جنبه هاى مختلف آشنا ميشه ( به كمال مى رسه )  و مى فهمه كه ذات انسان ( يا گل شازده) خوب و بد را در كنار هم داره و انسان سر شار از نياز است كه مهمترين آن ها عشق است و اين عشق است كه وجود انسان را بى همتا و اشر ف مخلوقات كرده . البته اين برداشت من كه ممكن اشتباه باشد دوست دارم نظر شما را هم بدونم. 
آقاى رسول با تشكر از سوال هايى كه مطرح مى كنيد . به نظر من و اگر اشتباه نكنم جواب شازده به شاه جواب يك كودك به والد هست چون خيلى ساده و راحت به بايد هايى كه شاه تعيين مى كند جواب ميده .
به نظرم اين خيلى خوبه كه موتور كودكمون رو فعال كنيم سوال كنيم و كنجكاو باشيم واجازه بديم با دل به مسائل نگاه كنيم به قول روباه فقط با چشم دل مى توان خوب ديد اصل چيزها از چشم سر پنهان است.
چه جالب کارتونشو دوست داشتم ولی فقط به عنوان یه برنامه کودک هیچوقت لذتی که ازخوندن کتاب یا گوش دادنش بردم از دیدن کارتون ندیدم... کلا متفاوت بود

بحث با ناقص عقلان شیوه استاد نیستHeartHeart علم افلاطون حریف جهل مادرزاد نیست
۲۵-۴-۱۳۹۲ ۰۱:۱۲ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، admin
hadis90
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 2
کتاب مورد علاقه: شازده کوچولو/دنیای سوفی
تاریخ عضویت: ۲۰ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 0
سپاس شده 11 بار در 2 ارسال
ارسال: #64
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
کتاب بسار زیبا و جالب بود. مسائلی که امروزه آدما فراموش کردند رو با زبونی بسیار ساده و در قالب کاوش های یک سالک کوچولو به تصویر میکشه. زیباترین پیام این کتاب برای من این بود که با چشم دلم به اطراف نگاه کنم و چیزهای ساده ای که فراموش شدند رو بیاد خودم بیارم.
ضمنا یک اثر ادبی با برداشتهای متفاوتی که ازش میشه معنا پیدا میکنه. زیبایی ادبیات به همین نظرات متفاوته و اگر غیر از این بود ادبیات نمیتونست تو دورانهای مختلف زنده بمونه. نویسنده اثر رو خلق میکنه حالا با هر معنایی که تو ذهنشه و کارش تموم میشه. این خواننده است که اثر رو با تفسیراتش زنده نگه میداره.
۲۵-۴-۱۳۹۲ ۰۴:۰۱ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، Mahsa ، Niki ، admin ، RHN
reyhaneh
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 1
کتاب مورد علاقه: ارمیا
تاریخ عضویت: ۲۵ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 0
سپاس شده 4 بار در 1 ارسال
ارسال: #65
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
سلام من عضو جدید این سایت هستم و کمی غریبه!
شاید این کتاب رو برای بار هشتمه که میخونم
هر جمله ی این کتاب معنا و مفهوم خاصی داره که این کتاب رو تو کل جهان محبوب کرده.
منم از رفیقای سر سخت این کتابم!Shy
۲۵-۴-۱۳۹۲ ۰۴:۴۸ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Niki ، admin ، Mahsa ، Rasoul
Niki
سرپرست انجمن
******

مدیران ارشد
ارسال‌ها: 670
کتاب مورد علاقه: شازده کوچولو، مردی در تبعید ابدی، سمفونی مردگان، ارواح، زوال کلنل After Twenty Years
تاریخ عضویت: ۷ اسفند ۱۳۹۱
سپاس ها 2692
سپاس شده 2674 بار در 570 ارسال
ارسال: #66
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
رسول عزیز از لطفت سپاسگزارم.
در مورد سمبلها دوستان صحبتهایی داشتن و به اکثر اونا اشاره داشتن.من به مواردی که به نظرم تازه و نو میرسه اشاره میکنم.
خلبان نماد انسانهایی است که درگیر روزمرگیها و یکنواختیهای زندگی هستن و احتیاج دارن که از این فضای مسموم بتونن به نحوی رها بشن.
روباه نماد زیرکی و درایت و تدبیر و در حقیقت سمبل کسی است که معنای حقیقی زندگی را دریافته است.
سوزنبان نماد انسانهای ساده ای است که در عین حال که بطور تصادفی و لحظه ای از کنارمان میگذرند درسی هم به ما یاد داده و مسیرمان را هموارتر میسازند.
میخواره نماد کسی است که همچنان که غرق مشکلات و غمهاست تلاش میکند تا از آنها فرار کند اما با روش نادرست در حقیقت بیشتر به آنها دامن میزند.
غروب خورشید نماد اتفاقات ساده و در عین حال زیبای زندگی است.در حقیقت زیبایی های جهان هستی بطور طبیعی تسلی بخش میباشد.
مار نماد راهنمای مسیر زندگی است.
البته برداشت از این سمبلها آزاد و شخصیه و ممکنه نظرات دیگری هم باشه.دوستان خوبمون تقریباً به بقیه اشاره داشتن.
مهسا جان از اینکه منبع مطالعه ات رو به ما اطلاع دادی و همچنین از پاسخت ممنونم.در این مورد همونطور که اشاره داشتی عشق شازده به گل به نظرم نماد عشقی است زمینی و سرشار از تمایلات خود خواهانه که در سیر تحول خود به پختگی و کمال می رسه.

اما یک نکته ای هست و آن هم مربوط به نقاشی صفحه پایانی کتابه.جایی که شازده به دنیای خود رجعت می کند. همیشه با دیدن این تصویر ناخودآگاه این شعر بانو فروغ به ذهنم خطور میکند:"پرواز را به خاطر بسپار،پرنده مردنی است!"

[تصویر:  27a.jpeg]

چون به دریا می توانی راه یافت
سوی یک شبنم چرا باید شتافت؟!
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۵-۴-۱۳۹۲ ۰۵:۴۲ عصر، توسط Niki.)
۲۵-۴-۱۳۹۲ ۰۵:۳۵ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط s.eg_173 ، Mahsa ، f_hamed ، Rasoul ، admin ، myabin ، Hanna ، Nastooh ، Ermia
s.eg_173
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 11
کتاب مورد علاقه: شازده کوچولو، وقتی نیچه گریست، 4اثر از اسکاور شین، شفای کودک درون، بردبادرفته، مرغان شاخسار طرب و......
تاریخ عضویت: ۲۴ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 5
سپاس شده 34 بار در 10 ارسال
ارسال: #67
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
(۲۵-۴-۱۳۹۲ ۰۴:۴۸ عصر)reyhaneh نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام من عضو جدید این سایت هستم و کمی غریبه!
شاید این کتاب رو برای بار هشتمه که میخونم
هر جمله ی این کتاب معنا و مفهوم خاصی داره که این کتاب رو تو کل جهان محبوب کرده.
منم از رفیقای سر سخت این کتابم!Shy
ُسلام ریحانه خانوم
خیلی خوش اومدی اینجا همه رفیق سر سخت این پسرکوچولوی مو طلایی هستن...Heart

بحث با ناقص عقلان شیوه استاد نیستHeartHeart علم افلاطون حریف جهل مادرزاد نیست
۲۵-۴-۱۳۹۲ ۰۵:۴۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul
sh.ebrahimi
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 1
کتاب مورد علاقه: شازده کوچولو جان شیفته گل های معرفت کیمیاگر
تاریخ عضویت: ۲۵ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 0
سپاس شده 3 بار در 1 ارسال
ارسال: #68
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
با سلام
شازده کوچولو یکی از اثر گزار ترین کتاب هاییه که تا حالا خوندم، کتاب بسیار با ارزشیه و به نظر من نه فقط نسل کودک که مخاطب این کتاب بیشتر، نسلِ به اصطلاح بالغ جامعه است. نویسنده، اولِ کتاب مطلب جالبی رو بیان میکنه، اونجا که اون نقاشیِ خاص کشیده شده و نویسنده زمان کودکیش رو به یاد میاره که هیچ کس نفهیمده بود منظور او از اون نقاشی چی بوده.من فکر میکنم نویسنده تو این کتاب میخواد صداقت و ایمان کودکانه رو به تصویر بکشه، که انگار این دو تا با ارزش ترین چیزایی هستن که ما آدما با بزرگ شدنمون کم کمک اون ها رو از یاد میبریم....
شازده کوچولو با سفر به هر سیاره قشر خاصی از آدما رو به تصویر میکشه و با یه منطق بسیار ساده!!  مشکلاتِ اونا رو تو ذهن خودش حل و فصل میکنه.... خیلی ساده نویسنه کتاب به ماها یاد آوری میکنه که چقدر با غرور ها ، ضعف ها، و نادانی هامون پایبندِ حصاری میشیم که به دور خودمون تنیدیم..... اینکه تو حرف های خیلی خیلی ساده، مطالب به این عمیقی رو بیان میکنه آدمو متحیر میکنه....
تو ادامه سفرش شازده کوچولو یاد میگیره دوستی یعی چی، درد یعنی چی،....
با ایمان کودکانه و در عین حال بسیار عمیقش به آرزوها و باور هاش از اون آدم بزرگ میخواد که براش بره بکشه...
وای.... هر جای داستان رو که یادم میاد میبینم یه دنیا میشه دربارش حرف زد...عشقش به گلش.....و اینکه اصلا عشق ینی چی...مهم نیست که گلت از همه زیبا تر نباشه، مهم نیست که تو دنیا هزارها گل مثل گل تو وجود داشته باشن...اون چیزی که گل تو رو خاص میکنه اینه که اون گل... گلِ تواه! گلی که بهش آب دادی، ازش مراقبت کردی، اهلیش کردی....
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۵-۴-۱۳۹۲ ۱۰:۴۲ عصر، توسط sh.ebrahimi.)
۲۵-۴-۱۳۹۲ ۰۶:۰۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، admin ، Niki
arghavan
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 1
کتاب مورد علاقه: مردی در تبعید ابدی
تاریخ عضویت: ۱۹ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 0
سپاس شده 5 بار در 1 ارسال
ارسال: #69
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
(۲۴-۴-۱۳۹۲ ۰۴:۳۶ عصر)s.eg_173 نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
(۲۲-۴-۱۳۹۲ ۱۰:۴۶ صبح)f_hamed نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
با درود به تمامی دوستان در انجمن کتاب
بحث ها و نوشته های دوست عزیزم Rasoul موجب شد که برخی نقدها را در مورد این کتاب مطالعه کنم. صرفنظر از نقدی که در مورد ترجمه زنده یاد شاملو مطالعه کردم و نگارنده آقای ابوالحسن نجفی که خود مترجم هستند و ترجمه شاملو را ضعیف ارزیابی کردند، مطلب دیگری را در یک وبلاگ دیدم که چون با نظرات خودم همسو بود!!! بخش هایی را عینا کپی کردم.
شازده کوچولو نماد و سمبل یک سالک حقیقت جوست و برای دریافت حقیقت آنچه به دنبالش است از هفت مرحله عبور می کند که البته عدد هفت و هفت مرحله و هفت خان و هفت شهر در ادبیات حماسی و عرفانی کشور خودمان نیز ید طولانی دارند اما مسئله ای که مباحث این داستان به ظاهر ساده را در خور توجه می کند بیان این هفت مرحله از دیدگاه یک نویسنده اروپایی آن هم زبان به زبان و روشی ساده رسا و در حد کودکان ونوجوانان است کاری که متأسفانه در ادبیات خودمان کمتر بدان پرداخته شده و شاید به جرات بتوان گفت که ادبیات عرفانی ما بیشتر تحت تسخیر بزرگ تر ها بوده تا کوچکتر ها، که البته کوچک تر ها هم می توانند استفاده کنند به شرط آن که صبر کنند تا بزرگ تر شوند!
نقل از وبلاگ طاق نهم : http://taghe9m.persianblog.ir/post/12

منتظر نظرات شما عزیزان هستم.
باشد که این پیام شما باعث بشه آقا رسول اون ذره بینی که دستشونه  رو بزارن زمین و یه خورده مثل ما که این کتابو خوندیم و گوش کردیم. مطالعه کنند و بشنوند مطمئنا نظرشون عوض میشه....
اگه قرار باشه هرچیزی بدون نقص و کامل باشه که اونوقت ماها باید دنبال چی باشیم و برای چی تو این دنیاهای واقعی و مجازی در هم جمع بشیم.

(۲۴-۴-۱۳۹۲ ۰۴:۲۹ عصر)Rasoul نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
باید به آنتوان اگزوپری برای به چالش کشیدن افکار من و شما بعد از این همه سال تبریک ویژه گفت.
چه خوب با کتابی معما گونه ، خواننده را به تامل و کشف نا نوشته های خویش کرده است.
همیشه کودک درونم آرزوی ملاقات با حضرت علی ، ارسطو  و هیتلر را داشته است ، شاید اگزوپری هم در این لیست بگنجانم تا پرده از این معما برایم بگشاید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
[/b]   عزیز
مایه مباهات است که اینجانب را دوست خطاب کرده اید ، که دوستی با شما گوهری گرانبهاست و  باعث افتخار.
بارها نوشته شما را خواندم (دقیقا 5 بار) ، امیدوارم صدای افتادن شمشیر م را شنیده و دستهای بالا رفته مرا دیده باشید.(ولی این باعث نمی شود نظرات شما را در مورد سمبل های داستان جویا نشوم)


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
گرامی
سخنی کز دل بر آید .......................    ما همه مشتاق حرفهایی هستیم که به ذهنتون می رسد.
خیر مطالعه نکرده ام.
اون کتاب توسط یه نویسنده ایرانی نوشته شده که با گروهی به کوهنوردی میره و طی یه اتفاقی از گروه دور می افته و اتفاقات خلبان براش زنده میشه با این تفاوت که میدونه این پسرکوچولو چیه و صفحات آخر کتاب که خلبان میگه اگه یه جایی کسی رو دید که ازتون سوالای .... براش زنده میشه و بقیه داستان...
شاید شاید و بازهم شاید بشه به اون نقدهایی رو وارد کرد ولی به نوبه خودش جذابیتهایی رو داره.

پیام جهانی شازده کوچولو

[تصویر:  47.jpg]


ـ سعادت ابدی تنها در وجود خود ماست نه هیچ کجای دیگر
.

ـ زمین منزلگاهی موقتی است که باید از آن گذشت و پلکانی است که انسان را به یک سفر متعالی هدایت میکند.

ـ سکوت کردن،در خود فرو رفتن و تنهایی برگزیدن به معنی فرار از دنیا و ساختن دنیایی خیالی و غیر واقعی نیست،بلکه میتواند مقدمه دوری گزیدن از ظواهر اشیا جهان و ساختن دنیایی متعالی،دست یافتنی و شایسته انسان باشد.

ـ روی انسانی که قادر است با شجاعت خود را متحول کند و خویش را بسازد میتوان حساب کرد.

ـ باید سکوت کردن،درست دیدن و پرسش کردن را آموخت.

ـ در مقابل چیزی که با او ارتباط معنوی برقرار کرده ای مسئول هستی.

سلام به همگی دوستان
وقتی کتاب شازده کوچولو رو می‌خونم، گویی که روبه‌روی آینه‌ای ایستادم و بعضی از زوایای پنهان و آشکار خودم رو در آینه می‌بینم.
شاید راز ماندگاری این کتاب هم همین باشه که انسان‌هارو با خودشون مواجه می‌کنه. مهم نیست در چه فرهنگی و در چه جغرافیایی زندگی می‌کنیم اما اکثر کتاب‌های ماندگار ادبیات جهان کتاب‌هایی بودند که انسان رو با خودش رو‌در رو می‌کنن. ممکنه در برابر بعضی از شخصیت‌های کتاب موضع موافقی نداشته باشیم اما اگر به خودمون مراجعه کنیم و دقیق‌تر خود رو در آینه ببینیم، متوجه می شیم که همه شخصیت‌های کتاب به نوعی در زوایای وجود ما هستند و حالا ما اونا رو در این کتاب به عینه مشاهده می‌کنیم.
انسان‌ها با همه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی که دارند،  از هم جدایی ندارند.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۵-۴-۱۳۹۲ ۰۶:۳۱ عصر، توسط arghavan.)
۲۵-۴-۱۳۹۲ ۰۶:۲۴ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Mahsa ، RHN ، Rasoul ، admin ، Niki
RHN
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 8
کتاب مورد علاقه: کیمیاگر ، هنرشناخت مردم ،
تاریخ عضویت: ۲۰ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 57
سپاس شده 31 بار در 8 ارسال
ارسال: #70
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
(۲۵-۴-۱۳۹۲ ۱۱:۰۱ صبح)s.eg_173 نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام دوست خوب
شاید یکی از دلایل دیگه ای که اینبار که قصه رو خوندی برات کمتر جذابیت داشت این بود که بیشتر با واقعیت زندگی اجتماعی آشنا شدی و بیشتر با آدمهایی که تو داستان هستن در دنیای واقعی مواجه شدی و حقیقت تلخ برات پیدا شده و این باعث شد که احساس کنی این داستان تکراری و یا شاید کمی بدون جذابیت سابقه.

سلام و درود  
شاید... راستش بیشتر که فکر میکنم میبینم شخصیت الان من با چند سال پیشم خیلی منتفاوت تر شده،  ممکنه خنده دار باشه اما من کسی بودم که حتی با دیدن یه گیلاس کپک زده واقعا متاثر میشدم ! وقتی میدیدم آینده ی شکوفه ای که آرزو داشته به کمال برسه تباه شده و باید بدون اینکه فایده ای داشته باشه به زباله تبدیل بشه آزرده میشدم. اون وقتا وقتی شازده کوچولو رو میخوندم احساس میکردم که داره حرف دلمو میزنه . اما الان وقتی با درد های واقعی زندگی آشناتر شدم  وقتی پدری رو میبینم که پرپر شدن پسرشو میبینه چون خرج معالجشو نداشته، دیگه روم نمیشه برای گیلاس کپک زده  یا چریده شدن گل شازده کوچولو نگران باشم. هرچند که چیزای قشنگیه اما احساس گناه میکنی اگر با وجود این همه حقیقت دردناک  و واقعی خودتو مشغول این چیزا نگه داری. آدم بزرگا واقعا آدم های ترسناک و بی احساسی نیستند این شرایط و وظایفشونه که باعث میشه گاهی متفاوت از معیار های شازده کوچولو عمل کنن. فکر میکنم این چیزاست که باعث میشه احساس کمرنگ تری به شازده کوچولو داشته باشم. هنوز هم به عنوان یه کتاب خوب تحسینش میکنم ،خوبه گاهی بخونیمش تا از دنیای پاک بچگی فاصله نگیریم و لطافت روحمونو حفظ کنیم ، اما زیادی فانتزی بودن توی دنیای واقعی کار عاقلانه ای نیست. (که البته فانتزی بودن با درستکار بودن متفاوته)
.....................................................................
از  shokoofeh323  عزیز هم بابت پیشنهاد خوبشون ممنونم ، در اولین فرصت میخونمش .
۲۵-۴-۱۳۹۲ ۱۰:۵۹ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، admin ، Mahsa ، Niki ، myabin
f_hamed
مدیر بازنشسته
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 1,291
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی کلیدر تاریخچه زمان
تاریخ عضویت: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 4036
سپاس شده 6855 بار در 1271 ارسال
ارسال: #71
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
سلام به دوست عزیزم RHNاول اینکه به خاطر شرکتت در این بحث ازت ممنونم.
دوم اینکه به خاطر روح بزرگت تحسینت می کنم ولی دوست خوبم درسته این دنیا پره از صحنه های دردناک. پدرایی که پول درمان یا حتی سیرکردن شکم بچه هاشونو ندارن. بچه هایی که به جای اینکه باری از دوش پدر بردارن با افتادن در دام اعتیاد و فساد و ... دردی به دردهای بیشمار پدرها اضافه می کنن.
ولی دوست عزیز با همه اینها و چیزایی که هر لحظه می بینی، باز هم میشه از دیدن یک غنچه گل شاد شد و یا با دیدن قیافه خواب آلود یک بچه کوچولو تو راه مهدکودک به یاد روزای خوش بچگی افتاد.

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
۲۶-۴-۱۳۹۲ ۰۷:۰۱ صبح
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، admin ، Mahsa ، Niki ، RHN
tannaz
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 3
کتاب مورد علاقه: 'گفتگو با خدا-لطفا گوسفند نباشید-سمفونی مردگان-بادبادکباز...
تاریخ عضویت: ۱۹ خرداد ۱۳۹۲
سپاس ها 1
سپاس شده 13 بار در 3 ارسال
ارسال: #72
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
ای کاش همه ما قدر شازده کوچولوی درونمان را بیشتر بدانیم و برای اهلی کردن یکدیگر (از راه درست)تلاش کنیم و تلاش عمیقتری در زمینه مسئولیت پذیری در برابر عزیزانمان داشته باشیم
۲۶-۴-۱۳۹۲ ۱۲:۱۵ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Niki ، f_hamed ، Rasoul ، RHN ، myabin
f_hamed
مدیر بازنشسته
***

مدیران بازنشسته
ارسال‌ها: 1,291
کتاب مورد علاقه: صد سال تنهایی کلیدر تاریخچه زمان
تاریخ عضویت: ۲۱ بهمن ۱۳۹۱
سپاس ها 4036
سپاس شده 6855 بار در 1271 ارسال
ارسال: #73
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
...اما اگر تو منو اهلي كني انگار كه زندگيم را چراغان كرده باشي. آن وقت صداي پايي را مي شناسم كه باهر صداي پاي ديگر فرق مي كند: صداي پاي ديگران مرا وادار مي كند تو هفت تا سوراخ قايم بشوم اما صداي پاي تو مثل نغمه اي مرا از سوراخم مي كشد بيرون. تازه، نگاه كن آن جا آن گندم زار را مي بيني؟ براي من كه نان بخور نيستم گندم چيز بي فايده اي است. پس گندم زار هم مرا به ياد چيزي نمي اندازد. اسباب تاسف است. اما تو موهات رنگ طلا است. پس وقتي اهليم كردي محشر مي شود! گندم كه طلايي رنگ است مرا به ياد تو مي اندازد و صداي باد را هم كه تو گندم زار مي پيچد دوست خواهم داشت...
جمله های بالا برای من حال و هوای عاشقی رو تداعی می کنه! برای عاشق معشوقش با همه چیز و همه کس فرق داره و چیزهای خیلی ساده و معمولی رو صرفا به خاطر و به یاد معشوقش یه جور دیگه می بینه و ...
این یکی از اون قسمت های کتابه که من چندین بار خوندمش.

زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
۲۶-۴-۱۳۹۲ ۱۲:۵۱ عصر
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، Mahsa ، shokoofeh323 ، RHN ، Niki ، myabin ، Hanna
tannaz
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 3
کتاب مورد علاقه: 'گفتگو با خدا-لطفا گوسفند نباشید-سمفونی مردگان-بادبادکباز...
تاریخ عضویت: ۱۹ خرداد ۱۳۹۲
سپاس ها 1
سپاس شده 13 بار در 3 ارسال
ارسال: #74
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
(۲۵-۴-۱۳۹۲ ۱۰:۵۹ عصر)RHN نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام دوست عزیز شما که قبلا از چیزهای کوچیک و شاید بی اهمیت ناراحت میشدی مثلا گیلاس چروکیده ...الان می تونی از چیزهای مهمتری که پیرامونت اتاق می افته ناراحت شی.این خیلی مهمه که روح انسان حساسیت و تاثیر پذیریش رو از دست نده و  زنده  باشه وبه مرحله بالاتری برسه.همیشه همه چیز از اتفاقات کوچیک شروع میشه کسی که از پژمرده شدن یک گل ناراحت میشه یعنی چه روح حساس و ظریفی داره و این روح بزرگ و بزرگتر میشه و در آینده از اتفاقات بدی که برای انسانها می افته ناراحت میشه و ممکنه برای رفع این ناراحتی به اون انسان کمک کنه .چه بسا انسانهایی هستند که از بدترین اتفاقات که واسه هم نوعشون می افته هیچ ناراحتی به قلبشون راه نمی دن.این مسئولیت پذیری که نسبت به دنیای اطراف دارید باید هر روز بیشتر بشه و اسمش میشه سیر تکامل روح
(۲۵-۴-۱۳۹۲ ۱۱:۰۱ صبح)s.eg_173 نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام دوست خوب
شاید یکی از دلایل دیگه ای که اینبار که قصه رو خوندی برات کمتر جذابیت داشت این بود که بیشتر با واقعیت زندگی اجتماعی آشنا شدی و بیشتر با آدمهایی که تو داستان هستن در دنیای واقعی مواجه شدی و حقیقت تلخ برات پیدا شده و این باعث شد که احساس کنی این داستان تکراری و یا شاید کمی بدون جذابیت سابقه.

سلام و درود  
شاید... راستش بیشتر که فکر میکنم میبینم شخصیت الان من با چند سال پیشم خیلی منتفاوت تر شده،  ممکنه خنده دار باشه اما من کسی بودم که حتی با دیدن یه گیلاس کپک زده واقعا متاثر میشدم ! وقتی میدیدم آینده ی شکوفه ای که آرزو داشته به کمال برسه تباه شده و باید بدون اینکه فایده ای داشته باشه به زباله تبدیل بشه آزرده میشدم. اون وقتا وقتی شازده کوچولو رو میخوندم احساس میکردم که داره حرف دلمو میزنه . اما الان وقتی با درد های واقعی زندگی آشناتر شدم  وقتی پدری رو میبینم که پرپر شدن پسرشو میبینه چون خرج معالجشو نداشته، دیگه روم نمیشه برای گیلاس کپک زده  یا چریده شدن گل شازده کوچولو نگران باشم. هرچند که چیزای قشنگیه اما احساس گناه میکنی اگر با وجود این همه حقیقت دردناک  و واقعی خودتو مشغول این چیزا نگه داری. آدم بزرگا واقعا آدم های ترسناک و بی احساسی نیستند این شرایط و وظایفشونه که باعث میشه گاهی متفاوت از معیار های شازده کوچولو عمل کنن. فکر میکنم این چیزاست که باعث میشه احساس کمرنگ تری به شازده کوچولو داشته باشم. هنوز هم به عنوان یه کتاب خوب تحسینش میکنم ،خوبه گاهی بخونیمش تا از دنیای پاک بچگی فاصله نگیریم و لطافت روحمونو حفظ کنیم ، اما زیادی فانتزی بودن توی دنیای واقعی کار عاقلانه ای نیست. (که البته فانتزی بودن با درستکار بودن متفاوته)
.....................................................................
از  shokoofeh323  عزیز هم بابت پیشنهاد خوبشون ممنونم ، در اولین فرصت میخونمش .
۲۶-۴-۱۳۹۲ ۱۲:۵۳ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط f_hamed ، Mahsa ، RHN ، Niki
shokoofeh323
کاربر انجمن
*

عضو انجمن
ارسال‌ها: 3
کتاب مورد علاقه: غرور و تعصب شازده کوچولو دیدن دختر صد در صد دلخواه در صبح زیبای ماه آوریل چند نامه به شاعری جوان جین ایر عادت می کنیم هزار خورشید درخشان
تاریخ عضویت: ۲۵ تير ۱۳۹۲
سپاس ها 2
سپاس شده 14 بار در 3 ارسال
ارسال: #75
RE: هفته ی چهارم تیر ماه ۹۲ / کتاب شازده کوچولو – آنتوان دو سنت اگزوپری
(۲۵-۴-۱۳۹۲ ۱۰:۵۹ عصر)RHN  نوشته شده توسط: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
سلام و درود  
شاید... راستش بیشتر که فکر میکنم میبینم شخصیت الان من با چند سال پیشم خیلی منتفاوت تر شده،  ممکنه خنده دار باشه اما من کسی بودم که حتی با دیدن یه گیلاس کپک زده واقعا متاثر میشدم ! وقتی میدیدم آینده ی شکوفه ای که آرزو داشته به کمال برسه تباه شده و باید بدون اینکه فایده ای داشته باشه به زباله تبدیل بشه آزرده میشدم. اون وقتا وقتی شازده کوچولو رو میخوندم احساس میکردم که داره حرف دلمو میزنه . اما الان وقتی با درد های واقعی زندگی آشناتر شدم  وقتی پدری رو میبینم که پرپر شدن پسرشو میبینه چون خرج معالجشو نداشته، دیگه روم نمیشه برای گیلاس کپک زده  یا چریده شدن گل شازده کوچولو نگران باشم. هرچند که چیزای قشنگیه اما احساس گناه میکنی اگر با وجود این همه حقیقت دردناک  و واقعی خودتو مشغول این چیزا نگه داری. آدم بزرگا واقعا آدم های ترسناک و بی احساسی نیستند این شرایط و وظایفشونه که باعث میشه گاهی متفاوت از معیار های شازده کوچولو عمل کنن. فکر میکنم این چیزاست که باعث میشه احساس کمرنگ تری به شازده کوچولو داشته باشم. هنوز هم به عنوان یه کتاب خوب تحسینش میکنم ،خوبه گاهی بخونیمش تا از دنیای پاک بچگی فاصله نگیریم و لطافت روحمونو حفظ کنیم ، اما زیادی فانتزی بودن توی دنیای واقعی کار عاقلانه ای نیست. (که البته فانتزی بودن با درستکار بودن متفاوته)
.....................................................................
از  shokoofeh323  عزیز هم بابت پیشنهاد خوبشون ممنونم ، در اولین فرصت میخونمش .
دوست عزیزم، همین مثالی که شما می زنید دقیقا مثل همون گل شازده کوچولوئه. یعنی پدری که داره پرپر شدن پسرش رو می بینه، پسرش دقیقا مثل گلیه که برای اون مرد مهمترین و باارزشترین چیز دنیاس! پس نگاه شازده کوچولو هیچ تضادی با دیدن دردهای عمیق این روزهای جامعه نداره! بلکه کاملا داره همون چیز رو میگه! اینکه وقتی می بینی گل یک نفر (عشقش، ثمره ی تلاشش، کسی یا چیزی که براش عزیزه...) داره از بین میره بی تفاوت نگذری و برای تو هم مهم باشه!


و خواهش می کنم. امیدوارم از خوندن اون کتاب هم لذت ببرید.
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۶-۴-۱۳۹۲ ۰۲:۱۸ عصر، توسط shokoofeh323.)
۲۶-۴-۱۳۹۲ ۰۲:۱۲ عصر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
 سپاس شده توسط Rasoul ، f_hamed ، RHN ، Niki


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

تماس با ما   انجمن کتاب ایران   بازگشت به بالا   بازگشت به محتوا   بایگانی   پیوند سایتی RSS